نگاهی به سناریوی تبدیل امريكا به بزرگترین تولیدکننده نفت دنیا
سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ بهانهای برای پلکیدن دور کشورهای ثروتمند نفتی مثل عربستان سعودی نخواهند داشت و قادر نخواهند بود امنیت امريكا را با نزدیکی به این کشور توجیه کنند
آینده نگر/منبع: بلومبرگ/خاویر بلاس، گزارشگر نفتی فایننشال تایمز و بلومبرگ
آخرین باری که استخراجکنندگان نفت در امريكا روزانه 10 میلیون بشکه نفت پمپ میکردند خیلی دور است و به زمان ریاست جمهوری ریچارد نیکسون برمیگردد. در آن زمان، هنوز اولین بحران نفتی رخ نداده بود و امريكاییها را با هراس به خرید خودروهای تویوتا وادار نکرده بود. در آن زمان، فراکینگ هنوز یک تکنیک آزمایشی به شمار میآمد که بعضی از مهندسان نفت رویش کار میکردند و هنوز موفقیت زیادی هم نصیبشان نشده بود. آن زمان، دهه ۱۹۷۰ بود و هر بشکه نفت به قیمت ۱.۸۰ دلار فروش میرفت.
حالا که تقریبا پنج دهه از آن زمان میگذرد، قیمت نفت خیلی بالاتر است و تولید روزانه نفت خام امريكا نیز دارد بالا میرود و دوباره هشترقمی میشود. این درواقع نقطه مهمی برای امريكا به شمار میرود چون امريكاییها میخواهند در آینده بزرگترین تولیدکننده نفت جهان باشند. آنها میگویند از این طریق، گام بزرگی به سوی استقلال انرژی برخواهند داشت.
اما اگر اینطور شود و امريكا صندلی اول تولید نفت جهان را از روسیه یا عربستان سعودی بگیرد، اوضاع ژئوپليتیک جهان به شدت تغییر خواهد کرد و حتی ممکن است نظم نوینی در حوزه انرژی شکل بگیرد. این تغییر قطعا به سود امريكاست ولی نه به سود سیاره زمین.
یکی از این تغییرات این است که نفوذ یکی از نیروهای مهم نیم قرن گذشته – یعنی کشور نفتی مدرن- در سطح جهان کاهش خواهد یافت. در چنان شرایطی، سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ بهانهای برای پلکیدن دور کشورهای ثروتمند نفتی مثل عربستان سعودی نخواهند داشت و قادر نخواهند بود امنیت امريكا را با نزدیکی به این کشور توجیه کنند. از سوی دیگر، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) برای توافق در مورد تولید نفت شرایط سختتری را تجربه خواهد کرد و ممکن است قیمت نفت از همین بابت کاهش بیابد. در چنین شرایطی برخی زخمهای اختلافات قدیمی در این سازمان سر باز خواهند کرد. این تغییر البته وضعیت کشورهای دیگر – از جمله روسیه- را نیز به شدت تغییر خواهد داد و میتواند سیاست خارجی روسیه و نیز اوضاع مالی آن را تحت تاثیر زیادی قرار دهد.
در میانه بحث در خصوص جلو افتادن امريكا در تولید نفت، رهبری مثل دونالد ترامپ هم سعی دارد از فرصت استفاده کند و موضوع را از «استقلال در حوزه انرژی» به «غلبه داشتن بر حوزه انرژی» تبدیل کند. دولت او قصد دارد مساحتهای عظیمی از اقیانوسها را به روی اکتشاف نفتی باز کند. او همچنین میخواهد برای اولین بار در چهل سال اخیر، انجام عملیات در مناطق حفاظتشده حیات وحش قطبی را مجاز کند. اجراییشدن این کار ممکن است سالها طول بکشد اما تولیدی که فقط از آلاسکا میتواند در این راستا به دست بیاید آنقدر زیاد است که چشمها را خیره میکند: ۱۱.۸ میلیارد بشکه نفت خام قابل دسترسی.
صد البته که این تصویر از نظر دولت امريكا خیلی خوب به نظر میرسد اما واقعیت چیز دیگری است. سه سال اخیر، یکی از گرمترین سالهایی بودهاند که از قرن نوزدهم به بعد ثبت شدهاند؛ و ظاهرا ترامپ در برنامههایش هیچ جایی را برای منابع انرژی که کمی با محیط زیست مهربانتر باشند و سیاره زمین را گرمتر نکنند باقی نگذاشته است. اما فرمانداران برخی ایالتهای ساحلی امريكا از قبل هشدار دادهاند که اکتشاف و استخراج نفت میتواند صنعت گردشگری را در سواحل این ایالات از بین ببرد چون همواره احتمال نشتی نفت وجود دارد. از آنجا که گردشگری خودش صنعتی بسیار پرسود و تریلیون دلاری است و استخراج نفت نیز بسیار بیشتر از گردشگری به محیط زیست لطمه میزند، این ایالتها تردیدی در مخالفت با برنامههای دونالد ترامپ در این خصوص نشان ندادهاند. مثلا فلوریدا به دنبال ممانعت حقوقی از انجام چنین عملیاتهایی در آینده است. نکته دیگر هم این است که هرچه تمرکز بیشتری دوباره روی نفت صورت بگیرد و کار آسانتر باشد، تخصیص منابع به تحقیقات در باب انرژیهای تجدیدپذیر مثل انرژی خورشیدی و بادی کمتر خواهد شد. این چیزی است که بسیاری از ایالات امريكا خواهان وقوعش نیستند. درواقع وقتی قیمت نفت بالاست، بیشترین سرمایهگذاری روی تحقیقات در مورد انرژیهای تجدیدپذیر صورت میگیرد و خیلیها خواهان تداوم این روند هستند.
نفت شیل چطور موفق شد؟
موفقیت نفت شیل تا همین چند سال پیش اصلا محتمل به نظر نمیرسید. در اواخر سال ۲۰۱۴، عربستان سعودی که اهداف مختلف و ضربهزدن به رقبای مختلفی را در ذهن داشت، رقبای امريكاییاش را نیز هدف قرار داد. در آن زمان به جای اینکه تولید نفت کاهش یابد تا قیمت بالا بماند، عربستان سعودی به اوپک فشار آورد تا تولید را بالا نگه دارند و نتیجه این شد که قیمت نفت ظرف چهار ماه از بشکهای 100 دلار به بشکهای ۴۰ دلار کاهش پیدا کرد. یکی از مهمترین اهداف سعودیها این بود که شرکتهای نفت شیل امريكا را با این کار زمین بزنند و انقلاب شیل به نقطه پایان برسد. در ابتدا اینطور به نظر میرسید که عربستان موفق هم شده است. تولید نفت امريكا از حداکثر روزانه ۹.۶ میلیون بشکه به ۸.۵ میلیون بشکه کاهش پیدا کرد. بسیاری از شرکتهاي نفت شیل مثل پرمیان باسین در تگزاس و باکن فورمیشن در داکوتای شمالی ورشکست شدند چون هزینه تولید نفت شیل بسیار بالاتر از قیمت نفت در بازارهای جهانی درمیآمد و به صرفه نبود. دهها هزار نفر از کارکنان نفتی امريكا شغل خود را از دست دادند.
با وجود اين، صنعت نفت شیل امريكا از رو نرفت. آنها با وامهای زیاد و تلاش برای کاهش هزینهها سعی کردند کار خود را حفظ کنند. نتیجه این شد که در سال ۲۰۱۶ وقتی که اوپک با کاهش تولید نفت موافقت کرد، اوضاع به سود نفت شیل امريكا نیز تمام شد. به تدریج، سهام این شرکتها بالا رفت.
اما آن شرایط سخت گذشته از جهات زیادی به سود شرکتهای نفت شیل تمام شده بود. آنها به نسخههای کارآمدتری از خودشان تبدیل شده بودند که میتوانستند شرایط سختی مثل کاهش قیمت نفت را از سر بگذرانند و زنده بمانند. واقعیت این است که نفت شیل دیگر شانسی و کمبهره نیست. تکنولوژی در آن نقش زیادی ایفا میکند و زمینشناسان قادرند با روشهای بسیار پیشرفته در این زمینه حرکت کنند. درواقع نفت شیل الان به صورت همزمان در جهت افزایش تولید و افزایش سود حرکت میکند.
تولید به شیوه فراکینگ هم پیشرفت زیادی کرده است. در این روش، آب و شن با شدت به زیر زمین تزریق میشود تا سنگها فرسایش پیدا کنند و نفت آنها آزاد شود. به صورت خلاصه میتوان گفت که این روش هم دیگر دوران نوزادی خود را سپری کرده و میتوان روی آن حساب کرد. این هم میتواند دلیل دیگری برای مقاومت در برابر شرایط احتمالی کاهش قیمت نفت قلمداد شود.
نتیجه این تحولات چه بود؟ در ماه اکتبر، واردات نفت خام و مواد پالایششده به امريكا به روزانه کمتر از ۲.۵ میلیون بشکه رسید. این کمترین رقمی است که از سال ۱۹۷۳ ثبت شده است. این در حالی است که یک دهه پیش، واردات نفت امريكا حتی به روزانه ۱۲ میلیون بشکه هم میرسید.
وضعیت جدید امريكا ممکن است برای سازمان اوپک دردسرساز باشد و چالشی غیرمنتظره ایجاد کند. مثلا اگر اوپک بخواهد در آینده تولید را پایین بیاورد، تولیدکنندگان نفت شیل امريكا میتوانند با افزایش تولید به آن واکنش نشان بدهند و سهم اعضای اوپک از بازار را به خود اختصاص بدهند. در آن صورت، تاثیرگذاری اوپک روی قیمتها با چالش مواجه خواهد شد. این وضعیت در عین حال به سود روسیه نیز نخواهد بود چون روسیه با تولید بالای خود به درآمد عظیم نفتیاش نیز وابستگی زیادی دارد.
سال گذشته همزمان با توسعه تولید نفت شیل امريكا، واردات نفت به امريكا (از عربستان سعودی) به کمترین میزان خود در سی سال اخیر رسید. در چنین وضعیتی، کشورهایی مانند چین و ژاپن بسیار بیشتر از امريكا وابسته به نفت خاورمیانه خواهند شد.
اما در همین شرایط هم، همه چراغها برای امريكا سبز نیست. امريكا از فراز و فرودهای بازار جهانی نفت در امان نیست و نخواهد بود. مثلا وقتی قیمت نفت به دلیل تحولات سیاسی در خاورمیانه بالا برود، قیمتها در امريكا نیز تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. یا مثلا یک چالش دیگر که از افزایش تولید نفت شیل امريكا حاصل خواهد شد نیز این است که پالایشکنندگان دچار ضرر خواهند شد. پالایشکنندگان پیشتر میلیاردها دلار صرف تجهیزات برای پالایش نفت خام غلیظ، پر سولفور و کمکیفیت مکزیک، ونزوئلا، کانادا و عربستان سعودی میکردند. کیفیت نفت شیل اما آنقدر بالاست که اوضاع را تغییر میدهد.
با وجود اين، به صورت کلی نمیتوان گفت که افزایش تولید نفت امريكا همهچیز را در نظم انرژی جهان تغییر خواهد داد. مثلا نفوذ دلارهای نفتی کشورهای عربی خلیج فارس در لابیهای واشینگتن به این زودیها از بین نخواهد رفت. در عین حال، نفت شیل راه درازی را برای تطبیق خودش با مصرف جهانی پیش رو خواهد داشت. حتی این احتمال هم وجود دارد که تولید نفت امريكا به بالاترین سطح خود برسد اما قیمت نفت در بازارهای جهانی کاهش نیابد. در آن صورت، عربستان سعودی و روسیه همچنان با تولید بالای خود به مانعی بزرگ در برابر استقلال انرژی امريكا تبدیل خواهند شد.
حتی اگر نگاهی رادیکالتر به قضیه بیندازیم، میبینیم که اینهمه حرف درباره استقلال انرژی امريكا کمی بیراه است. واقعیت این است که تا وقتی امريكا و تمام کشورهای دیگر دنیا به منابعی فسیلی مانند نفت وابستگی دارند، نمیتوانند از استقلال حرف بزنند. اتفاقی که دنیا نیاز دارد در آینده شاهدش باشد، این است که از وابستگی به این نوع انرژیها خلاص شود.
