برای جذب سرمایه عجله نکنید

اکوسیستم استارت‌آپ‌های ایرانی هم از آسیب واسطه‌گری و دلالی‌ها در امان نمانده است. این واسطه‌ها بین استارت‌آپ‌ها و سرمایه قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرند و به نظر من به نابودی این فضا دامن می‌زنند.

هانی حجت انصاری، موسس شبکه اجتماعی آشپزی /منبع: آینده نگر

*نباید خسته شد

تکراری بودن ایده در زمینه راه‌اندازی کسب و کارهای نو یکی از چالش‌های فعالیت استارت‌آپی در ایران برشمرده می‌شود. به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد در این زمینه دچار یک چرخه شدیم که از تکراری بودن ایده در آن هم نفع می‌بریم و هم آسیب می‌بینیم. اگر ایده‌ای داشته باشید که تا امروز در هیچ کشوری به مرحله اجرا نرسیده، با مسیری تاریک روبه‌رو خواهید بود که شما اولین رهرو آن هستید و ممکن است اطرافیان به شما اعتماد نکنند و به همین دلیل ایده شما را رد کنند. از سوی دیگر بعضی صاحبان سرمایه و شتاب‌دهنده‌ها صرفا ایده‌های بکر را دنبال می‌کنند و ایده‌های تکراری را نمی‌پذیرند. در مقابل مراجع دیگری هستند که به پیاده‌سازی ایده‌های تکراری بیشتر روی خوش نشان می‌دهند تا ایده‌های تجربه‌نشده. شکل‌گیری این چرخه باعث شده زمینه ناامیدی فعال استارت‌آپی در مراحل اولیه پررنگ شود اما نباید خسته و ناامید شد. این گام اول در کار شماست و اگر می‌خواهید کسب وکاری برای خودتان داشته باشید باید صبر کنید.

به نظر من هردو یعنی هم ایده‌های بکر و دست‌نخورده و هم ایده‌های تکراری قابل انجام است و مهم این است که فعالان استارت‌آپی برای پیاده‌سازی چه روش‌هایی را دنبال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و این روش‌ها تا چه اندازه در فضای کسب و کار ایران جواب می‌دهد. اگر یک ایده تکراری دارید، باید در روش‌های پیاده‌سازی متفاوت از دیگران عمل کنید. در حال حاضر ایده تاکسی‌یاب که در دنیا بیشتر با نام اوبر شناخته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، در ایران توسط شرکت‌های متعدد دنبال شده است اما هرکدام از این شرکت‌ها تلاش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند چیز دیگری به خدمات حمل و نقل شهری اضافه کنند تا در فضای کسب‌وکار باقی بمانند. نکته مهم ایجاد یک ارزش تازه برای خدمتی است که پیش از شما هم عرضه می‌شده است. البته عنصر زمان و رقبا در پیاده‌سازی ایده‌های تکراری از اهمیت بسزایی برخوردار است. در حال حاضر تعداد زیادی از استارت‌آپ‌ها براساس ایده خدمات حمل و نقل شکل گرفته است و شاید جامعه کشش حضور یک خدمات‌دهنده دیگر با این ایده تکراری را نداشته باشد. پس در این شرایط شاید بهتر باشد کمی صبر کنید و به این سؤال پاسخ دهید که کسب‌ وکار شما چه تفاوتی با شرکت‌های دیگر دارد؟ چه‌ چیز جدیدی در چنته دارید؟ قرار است چه ارزش متفاوت و تازه‌ای به خدمات اضافه کنید؟

*هنر نشان دادن آمار به سرمایه‌گذار

نشان دادن آمار اولیه از استارت‌آپ شما به سرمایه‌گذار یک مهارت است. پیش از آن باید قدرت پیش‌بینی را تقویت کرد و براساس پیش‌بینی‌ها به سرمایه‌گذار نشان داد که این ایده به موفقیت می‌رسد. پیش‌بینی آینده و مقایسه آن با هر ابزار آماری ممکن به اقناع صاحبان سرمایه کمک می‌کند. به طور حتم اگر نتوانید چشم‌انداز خوبی از آینده استارت‌آپ نشان دهید، هیچ سرمایه‌گذاری به شما امیدوار نخواهد شد. این یک هنر است که داده‌های آماری به ویژه آمار آینده را روی کاغذ نشان دهیم.

نکته مهم‌تر پاسخ درست به یک سؤال تعیین‌کننده در کسب‌وکار شماست. چه زمانی باید به سراغ سرمایه‌گذار برویم؟ تا زمانی که ایده به اندازه کافی در ذهن شما پخته نشده نباید به سرمایه‌گذار رجوع کنید. باید پیش از طرح ایده نزد سرمایه‌گذار محصول اولیه را ایجاد کرده باشید. مشورت با دوستان و اطرافیان و استفاده از ظرفیت‌های آنها بهتر از سهیم کردن یک سرمایه‌گذار حرفه‌ای در مرحله اول کار است. اگر سرمایه‌گذار حرفه‌ای در مراحل اولیه کار در جریان ایده شما قرار بگیرد، به صاحب استارت‌آپ تبدیل خواهد شد تا سرمایه‌گذار، بنابراین رجوع به آنها در اولین گام‌هایی که برمی‌دارید به نفع شما نیست. ما برای توسعه شبکه اجتماعی پاپیون پس از دو سال و اندی کار به سرمایه‌گذار مراجعه کردیم و فکر می‌کنم نباید در ارتباط با سرمایه‌گذار عجله کرد.

*بین استارت‌آپ‌ها و سرمایه‌گذارها چه می‌گذرد؟

اکوسیستم استارت‌آپ‌های ایرانی هم از آسیب واسطه‌گری و دلالی‌ها در امان نمانده است. این واسطه‌ها بین استارت‌آپ‌ها و سرمایه قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرند و به نظر من به نابودی این فضا دامن می‌زنند. نزدیک به 100 استارت‌آپ با این واسطه‌ها برای جذب سرمایه وارد قرارداد شدند در حالی که در نهایت در فرآیند همکاری با آنها به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسند. پیشنهاد‌های هیجان‌انگیز این واسطه‌ها به  استارت‌آپ‌ها و شتاب موسسان کسب‌وکارهای نو برای دریافت تسهیلات و کم‌تجربگی در برخورد با این واسطه‌ها به آسیب‌های جبران‌ناپذیری منجر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.

*سطح کار، مدیر را تعیین می‌کند

زمانی که یک استارت‌آپ تبدیل به یک موسسه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود می‌توان اداره آن را به یک مدیر که خارج از حلقه اولیه ایجادکننده استارت‌آپ است سپرد. استارت‌آپ پاپیون در حال حاضر  تبدیل به یک شرکت شده است اما هنوز خودمان آن را اداره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم. البته شرایط مدیریت استارت‌آپ‌ها را می‌توان تابعی از قوانین و مقرراتی که در آینده درباره آنها وضع می‌شود هم دانست اما به طور کلی اینکه چه‌کسی یک شرکت استارت‌آپی را مدیریت کند بیش از هرچیز به سطح فعالیت شرکت بستگی دارد. شاید در سطوح بالای کار بهتر باشد مدیریت را به کس دیگری سپرد، مثل واسپاری مدیریت توسط یکی از بنیان‌گذاران اوبر.