کسبوکارهای چندملیتی که بر مصرفکننده هندی تکیه کردهاند بهزودی ناامید میشوند
طبقه متوسط هند بعد از چین، هدفي است که همه سرمایهگذاران بزرگ و شرکتهای خارجی چشم امید به آن دوختهاند. اما بررسیها نشان میدهد طبقه متوسط هند پولی برای هزینه کردن روی کالاهای مصرفی ندارد و سرمایهگذاران باید چشم طمع از طبقه متوسط این کشور بردارند.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر/ منبع اصلی:اکونومیست
طبقه متوسط در همه شهرهای جهان به دنبال افزایش درآمد است. میل به افزایش درآمد در میان طبقه متوسط بازارهای نوظهور نیز شایع است. در چین بیش از هر نقطه جهان میتوان شاهد این تکاپوی طبقه متوسط بود. فهرست خرید آنها هر روز متفاوتتر میشود، از لباسهای طراحی غربی گرفته تا تلاش برای خرید وسایل برقی جدید و ماشینهای آخرین مدل و در نهایت سفرهای خارجی که جزو جدیدترین ژانرهاي لاکچریهای دستیافتنی است.
بسیاری از شرکتهای بزرگ در دنیا بعد از چین، چشم امیدشان به طبقه متوسط هند است. آنها امید دارند که طبقه متوسط در این کشور رشد کند و مشتری کالاهایشان بشود. به هر حال هند کشوری با 1میلیارد و 300میلیون نفر جمعیت است و سریعترین رشد اقتصادی را در جهان تجربه میکند. شرکتهایی مانند اپل و علیبابا که در گذشته در چین به سودهای کلان دست یافتهاند اکنون نگاهشان به جیب طبقه متوسطِ هند است. برخی شرکتها مانند آمازون و فیسبوک نیز که از کِشتیِ پرسود چین جا ماندهاند در تلاشاند که این بار از قافله عقب نمانند و خودشان را در میان شرکتهای فعال در هند قالب کنند.
شور و اشتیاق نسبت به هند وصفناشدنی است. تیم کوک رئیس اپل ادعا کرده که شباهتهای بسیاری میان چین و هند میبیند. او معتقد است هند همان جایی قرار دارد که چین چند سال پیش قرار داشت. به همین خاطر است که او در صحبت با سرمایهگذاران سعی میکند با خوشبینی از هند یاد کند. البته او تنها رئیس شرکتهای بزرگي نیست که به هند امید زیادی دارد. استارباکس، زارا، بیامو، همه اینها جزو شرکتهایی هستند که نگاه دوراندیشانهای به هند دارند.
شرکتها برای دست یافتن به سود در هند از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند. آمازون برای حضور خود در این کشور 5میلیارد دلار سرمایهگذاری کرده، علیبابا نیز 500میلیون دلار صرف بازاریابی در این کشور کردهاست. برخی دیگر نیز به دنبال راهاندازی استارتآپهایی متناسب با طبقه متوسط هند هستند. اوبر سعی کرده به خیابانهای این کشور راه پیدا کند، گوگل، فیسبوک و نتفلیکس نیز هرکدام در نوع خود تلاشهایی داشتهاند. مصرفکنندگان هند به بازاری بزرگ در نگاه این سرمایهگذاران تبدیل شدهاند. بررسیهای آنها نشان میدهد بین 300 تا 400میلیون هندی باید در طبقه متوسط باشند (مطابق با طبقه متوسطِ جهانی). انتظار میرود این رقم تا سال 2025 به 550میلیون نفر برسد.
پرنده طلاییِ بیپول
اما آیا واقعاً شرکتها باید خودشان را برای دست یافتن به این طبقه متوسط هلاک کنند؟ بررسیهای مکنزی نشان میدهد این به اصطلاح «پرنده طلایی» حقیقتی تلخ و قابل تأمل در خود دارد: «طبقه متوسط هند پولی برای خرج کردن در کیسهاش ندارد.» افراد ثروتمند بسیار زیادی در هند وجود دارند اما تعداد آنها کمتر از چند میلیون نفر است. تعداد بسیار زیادی نیز موفق شدهاند به بالای خط فقر برسند اما واقعیت این است که آنها فقط میتوانند خرج خورد و خوراکشان را دربیاورند. آن تعدادی که بتوانند به عنوان مصرفکنندگان برای کالاها و خدمات این کسبوکارهای آنلاین پول خرج کنند آنقدر کماند که به چشم نمیآیند.
شرکتهایی که تلاش کردهاند بخت خود را در کسب سود به کمک طبقه متوسط هند امتحان کنند تاکنون با بازگشت سرمایه بسیار اندکی مواجه شدهاند که آنها را حسابی ناامید کردهاست. تجارت الکترونیک به عنوان مشتی نمونه خروار بدترین نتیجه را داشتهاست. انتظار میرود میلیونها هندی از کسبوکارهای آنلاین در هند حمایت کنند. چنین چیزی اکنون کاملاً ناممکن به نظر میرسد. در سال 2016 فروش تجارت الکترونیک رشدی بسیار ناچیز داشت. شاید میزان رشد آن نسبت به متوسط جهانی بیشتر باشد اما از آنچه کارشناسهای اقتصادی پیشبینی کردهبودند و البته از برآورد سرمایهگذاران بسیار کمتر است و به همین خاطر به نظر ناامیدکننده میآید. بررسیها نشان میدهد هندیهای طبقه متوسط اگر پولی هم به دست بیاورند دیگر تمایلی به خرج کردن آن برای کالاهای مصرفی ندارند بلکه ترجیح میدهند آن را صرف تحصیلات بهتر یا بهداشت و درمانِ خود کنند. در چنین شرایطی شرکتهای بزرگ با چه امیدی در کشوری مانند هند سرمایهگذاری میکنند؟ آنها باید آگاه شوند که هندیها دیگر به دنبال مصرفگرایی نیستند. طبقه متوسط گمشده در این کشور به دنبال اهداف بزرگتری است. هند متفاوت از همه نقاط جهان خودش را نشان میدهد و این حقیقتی است که سرمایهگذاران باید باور کنند؛ آنها باید چشم طمع از هند بردارند.

