چرا باید کمتر گوشت بخوریم و کمتر سوار هواپیما شویم؟
نسل امروزی نمیتواند با استفاده از سوختهای فسیلی به آزادسازی کربن در جو زمین مشغول باشد و کار جمعکردن آن را به نسل بعدی بسپرد. این بیمسئولیتی بزرگ و بسیار پرهزینهای است
آینده نگر/منبع: نیوساینتیست
همیشه میدانستیم آن روز آخر زمین دارد میرسد. چندین دهه داشتند به ما هشدار میدادند و چندین سال اخیر را هم با حس واضحی از تغییر آب و هوا در اطرافمان سپری کردهایم. با وجود این، کارهای لازم را انجام ندادیم و حالا فرصت دارد با سرعت وحشتناکی از دستمان میرود. آخرین هشداری که به ما داده شده این است که نباید بگذاریم زمین بیشتر از 1.5 درجه گرم شود، هرچند که همان گرمشدن هم خیلی زیاد است. اما اصلا معلوم نیست که برای مدیریت و تحقق همین هدف هم اراده کافی را داریم یا نه. نکته فقط این است که دیگر نمیتوان اقدام لازم برای مقابله با گرمشدن زمین را عقب انداخت یا در موردش تعلل کرد. آیا بشر بالاخره راضی میشود دست از خودخواهی و بیفکری بردارد؟
ما باید به صورت فردی از همین حالا کار را شروع کنیم. یعنی برخی از راحتیهای زندگیمان را کنار بگذاریم و این کار را تا موقعی که زندهایم هم ادامه بدهیم. سیاستمداران و دولتها هم باید از حمایت دائمیشان از سوختهای فسیلی دست بردارند و به دنبال سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، ایجاد تحول در سیستمهای حمل و نقل و مقابله با نابودی جنگلها باشند. از همه مهمتر، این ذهنیت که باید رشد اقتصادی را به قیمت هر نوع نابودی ادامه داد کنار گذاشته شود.
اگر همین حالا از اطرافیان بپرسید آیا این کارها به نظرشان عملی میآید یا نه، پاسخ منفی خواهند داد. اما واقعیت این است که دیگر باید هشدارها را جدی بگیریم، وگرنه تا زمانی که نوههایمان به دنیا بیایند و بخواهند روی زمین زندگی کنند، با شرایطی بسیار دشوار و ویرانگر مواجه خواهند شد. وقت تا همین حد تنگ است.
اگر کشورهای مختلف دنیا به تعهدات معاهده پاریس برای مقابله با تغییرات اقلیمی پایبند میماندند، زمین تا سال ۲۱۰۰ میلادی سه درجه گرم میشد. اما حالا حتی کشورهایی مثل امریکا به همان تعهد هم پایبند نیستند؛ در حالی که سه درجه افزایش دمای زمین در نوع خودش خیلی زیاد است و آن آب و هوای مطبوعی که باعث شده تمدن بشر طی قرون متوالی رونق بیابد از بین خواهد رفت. در هریک از قارههای جهان، موارد متعدد از موج گرما، سیل، آتشسوزی در جنگلها، خشکسالی و قحطی رخ خواهد داد و کسی نمیتواند خودش را از آن مستثنا کند.
آنچه که خیلی از مردم جهان هنوز نمیدانند میزان خرابیهایی است که حتی با افزایش چیزی نزدیک به دو درجه در گرمای زمین حاصل میشود. یک نمونهاش نابودی اکوسیستم در ۱۳ درصد از اراضی زمین و افزایش خطر نابودی گیاهان و جانوران است. اگر ما حتی نیم درجه از افزایش گرما جلوگیری کنیم – یعنی اجازه ندهیم گرمایش زمین از یک و نیم درجه بیشتر شود- این خطرات برای حیات روی زمین نصف میشود.
آنچه که مردم جهان میتوانند انجام بدهند این است که به افرادی در سطوح مختلف اداره ممالک رأی بدهند که به صرف هزینه برای انرژیهای تجدیدپذیر و مقابله با عوامل موثر بر گرمایش زمین اعتقاد داشته باشند و بتوانند سهمی را که کشورشان در افزایش دمای زمین ایفا میکند پایین بیاورند. آنچه که به تدریج میتواند در این راه انجام شود شامل نصب و بهکارگیری گسترده سیستمهای استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر بادی و خورشیدی است؛ به طوری که تا سال 2050 بین 70 تا 85 درصد از برق مورد نیاز جهان از این راه تامین شود. همچنین جنگلها باید گسترش یابند تا قابلیت جذب دی اکسید کربن از جو زمین بالا رود. اما حتی در همین شرایط هم جهان در نیمه اول قرن بیست و یکم چارهای نخواهد داشت جز آنکه مقدار زیادی کربن را از جو زمین استخراج کند و آن را به زیر زمین منتقل کند. از آن بدتر اینکه تکنولوژی لازم برای این کار در مراحل اولیه توسعه است و معلوم نیست که چطور میتوان به صورت جهانی از آن استفاده کرد. نکته دیگر هم این است که نسل امروزی نمیتواند با استفاده از سوختهای فسیلی به آزادسازی کربن در جو زمین مشغول باشد و کار جمعکردن آن را به نسل بعدی بسپرد. این بیمسئولیتی بزرگ و بسیار پرهزینهای است.
اما مردم خودشان میتوانند کارهای دیگری هم برای مقابله با گرمایش زمین انجام دهند؛ از جمله اینکه کمتر گوشت بخورند، بیشتر از دوچرخه برای حمل و نقل استفاده کنند و کمتر سوار هواپیما شوند. بسیاری از مردم با تجربه آلودگی شدید هوا و کاهش منابع آب در شهرهای مختلف جهان به حسی از خطرات آینده رسیدهاند اما هنوز آن را کاملا جدی نگرفتهاند.
مجموعه آنچه از هشدارهای واضح اخیر دانشمندان در خصوص گرمایش زمین به دست میآید این است که دیگر جایی برای ذهنیت «صبر کنیم ببینیم چه میشود» وجود ندارد. مقابله با گرمایش زمین و نابودی حیات را باید همین حالا شروع کنیم.
