دولت چین چطور با یک تیر، چند نشان اقتصادی میزند؟
بخوانید تا ببینید رقابت بین كلانشهرهای چین چگونه دارد سرعت رشد اقتصاد این کشور را افزایش میدهد و همه را راضی میکند.
آینده نگر/منبع: مجله بررسی اقتصادی چین
حال و اوضاع صنایع سنتی چین این روزها چندان جالب نیست. در پنج سال اخیر، منطقه شمال شرقی این کشور که زمانی صنایع اولیهای مثل فولاد و نفت را در خود جا داده بود به شدت در حال افول بوده و حتی مراکز اصلی ذخایر معدنی چین – از جمله در هبی- نیز به شدت افت کردهاند. در یک دهه گذشته، حدود یکسوم از ۶۰۰ شهر چین تا حدی کوچک شدهاند. حتی چشماندازی که برای جمعیت روستایی پراکنده دور از كلانشهرهای چین وجود داشت نیز تا حد زیادی کمرنگ شده است. اما علت اینهمه افول چیست؟ پاسخ این سوال شاید شگفتزدهتان کند.
آنچه که اینهمه دردسر درست کرده، عملا همان پیشرفت اقتصادی سریع چین است. در سالهای اخیر، اقتصاد چین بیش از گذشته به صنایع تکنولوژیک جدید و نیز خدمات مدرن جدید مثل هوش مصنوعی، خودروهای هوشمند، هواپیمای بیسرنشین، ربات، واقعیت مجازی، تکنولوژی سبز و اینترنت موبایل وابسته شده است. همین مسئله باعث شده که مشاغل در چین و رشد اقتصاد این کشور به شکل فزایندهای روی كلانشهرهایی که همین تکنولوژیها و خدمات را تولید و ارائه میکنند متمرکز شود. این كلانشهرها مثل آهنربا در جهت جذب نیروی کار ماهر و نیز سرمایه عمل میکنند و منابعی را که میتوانست جذب بخشهای دیگر اقتصاد چین در مناطق دیگر شود، منحصرا به خود اختصاص میدهند. صنایع سنتی چین از همین مسئله به شدت ضربه خوردهاند.
رشد سریع صنایع تکنولوژیک چین بیش از هر چیز خود را در نمایشگاه اخیر سالانه وسایل الکترونیک لاسوگاس نشان داد. چهل درصد از کل شرکتهایی که محصولات خود را در این نمایشگاه عرضه کرده بودند متعلق به چین بود. این رقم خیلیها را شگفتزده کرد چون حتی تا پنج سال پیش هم نمیشد حدس زد چین تا این حد در این حوزهها پیشرفت کند. بسیاری از این شرکتهای چینی مستقر در شنژن هستند؛ اولین منطقه ویژه اقتصادی چین که حالا به پایتخت نوآوری این کشور هم تبدیل شده است.
اما شنژن در این راه تنها نیست. بسیاری از شهرهای چینی دیگر – مثل پکن، شانگهای، گوانگجو، چنگدو و شیان- هم صنایع بسیار پیشرفتهای را در خود جا دادهاند. اما در میان اینهمه پیشرفت، كلانشهرهای چین اهداف دیگری را نیز دنبال میکنند.
دو تصویر متفاوت از كلانشهرهای چین
به رغم تمام پیشرفتی که در كلانشهرهای چین دیده میشود و نقشی که آنها در رشد اقتصادی این کشور بازی میکنند، آنچه که ناظر بیرونی از این كلانشهرها مشاهده میکند وضعیتی است که با دنیای مدرن و مقتضیات آن همخوانی ندارد: كلانشهرهای چین بیمار به نظر میرسند. آلودگی هوا و ترافیک غیرقابل تحمل است، نظام خدمات درمانی و آموزش و پرورش به اندازه کافی توسعه پیدا نکردهاند، قیمت مسکن به طرز وحشتناکی بالاست و مهاجرت از مناطق روستایی به شکل بیرویهای به این شهرها جریان دارد.
آنچه که سیاستگذاران چین به عنوان راهحل این وضعیت در كلانشهرها مورد توجه قرار دادهاند این است که دولتهای محلی باید اوضاع را «کنترل» کنند. این رویکرد که حتی در رسانهها هم به وضوح دربارهاش صحبت میشود این است که بیماری كلانشهرهای چین از جمله پکن و شانگهای را فقط از یک راه میتوان تا حدی درمان کرد و آن هم مقابله با رشد سریع جمعیت است.
همین منطق بود که باعث شد مقامات محلی در شانگهای و پکن اعلام کنند برنامهشان این است که جمعیت خود را به ترتیب به ۲۵ و ۲۳ میلیون نفر کاهش دهند و جلوی افزایش مجدد آن را بگیرند. این شهرها در تحقق این هدف خیلی هم جدی هستند. مثلا در ماه نوامبر، روند تخریب هزاران آلونک که در حومه پکن به صورت غیرقانونی ساخته شده بود و مهاجران روستایی در آنها زندگی میکردند آغاز شد. این مهاجران روستایی در پکن کار میکردند اما در نهایت مجبور شدند به روستاهای خودشان برگردند. این برنامه و برنامههای مشابه باعث شده که جمعیت در برخی كلانشهرهای چین واقعا رو به کاهش بگذارد. در ماه ژانویه، اداره ملی آمار چین اعلام کرد که جمعیت شانگهای و پکن در سال ۲۰۱۷ کاهش یافته است. این اولین بار پس از باز شدن درهای اقتصاد چین در سال ۱۹۷۸ است که چنین خبری درباره این دو شهر مهم منتشر میشود.
قرار است روند کنترل جمعیت كلانشهرها ادامه هم پیدا کند و به خصوص مرکز شهرها با جابهجایی اجباری تا حدی خلوت شود. مقامات كلانشهرها حتی بر این نکته هم تاکید دارند که میخواهند با این جابهجاییها، راه را برای احداث فضای سبز در مرکز شهرها هموار کنند و قرار نیست ساخت و ساز شهری در مکانهای خالیشده آغاز شود.
اما بسیاری از کارشناسان معتقدند چنین روشهای اجباریاي در شکلدهی كلانشهرها و به خصوص کنترل مهاجرت به آنها، به شدت به اقتصاد چین لطمه خواهد زد و دقیقا همان مشکلات اولیه را تشدید خواهد کرد. مهمترین علتش این است که شهرهای بزرگ کاملا بیشتر از شهرهای کوچک میتوانند فرصت شغلی ایجاد کنند. طبق گزارش بانک توسعه آسیا در سال ۲۰۱۶، افزایش جمعیت شهری میتواند هم اشتغال و هم سطح درآمد را بالا ببرد و این در مورد تمام سطوح جامعه صدق میکند.
در چنین زمانهای که چین در تلاش است فرصتهای شغلی جدید در حوزه تکنولوژی را برای جبران مشاغل ازدسترفته در صنایع سنتیاش ایجاد کند، چنین اقداماتی در كلانشهرها میتواند کاملا به ضرر موتور رشد اقتصادی این کشور باشد.
مسئله به خصوص از این جهت اهمیت بیشتری دارد که نقش كلانشهرها در گذار چین به سمت صنایع تکنولوژیک و جدید خیلی زیاد است و آینده چین را همین مسئله رقم خواهد زد. در چنین شرایطی، منتقدان سیاست کاهش جمعیت در كلانشهرها میگویند مشکل چین بزرگبودن شهرهایش نیست، بلکه مشکل این است که شهرها باید خیلی از این بزرگتر میبودند! هرچه باشد کلید آینده اقتصادی چین در دست كلانشهرهایش است و بس.
كلانشهرها چه میکنند؟
مقامات كلانشهرهای چین در کنار برنامههایی مثل کاهش جمعیت مهاجران روستایی، کارهای بسیار نوآورانهای هم کردهاند که آینده چین را تغییر خواهد داد. درواقع رقابت و تلاش شدید این شهرها برای ایجاد رشد اقتصادی قویتر و جلو زدن از سایر مناطق چین، با سیاست نیز درآمیخته بوده است. دولت مرکزی چین مشوقهای سیاسی زیادی برای مقامات محلی مناطقی که در راه رشد اقتصادی موفق عمل کرده باشند در چنته دارد و همین مسئله به شدت روی صنعتیشدن سریع این مناطق و تحول ساختاری آنها به سمت رشد بیشتر تاثیر میگذارد.
به صورت خلاصه، نمیتوان روی نقش دقیق رقابت میانشهری در توسعه صنایع تکنولوژیک چین دست گذاشت اما واضح است که این رقابت، پیامدهایی منفی در حوزههای دیگر به جا گذاشته است. البته در درازمدت، چنین رقابتهای منفياي میتوانند نتایجی عموما مثبت نیز در بر داشته باشند چون همان مشوقهای سیاسی حکومتی عملا مقامات محلی را وادار میکند که به تفکر خلاق، آزمایش موثر راههای جدید و اتخاذ سیاستهای پیشرو رو بیاورند. تحقیقاتی که در این خصوص توسط اقتصاددانان انجام شده، نشان میدهد که رقابت بین مقامات محلی در چین، سهم بسیار مهمی در صنعتیشدن سریع چین در دهه ۱۹۹۰ داشت. یک علت مهم آن هم زمین بود. زمین در گامهای اول صنعتیشدن میتواند نقشی بسیار مهم به عهده داشته باشد. و همه میدانند که در چین، زمین به صورت اصولی در اختیار و اداره مقامات محلی بوده و هست. بنابراین، دولتهای کوچک محلی از زمین به عنوان اهرمی برای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی استفاده کردند. این مسئله به خصوص در توسعه دلتای رود مروارید و رود یانگتسه چین در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ خودش را نشان داد.
در یک دهه گذشته، این رقابت منطقهای همچنان ادامه داشته است اما كلانشهرها سردمدار آن بودهاند. افزایش دستمزدها و کاهش بازگشت سرمایه در صنایع سنتی باعث شده که نیاز به مدرنیزاسیون در چین خیلی ضروری شود و بنابراین استراتژیهای مقامات محلی در چین نیز روی آن متمرکز باشد. در این راستا بوده که تشویق به نوآوری و ایجاد صنایع آینده نیز در كلانشهرها در حوزههای تکنولوژیک خاصی به شدت پیشرفت کرده است.
یکی از مهمترین كلانشهرهای چین همواره شانگهای بوده است. اما در سالهای اخیر، شنژن هم مرکز تکنولوژی چین شده و هانگجو -که علیبابا در آن مستقر است- نیز در حوزه اقتصاد دیجیتال خوش درخشیده است.
تولید ناخالص داخلی شنژن در سال ۲۰۱۷ به ۳۴۳ میلیارد دلار رسید که از هنگکنگ و گوانگجو هم بالاتر بود و فقط از شانگهای و پکن نتوانسته بود پیشی بگیرد. حالا مقامات شانگهای و گوانگجو (مرکز استان گوانگدونگ که شنژن هم در آن قرار دارد) مشوقهای جدیدی هم برای ترغیب رشد و بهرهوری بیشتر ارائه دادهاند که باز رقابتها را شدیدتر خواهد کرد. از جمله آنها میتوان به بستههای تشویقی برای حمایت از استارتآپهای نوآور، جذب نیروهای مستعد و ارائه مشوقهای مالیاتی انفرادی، یارانه برای خرید خانه، مزایای تحصیل و خدمات درمانی برای آنها اشاره کرد. در برخی كلانشهرها از جمله شانگهای از چنین سیاستهایی برای بهبود وضعیت کسب و کارهای محلی نیز استفاده شده است. مجموعه این عوامل، نقش كلانشهرهای چین و رقابت آنها را در پیشبرد تحولات ساختاری در اقتصاد این کشور افزایش داده است.
البته شکی نیست که اینهمه رقابت، ریسک زیادی را نیز به همراه دارد. به خصوص اقداماتی که بتوانند در کوتاهمدت به رشد اقتصادی کمک کنند همواره به سود اقتصاد نیستند و ممکن است به تخصیص نامناسب منابع، ظرفیت مازاد بیهوده و فشارهای مالی منجر شوند. اما اینطور به نظر میرسد که خود دولت چین درصدد است این ریسکها را به جان بخرد اما در مقابل، در آینده رشد اقتصادی باکیفیتتری را شاهد باشد. در اکثر موارد، همان كلانشهرها و رشد صنایع تکنولوژیک و مدرن آنها میتواند این هدف دولت را برآورده کند.
با این اوصاف، در آینده نیز كلانشهرهای چین همچنان منابع اصلی رشد اقتصادی این کشور خواهند بود. اکثر آنها موتور اصلی تحول اقتصادی چین باقی خواهند ماند و احتمالا جهان را با نوآوریهای خود در آینده نیز غافلگیر خواهند کرد.
