از صفر تا گوگل

5 درس­ی که استارت‌آپ­ ها باید بیاموزند

تاريخ 1398/02/23 ساعت 09:44

اریک اشمیت، مدیرعامل سابق شرکت گوگل: درس اصلی که من آموختم این است که هدفی هرچه بالاتر را نشانه بگیرید

زهرا چوپانکاره/ آینده نگر

TNW نام شرکتی است که خود به عنوان یک استارت‌آپ کارش را شروع کرد و حالا در زمینه برگزاری رخدادها و مشاوره و کمک به راه­اندازی استارت‌آپ­های دیگر فعالیت می­کند. سال 2017 بود که اریک اشمیت، مدیرعامل سابق شرکت گوگل که حالا ریاست شرکت مادر گوگل یعنی آلفابت را بر عهده دارد به این شرکت سر زد و در یک سخنرانی، به نکته­هایی اشاره کرد که از نظر او می­توانند استارت‌آپی را که از نقطه صفر شروع کرده به برندی مانند گوگل تبدیل کنند. بعدتر در گزارشی از آنچه در این نشست گذشت، TNW درس­ها و تجربیات اریک اشمیت را بر روی وب‌سایت خودش منتشر کرد که در این قسمت ترجمه آن را می­خوانید.

وقتی برای تبدیل استارت‌آپ‌تان به شرکتی بزرگ که می­تواند دنیا را تغییر دهد به دنبال الهام می­گردید، به نظر می­رسد که اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل و رئيس شرکت آلفابت یکی از بهترین گزینه­ها برای صحبت کردن است. اکتبر سال 2017 اشمیت از TQ یکی از هاب­های تکنولوژی در آمستردام که توسط شرکت TNW تاسیس شده است بازدید کرد تا بخشی از تجربیاتش را در آنجا در میان بگذارد. تمرکز TQ بر تامین مایحتاج 50 استارت‌آپی است که در زیرمجموعه این شرکت فعالیت دارند تا بتوانند از طریق رخدادها، امکانات و عضویت در یک جامعه مشترک به رشدی که در توان دارند دست پیدا کنند. با توجه به همین زمینه­ها بود که اشمیت در مورد چگونگی رشد استارت‌آپ­ها از صفر تا رسیدن به نامی مانند گوگل صحبت کرد، هرچه باشد گوگل هم کارش را مانند هر استارت‌آپ دیگری آغاز کرد.

 بزرگ بیندیشید

اشمیت اشاره می­کند که همه داستان گوگل با داشتن «بنیان­گذاران دیوانه» آغاز شد. دلیل این حرف چیست؟ او توضیح می­دهد: «اهداف آنها بسیار بسیار بزرگ‌تر از چیزی است که شما امکان تصورش را داشته باشید. درس اصلی که من آموختم این است که هدفی هرچه بالاتر را نشانه بگیرید.» بنابراین اگر کاملا به بالاترین هدف‌هایتان هم دست پیدا نکنید باز هم توانسته­اید فاصله زیادی را طی کنید. اشمیت بر اساس تجربه صحبت می­کند، او کسی است که از ابتدایی­ترین مراحل کار شرکت همراه با لری پیج و سرگی برین قدم برداشته و بی‌واسطه شاهد این بوده است که اگر ماه را هدف بگیرید به چه موفقیت­هایی می­رسید. او می­گوید: «باید نمایی از اهداف بزرگ و مسائل مهم جهان که می­خواهید آنها را حل کنید داشته باشید. شرکت­هایی که با قصد و مقیاس جهانی وارد میدان می­شوند بیشتر احتمال دارد که به هدفشان برسند.»

 سریع عمل کنید

دومین پیشنهاد جدی اشمیت به تمامی استارت‌آپ­هایی که برای مشاوره به او مراجعه می­کنند، از جمله استارت‌آپ­های زیرمجموعه شرکت آلفابت این است: «محصولتان را سریع روانه بازار کنید. باید همه کارها را هم­زمان پیش ببرید. وقت و پول شما محدود است و به لحاظ نیروهای خلاق هم حتما در مضیقه هستی. با وجود این اگر محصول درست را عرضه کنید، پولی را که می­توانید منطقا به سادگی به دست آورید می­شود خرج ساخته و پرداخته کردن برندتان و توسعه کار کنید. اما رقابت در دنیاي محصولات حقیقتا دشوار است.» اشمیت توضیح می­دهد که دلیل این دشواری این است که در این دوره و زمانه هزینه خلق استارت‌آپ بسیار پایین است: «در واقع تنها چیزی که واقعا نیاز دارید یک دستگاه کامپیوتر است و اتصال به اینترنت و البته گوگل!» اشمیت تاکید می­کند: «حالا مهم­ترین عامل محصولی است که ارائه می­دهید و باید بتوانید آن را سریع روانه بازار کنید، این همان موضوعی است که باید تمرکزتان را متوجهش کنید تا بتوانید به هدف رشد در بازار و شکست رقبا دست پیدا کنید.»

به کارمندانتان حقیقت را بگویید

در نظر بگیرید که استارت‌آپ شما در حال رشد سریع و حرکت به سمت اهداف بزرگی است که موسسان دیوانه‌اش در نظر دارند. همراه با رشد سریع و چندجانبه، مشکلات بسیاری هستند که پیش روی کار قرار می‌گیرند، از جمله اینکه باید اطمینان حاصل کنید که کارمندانتان به ارزش­های اساسی شرکت پایبند می­مانند. اشمیت تجربه دست اولی از سروکله زدن با این نوع مشکلات دارد، غوغایی که بر سر یک ایمیل انتقادی در مورد سیاست­های استخدامی گوگل به پا شد هنوز هم در ذهن خیلی­ها زنده است. پس مدیران چطور باید با این مسائل کنار بیایند؟ آیا کارآفرینان می­توانند اقدامات پیشگیرانه­ای انجام دهند تا از پیدا شدن چنین مشکلاتی در آینده اجتناب کنند؟ اشمیت می­گوید استارت‌آپ­ها باید با «استقبال از تغییر سریع و صداقت بی­رحمانه در مورد واقعیت­های درون شرکت» به نبرد با رنج­هایی بروند که در مسیر قرار دارد. اگر کارمندان دائم در جریان واقعیت‌هایی که شرکت با آنها سروکار دارد قرار بگیرند، احتمال اینکه بر ضد آن موضع بگیرند به نسبت زمانی که از سوی مدیرانشان مشتی حرف­های مثبت و بازاریابانه (که قرار است به آنها القا کند: همه‌چیز خوب پیش می­رود) تحویل می­گیرند کمتر می­شود.

اشمیت همچنان به این موضوع اشاره می­کند که صرف نظر از اینکه چقدر سخت تلاش کنید تا با نظارت بر کارمندانتان مطمئن شوید که فرهنگ شرکت معرف حمایت از تنوع در استخدام، دسترسی آسان و شفافیت است باز هم باید به خاطر داشته باشید که: «همیشه کسانی هستند که رفتار اشتباهی دارند یا با تعصب با شما و فرهنگ غالب شرکت مخالفت می­کنند.» حتی اگر استارت‌آپ شما (لااقل هنوز) به عدد 75 هزار کارمندی که شرکت آلفابت دارد نرسیده باشد، اشمیت به شما یادآوری می­کند که: «موضوعات و مسائل مربوط به نیروی انسانی همیشه وجود دارند.» شاید این موضوع درس سختی باشد اما درسی است که همه استارت‌آپ­ها آن را از سر گذرانده­اند و به نظر نمی­رسد که این موضوع سدی بر راه شرکت گوگل بوده باشد.

با دیگر بنیان­گذاران دیوانه ارتباط بگیرید

دست آخر اینکه اگر خودتان یکی از موسسان دیوانه شرکت و استارت‌آپ­های تازه باشید، به قول اشمیت ارتباط گرفتن و در تماس بودن با دیگرانی که هدف­های مشابه شما دارند می­تواند واقعا به نفعتان باشد: «در مورد اینکه چرا سیلیکون ولی تا این اندازه موفق بوده است پژوهش­های بسیاری صورت گرفته و بهترین تحلیل در مورد موضوع این است که: چون در اینجا همه گاهی دور هم شام می­خورند. البته این جمع شاگرداول­ها است و بنابراین مهمانی­های شامشان خیلی هیجان­انگیز نیست، با وجود اين داشتن این ارتباطات رودرروی غیررسمی همان چیزی است که جرقه ایده­های دیوانه­وارتر بیشتری را به وجود می­آورد که ممکن است روزی تبدیل به استارت‌آپ­های انقلابی دیگری شوند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.