پیتر دیاموند پیشبینی افراد از رفتار دیگران را عاملی مهم در فعالیت اقتصادی میداند
در مدل نارگیلی دیاموند، چگونگی عملکرد یک اقتصاد پژوهشی که در آن تجارتکنندگان نمیتوانند به صورت آنی شریکی برای خود پیدا کنند، تحلیل میشود. این مدل برای اولین بار در سال 1982، از طریق مقالهای در ژورنال اقتصاد سیاسی، معرفی شد.
آینده نگر
پیتر آرتور دیاموند، اقتصاددانی آمریکایی است که نامش بیش از هر چیز به «تامین اجتماعی» گره خورده. دیاموند که بیشترین حجم تحلیلهایش را بر تامین اجتماعی متمرکز ساخته بود، در سال 2010 موفق شد همراه با دِیل مورتنسن و کریستوفر پیساریدیس نوبل اقتصاد را دریافت کند.
دیاموند تاکنون سهم بسیاری در حیطههای گستردهای از علم اقتصاد داشته که شامل بدهی دولت و تجمیع سرمایه، بازارهای سرمایهای و تقسیم ریسک، مالیاتبندی بهینه، جستوجو و تطبیق بازارهای کار و بیمههای اجتماعی میشود. یکی از حیطههایی که دیاموند در آنها سهم بسزایی داشته، مدل همپوشانی نسلی است. این مدل که OLG هم نامیده میشود یکی از چارچوبهای اصلی تحلیلی در مطالعه دینامیک اقتصاد کلان و رشد اقتصاد است. پیش از مدل OLG، مدل رشد نئوکلاسیک رمزی-کاس-کوپمانز استفاده بیشتری داشت که در آن، افراد عمری بینهایت دارند. در مدل OLG هر فرد عمری محدود دارد. چقدر محدود؟ آنقدر که با یک دوره زندگی فرد بعدی همپوشانی پیدا کند.
دیاموند سهم زیادی را در تصحیح و تغییر این مدل به خود اختصاص داده. در نسخه او از این مدل، تمایل افراد به پسانداز، بیش از مقداری است که به لحاظ اجتماعی بهینه باشد. این مسئله منجر به ناکاراییِ دینامیکی میشود. دیاموند در سال 1965، مدل رمزی-کاس-کوپمانز را با یک عامل که عمری محدود دارد، گسترش داد. در نسخه او، چینش سیستم به گونهای است که افراد جدید به صورت پیوسته به دنیا میآیند و پیرترها میمیرند. دیاموند چارچوب کار خود را از پائول ساموئلسون گرفتهبود و ساموئلسون درباره مدلش گفتهبود: «مدلی دقیق از مسئله مصرف- وام.»
به نظر دیاموند، از آنجایی که افراد در سطوح مطلوبیت مختلف، به دنیا میآیند، نمیتوان به روشنی «رفاه اجتماعی» را ارزیابی کرد. یکی از نتایج اصلی مقاله دیاموند در این زمینه این است که تعادلی که مرکززدایی شده باشد، میتواند کارایی پارتو داشته باشد، حتی اگر پیش از آن ناکارا بوده باشد.
*مدل نارگیلی
در مدل نارگیلی دیاموند، چگونگی عملکرد یک اقتصاد پژوهشی که در آن تجارتکنندگان نمیتوانند به صورت آنی شریکی برای خود پیدا کنند، تحلیل میشود. این مدل برای اولین بار در سال 1982، از طریق مقالهای در ژورنال اقتصاد سیاسی، معرفی شد.
محتوای اصلی این مدل، این است که انتظارات مردم از سطح فعالیت مجموع، نقشی حیاتی در تعیین همان سطح فعالیت اقتصادی بازی میکند. این مدل تاکنون به روشهایی گوناگون تفسیر شدهاست که از بین آنها بیشترین تفسیر درباره بازار کار استفاده میشود. طبق این کاربست، آنچیزی که نرخ طبیعی بیکاری نامیده میشود، چیزی یکتا و منحصر به فرد نیست، و حتی اگر منحصر به فرد هم باشد، ممکن است کارا نباشد. مدل دیاموند به نفع اقتصاددانان نوکینزی استفاده میشد. آنها این عقیده را داشتند که مدل نارگیلی دیاموند توانی بالقوه برای توضیح منشأ «ناکامی در هماهنگی» ایجاد میکند، و با استفاده از این مدل میتوان توضیح داد که چرا بازارها در شفافسازی خود ناتوان هستند.
نام این مدل، از تصور اولیه دیاموند میآید. او یک جزیره را در نظر گرفتهبود، که نماد اقتصادی بسته است، و در آن افرادی زندگی میکنند که فقط نارگیل مصرف میکنند. نارگیلها از طریق «چیده» شدن از درختان ساحلی، به دست ميآيند و در واقع «تولید» میشوند. به خاطر تابویی که در این جزیره وجود دارد، شخصی که نارگیلی میچیند نمیتواند آن را به تنهایی مصرف کند، بلکه باید به دنبال شخصی دیگر باشد که او هم نارگیل چیده. این دو شخص باید نارگیلهای خود را معامله کنند، تا بتوانند آنها را بخورند. نکته کلیدی در اینجا نهفتهاست که وقتی شخصی یک درخت پیدا میکند، از آنجایی که بالا رفتن از این درخت هزینهبر است، تنها در صورتی از درخت بالا میرود که افرادی دیگر که حاضر به انجام چنین کاری باشند، به اندازه کافی در جزیره حضور داشته باشند. اگر کسی دیگر وجود نداشته باشد که حاضر به بالا رفتن از درخت باشد، آنگاه امکان معامله و مصرف نارگیل نیز به صفر خواهد رسيد و این عمل صورت نخواهد گرفت. دیاموند بر همین اساس، نتیجه مهم خودش را میگرفت: پیشبینی افراد، از رفتار اقتصادی دیگران، نقشی اساسی در تعیین نتیجه نهایی بازی میکند.
پیتر دیاموند
29 آوریل 1940، پیتر دیاموند در شهر نیویورک آمریکا به دنیا آمد. پدربزرگ و مادربزرگ او در ابتدای قرن بیستم به آمریکا مهاجرت کردهبودند. او کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه ییل گرفت و برای گرفتن مدرک دکتری به دانشگاه مشهور MIT رفت، و نهایتا در سال 1963 موفق به انجام این کار شد. در سال 2010، نوبل اقتصاد را به خاطر «تحلیلی که از بازار، همراه با اصطکاکهای پژوهشی ارائه دادهبود» دریافت کرد. «پروفسور موسسه» بالاترین درجهای است که یک استاد دانشگاه MIT میتواند کسب کند، و دیاموند در حال حاضر با این درجه مشغول به تدریس است. او در سال 2011 به دلیل درگیریهای سیاسی با جمهوریخواهان، عضویت در هیئت رئیسه فدرال رزرو را نپذیرفت.
