5 درسی که استارتآپ ها باید بیاموزند
اریک اشمیت، مدیرعامل سابق شرکت گوگل: درس اصلی که من آموختم این است که هدفی هرچه بالاتر را نشانه بگیرید
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
TNW نام شرکتی است که خود به عنوان یک استارتآپ کارش را شروع کرد و حالا در زمینه برگزاری رخدادها و مشاوره و کمک به راهاندازی استارتآپهای دیگر فعالیت میکند. سال 2017 بود که اریک اشمیت، مدیرعامل سابق شرکت گوگل که حالا ریاست شرکت مادر گوگل یعنی آلفابت را بر عهده دارد به این شرکت سر زد و در یک سخنرانی، به نکتههایی اشاره کرد که از نظر او میتوانند استارتآپی را که از نقطه صفر شروع کرده به برندی مانند گوگل تبدیل کنند. بعدتر در گزارشی از آنچه در این نشست گذشت، TNW درسها و تجربیات اریک اشمیت را بر روی وبسایت خودش منتشر کرد که در این قسمت ترجمه آن را میخوانید.
وقتی برای تبدیل استارتآپتان به شرکتی بزرگ که میتواند دنیا را تغییر دهد به دنبال الهام میگردید، به نظر میرسد که اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل و رئيس شرکت آلفابت یکی از بهترین گزینهها برای صحبت کردن است. اکتبر سال 2017 اشمیت از TQ یکی از هابهای تکنولوژی در آمستردام که توسط شرکت TNW تاسیس شده است بازدید کرد تا بخشی از تجربیاتش را در آنجا در میان بگذارد. تمرکز TQ بر تامین مایحتاج 50 استارتآپی است که در زیرمجموعه این شرکت فعالیت دارند تا بتوانند از طریق رخدادها، امکانات و عضویت در یک جامعه مشترک به رشدی که در توان دارند دست پیدا کنند. با توجه به همین زمینهها بود که اشمیت در مورد چگونگی رشد استارتآپها از صفر تا رسیدن به نامی مانند گوگل صحبت کرد، هرچه باشد گوگل هم کارش را مانند هر استارتآپ دیگری آغاز کرد.
بزرگ بیندیشید
اشمیت اشاره میکند که همه داستان گوگل با داشتن «بنیانگذاران دیوانه» آغاز شد. دلیل این حرف چیست؟ او توضیح میدهد: «اهداف آنها بسیار بسیار بزرگتر از چیزی است که شما امکان تصورش را داشته باشید. درس اصلی که من آموختم این است که هدفی هرچه بالاتر را نشانه بگیرید.» بنابراین اگر کاملا به بالاترین هدفهایتان هم دست پیدا نکنید باز هم توانستهاید فاصله زیادی را طی کنید. اشمیت بر اساس تجربه صحبت میکند، او کسی است که از ابتداییترین مراحل کار شرکت همراه با لری پیج و سرگی برین قدم برداشته و بیواسطه شاهد این بوده است که اگر ماه را هدف بگیرید به چه موفقیتهایی میرسید. او میگوید: «باید نمایی از اهداف بزرگ و مسائل مهم جهان که میخواهید آنها را حل کنید داشته باشید. شرکتهایی که با قصد و مقیاس جهانی وارد میدان میشوند بیشتر احتمال دارد که به هدفشان برسند.»
سریع عمل کنید
دومین پیشنهاد جدی اشمیت به تمامی استارتآپهایی که برای مشاوره به او مراجعه میکنند، از جمله استارتآپهای زیرمجموعه شرکت آلفابت این است: «محصولتان را سریع روانه بازار کنید. باید همه کارها را همزمان پیش ببرید. وقت و پول شما محدود است و به لحاظ نیروهای خلاق هم حتما در مضیقه هستی. با وجود این اگر محصول درست را عرضه کنید، پولی را که میتوانید منطقا به سادگی به دست آورید میشود خرج ساخته و پرداخته کردن برندتان و توسعه کار کنید. اما رقابت در دنیاي محصولات حقیقتا دشوار است.» اشمیت توضیح میدهد که دلیل این دشواری این است که در این دوره و زمانه هزینه خلق استارتآپ بسیار پایین است: «در واقع تنها چیزی که واقعا نیاز دارید یک دستگاه کامپیوتر است و اتصال به اینترنت و البته گوگل!» اشمیت تاکید میکند: «حالا مهمترین عامل محصولی است که ارائه میدهید و باید بتوانید آن را سریع روانه بازار کنید، این همان موضوعی است که باید تمرکزتان را متوجهش کنید تا بتوانید به هدف رشد در بازار و شکست رقبا دست پیدا کنید.»
به کارمندانتان حقیقت را بگویید
در نظر بگیرید که استارتآپ شما در حال رشد سریع و حرکت به سمت اهداف بزرگی است که موسسان دیوانهاش در نظر دارند. همراه با رشد سریع و چندجانبه، مشکلات بسیاری هستند که پیش روی کار قرار میگیرند، از جمله اینکه باید اطمینان حاصل کنید که کارمندانتان به ارزشهای اساسی شرکت پایبند میمانند. اشمیت تجربه دست اولی از سروکله زدن با این نوع مشکلات دارد، غوغایی که بر سر یک ایمیل انتقادی در مورد سیاستهای استخدامی گوگل به پا شد هنوز هم در ذهن خیلیها زنده است. پس مدیران چطور باید با این مسائل کنار بیایند؟ آیا کارآفرینان میتوانند اقدامات پیشگیرانهای انجام دهند تا از پیدا شدن چنین مشکلاتی در آینده اجتناب کنند؟ اشمیت میگوید استارتآپها باید با «استقبال از تغییر سریع و صداقت بیرحمانه در مورد واقعیتهای درون شرکت» به نبرد با رنجهایی بروند که در مسیر قرار دارد. اگر کارمندان دائم در جریان واقعیتهایی که شرکت با آنها سروکار دارد قرار بگیرند، احتمال اینکه بر ضد آن موضع بگیرند به نسبت زمانی که از سوی مدیرانشان مشتی حرفهای مثبت و بازاریابانه (که قرار است به آنها القا کند: همهچیز خوب پیش میرود) تحویل میگیرند کمتر میشود.
اشمیت همچنان به این موضوع اشاره میکند که صرف نظر از اینکه چقدر سخت تلاش کنید تا با نظارت بر کارمندانتان مطمئن شوید که فرهنگ شرکت معرف حمایت از تنوع در استخدام، دسترسی آسان و شفافیت است باز هم باید به خاطر داشته باشید که: «همیشه کسانی هستند که رفتار اشتباهی دارند یا با تعصب با شما و فرهنگ غالب شرکت مخالفت میکنند.» حتی اگر استارتآپ شما (لااقل هنوز) به عدد 75 هزار کارمندی که شرکت آلفابت دارد نرسیده باشد، اشمیت به شما یادآوری میکند که: «موضوعات و مسائل مربوط به نیروی انسانی همیشه وجود دارند.» شاید این موضوع درس سختی باشد اما درسی است که همه استارتآپها آن را از سر گذراندهاند و به نظر نمیرسد که این موضوع سدی بر راه شرکت گوگل بوده باشد.
با دیگر بنیانگذاران دیوانه ارتباط بگیرید
دست آخر اینکه اگر خودتان یکی از موسسان دیوانه شرکت و استارتآپهای تازه باشید، به قول اشمیت ارتباط گرفتن و در تماس بودن با دیگرانی که هدفهای مشابه شما دارند میتواند واقعا به نفعتان باشد: «در مورد اینکه چرا سیلیکون ولی تا این اندازه موفق بوده است پژوهشهای بسیاری صورت گرفته و بهترین تحلیل در مورد موضوع این است که: چون در اینجا همه گاهی دور هم شام میخورند. البته این جمع شاگرداولها است و بنابراین مهمانیهای شامشان خیلی هیجانانگیز نیست، با وجود اين داشتن این ارتباطات رودرروی غیررسمی همان چیزی است که جرقه ایدههای دیوانهوارتر بیشتری را به وجود میآورد که ممکن است روزی تبدیل به استارتآپهای انقلابی دیگری شوند.»
