اختصاصی سایت خبری اتاق تهران: حسین حقگو، تحلیلگر صنعتی
رضا نیازمند، تكنوكراتي وطنپرست و اخلاقي كه جايش بسيار خالي است.
حسین حقگو
عجم اوغلو و رابينسون در كتاب «چرا ملتها ( كشورها ) شكست میخورند؟» ضمن نقد سه فرضيه شايع و رايج در جهان در مورد دلايل شكست كشورها در مسير توسعه يعني فرضيه جغرافيا، فرضيه فرهنگ و فرضيه جهل نتيجه میگیرند آنچه سبب افول يا قدرت گيري جوامع میشود نهادهاي متفاوت سياسي و اقتصادي آنهاست. درواقع نهادها با تأثیر گذاشتن بر رفتارها و انگیزهها در زندگي واقعي، موفقيت و شكست كشورها را رقم میزنند. استعداد فردي در هر سطحي از جامعه مهم است، بااینهمه، يك چارچوب نهادي براي تبديل آن استعداد به نيرويي مثبت نياز است.
مرحوم نيازمند كه اين يادداشت در بزرگداشت اولين سالگرد درگذشت ايشان نوشته شده است در يكي از آخرين گفتگوهای خود به بهترين وجه صحت چارچوب تحليلي فوق را بيان میکند. آنجا كه از ترغيب تجار به توليد محصولات بجاي واردات آنها و ساختن زيربناي توسعه صنعتي بر اساس نقشه و طرح مشخص سخن میگوید:
«ما میگفتیم حاجآقا برخوردار، تو که تلویزیون وارد میکنی لطفاً بیا تولید کن. اگر نیایی ما تعرفه تلویزیون را بالا میبریم؛ یعنی تو که میروی پول میدهی میخری و میآوری، دم گمرک هم تازه ۲۰ درصد از تو میگیرم. دیگر سودی برایت نمیماند. ولی وقتی بسازی که دیگر عوارض گمرک نمیدهی برای اینکه در داخل ساختهای. این ابزار کارمان بود که تاجر را تبدیل به صنعتگر کنیم. تاجر دلش نمیخواست صنعتگر شود. صنعتگر با سروکله زدن با کارگرها و قوانین کارگری و اعتصابات و دردسرها و یکعالمه آدم که باید برود در کارخانهاش تا چند هزارتا تلویزیون بسازد. من مگر دردسر میخواهم. من یک کاغذ مینویسم سونی اینقدر فلان برای من بفرست، یک ماه دیگر میفرستند دم دکان من میفروشم، پولهایم را جمع میکنم. ما گفتیم آنجا عوارض گمرک اضافه میشود، عوارض زیاد از تو میگیریم، برو حسابهایت را بکن. تمام اینها البته کار من بود؛ که من باید تکتک واردکنندگان را دعوت میکردم و از آنها میخواستم بهجای تجارت به تولید مشغول شوند.»
مرحوم نيازمند بهخوبی میدانست كه براي پيشرفت و توسعه كشور بايد «نهاد» ساخت، «نهادهاي خوب» چراکه از اين طريق میتوان افراد را به سختکوشی، بهرهورتر شدن از نظر اقتصادي و ثروتمند شدن خودشان و كشورشان ترغيب كرد: «ما پنجشنبهها مینشستیم تصمیماتی میگرفتیم که جلوی پای صنعتگران باز باشد. اولین چیزی که تصمیم گرفته شد، اینکه ما کاری کنیم که صنعتگران پولدار شوند. نباید چشمتنگ باشیم. اگر کسی یکدفعه میلیونر شد بگوییم این میلیونر شده پدرش را دربیاوریم. تا آدمها میلیونر نشوند مملکت جلو نمیرود. وظیفه تو این است که اول میلیونر کنی. میگفتیم، آقاجان راه پولدار شدن این نیست که بنشینی یک کاغذ بنویسی که پنج هزارتا اجاقگاز برای من بفرستید، من حاجآقا کی هستم، یک مهر بزنی که آنیکی بفرستد که بیاید و تو بگذاری در دکان بفروشی. این کار بچههاست. چیزی را آوردن و در دکان گذاشتن و فروختن کار بچههاست. موقعی باید من برایت وسیله فراهم کنم که پولدار شوی که این را اینجا بسازی.»
مرحوم نيازمند اگرچه يكي از تأثیرگذارترین افراد در روند توسعه اقتصادي و صنعتي ايران در دهه چهل و اوايل دهه پنجاه بود اما در طي اين مسير تنها و يكه نبود و بودند افراد برجسته ديگري كه چه در برنامهریزی و چه در اجرا امكان چنين روند توسعهای را فراهم كردند. چنانكه خود آن مرحوم میگوید «اگر بگویم دکتر عالیخانی پدر تکنوکراسی در ایران هستند بیراهه نگفتهام، مسلماً این کار را ایشان انجام دادند. شکلگیری وزارت اقتصاد به سرپرستی او واقعه بسیار مهمی بود و اگر بررسی کنید متوجه خواهید شد تمام صنایع سنگین فعلی، نقطه صفر شروعش از همینجا بود».
البته عاليخاني نيز در خاطرات خود از نقش مهم مرحوم نيازمند در اين مسير سخن میگوید: كسي كه خيلي به من كمك كرد، معاون صنعتیام در آن زمان، مهندس نيازمند بود كه خوشبختانه هنوز هم در ايران به فعاليت فكري و علمي خودش ادامه میدهد و يكي از عزیزترین همكارهاي من و يكي از بهترين دوستان من بوده و هست. خودش هم با تجربهای كه در مورد مسائل صنعتي داشت بهصورت فوقالعاده خوبي وارد شد.
در اين بررسي مختصر نبايد سهم عظيم سازمان «سازمان برنامه» را در ايجاد اين روند توسعهای و بهکارگیری نيروهاي زبده و سازماندهی آنان در قالب دستگاهها و وزارتخانههای مختلف ناديده گرفت.
چنانكه با آغاز برنامه سوم عمرانی در سال 1341، فصلی مهم در نظام برنامهریزی کشور گشوده و در طي برنامه چهارم (51-1346) پي گرفته شد. فصلي كه با تمرکززدایی از نظام برنامهریزی كشور و مشاركت دهي بخشهای مختلف و استانها در اين فرآيند توسعهای شناخته میشود. چنانکه در دوران ریاست صفی اصفیا در «سازمان برنامه» سعی شد تا برنامهریزی در سازمان انجام شود و اجرا تا حدود بسیاری به دستگاههای اجرایی واگذار گردد. نهادهايي همچون «سازمان گسترش و نوسازي صنايع»، «سازمان مديريت صنعتي» و…كه مرحوم نيازمند پایهگذار آنها بود در چنين فضايي ايجاد شدند.
دوراني كه به «دوره طلایی اقتصاد ایران» مشهور است. «چراکه از یکسو شاهد رشد دورقمی اقتصاد (11 درصد ) و از سوی دیگر تورم پایین تکرقمی ( 2/4 درصد) هستیم». در اين دوره ایجاد و توسعه صنایع کوچک و متوسط با بهرهگیری حمایت دولت انجام و فضای کسبوکار مناسب و بهرهگیری از سرمایهگذاری خارجی و استفاده مؤثر از سرمایههای بخش خصوصی توسط این بخش فراهم میشود. از طرف دیگر ایجاد و اداره صنایع سنگین استراتژیک همچون فولاد، ماشینسازی، پتروشیمی توسط دولت صورت پذیرفت. بهطوریکه در پایان برنامه چهارم برای نخستین بار سهم بخش خصوصی نسبت بهکل سرمایهگذاری از سهم بخش دولتی پیشی گرفت.
مرحوم نيازمند راجع به اين دوره میگوید: «ژاپن در آن موقع با رشد صنعتی ۱۶ درصد بالا میرفت. هیچ مملکتی در دنیا به این سرعت بالا نمیرفت. ما به ژاپن رسیدیم. در دوران عالیخانی رشد صنعتی ما 5/16 درصد بود. عالیخانی این بزرگبینی را به شورای اقتصاد و شخص شاه منتقل کرد و در حقیقت شاه تکنوکراسی را پذیرفت.»
تفاوت ايران و ژاپن اما ازجمله در يك تفاوت اساسي و آن عدم همراهي نهادهاي سياسي با باز شدن و فراگير شدن نهادهاي اقتصادي بود. نهادهاي اقتصادي فراگير نيازمند حقوق مالكيت و فرصتهای اقتصادي برابر براي همه و نه قشر و طبقه خاص و آزادي انعقاد قراردادها و تبادل در بازارها و… است. مؤلفههایی كه بر بنیانی شكل میگیرند كه نهادهاي سياسي ايجادشان كرده است؛ «اين فرآيندي سياسي است كه نهادهاي اقتصادي را مشخص میکند و … اين نهادهاي سیاسیاند كه تعيين میکنند مردم تحت لواي كدامين نهادهاي اقتصادي زندگي كنند و باز اين نهادهاي سیاسیاند كه چگونگي كاركرد اين فرايند را رقم میزنند» ( عجم اوغلو ).
مرحوم نيازمند اين عدم همراهي نهاد سياست با نهاد اقتصاد براي تحقق امر توسعه را اینگونه شرح میدهد، روايتي كه تشريح كننده پايان خدمت و کنارهگیری وي از دولت نيز است: «در سال آخري كه در سازمان گسترش بودم شاه كاري كرد كه من ديگر تحمل كار كردن با او را نداشتم. او دكتر عاليخاني را كه واقعاً نجاتدهنده كشور از ركود خانمانسوز اميني بود، وزيري كه تكنوكراسي را در اين كشور بروكراسي متداول كرد و ايران را چنان در جاده رفاه انداخت كه با ژاپن رقابت ميكرد، بدون دليل از وزارت اقتصاد برداشت و كرد رئیس دانشگاه تهران و پس از مدت كوتاهي از آنجا هم برداشت و گفت شما از کار خسته شدهايد و بهتر است برويد و استراحت كنيد. شاه با اين حركت بيوفايي شديد خود را به كاركنان باوفایش نشان داد. حال من در انتظار بودم كه يك روز نوبت من شود و من را هم اخراج كند و به سطل خاكروبه بیندازد. اتفاقاً چندي نگذشت كه دومين نفري كه همراه دكتر عاليخاني اقتصاد شكوفاي دهه 40 را درست كرده بود يعني دكتر محمد يگانه، دوست 40 ساله من را هم شاه اخراج كرد. اخراجي مفتضحانه. منزل يگانه نزديك منزل من بود. يك روز اول شب همسر آمریکایی يگانه تلفن كرد كه بيا محمد سكته كرده، رفتم ديدم كه آمبولانس آمده و دكتر اسلامي رئیس بيمارستان تهران كلينيك هم آمده و دارند محمد را ميبرند. از خانمش پرسيدم چه شد؟ گفت: ما با محمد و بچهها داشتيم تلويزيون تماشا ميكرديم كه تلويزيون هويدا نخستوزیر را نشان داد كه در مقابل شاه ايستاده و دارد گزارشي را ميخواند. هويدا گفت: شاهنشاها برحسب اوامر ملوكانه كه فرموديد كار وزرا ارزيابي شود ما كار همه وزرا را ارزيابي كرديم، كار محمد يگانه، وزير آباداني و مسكن از همه بدتر بود اگر اجازه فرماييد كار او به ديگري داده شود. شاه هم تاييد كرد. محمد كه داستان را تماشا ميكرد یکمرتبه فرياد زد و افتاد كه ما به دكتر اسلامي تلفن كرديم آمد و گفت سكته كرده و او را برد بيمارستان. اين دو واقعه يعني اخراج دو نفر از دوستان بسيار عزيز من چنان در من تأثیر گذاشت كه ديگر نميتوانستم براي دستگاهي كه شاه در رأس آن است كار كنم و قبل از اينكه من را هم مفتضحانه اخراج كنند، خودم استعفا دادم».
فرآيند توسعه هرچند امري پيچيده و درهمتنیده با مناسبات و روابط نهادها و دستگاهها در حوزههای مختلف اقتصادي و سياسي و اجتماعي است اما بیشک اراده و عشق افراد در تحقق و شکلگیری آن از طريق ايجاد «نهاد» هاي مناسب نقش اساسي دارد.
مرحوم نیازمند بیشک يكي از اين افراد بوده است. انساني كه در همين چند نقلقول مختصر از گفتارش نشان میدهد انساني بسيار وطندوست و صاحب دانش و تجربه و نهاد ساز و اخلاقگرا بوده است. تكنوكراتي وطنپرست و اخلاقي كه جايش بسيار خالي است.
منابع:
-چرا كشورها شكست میخورند، عجم اوغلو و رابينسون، پويا جبل عاملي و محمدرضا فرهادي پور – دنياي اقتصاد
-گفتوگو با رضا نيازمند، بنيانگذار سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران: ايدرو را چگونه ساختم؟ تعادل 3/8/95
-روایت رضا نیازمند به قلم علیرضا بهداد
-خاطرات دكتر علينقي عاليخاني، به كوشش علي دهباشي _ 1393 سازمان اسنادو كتابخانه ملي ايران
-تاريخچه برنامهریزی توسعه در ايران- احمد آل ياسين—مركز نشر ثمر
-اقتصاد و دولت در ايران- موسي غني نژاد- دنياي اقتصاد
