دسترسی به درمان ابتدایی جزو مواردی است که کشورها آن را مورد توجه قرار دادهاند. اما در حالی که اکثر مردم دنیا به درمان ابتدایی و پزشکهای عمومی دسترسی دارند، کیفیت درمان آنها چندان تعریفی ندارد.
زنها با لباسهای رنگی بیرون مطب دکتر نشستهاند. زنی با ساری از مطب بیرون میآید. او صد و چهلمین نفری است که دکتر آلکا چادری امروز ویزیت کردهاست. سؤالات پزشک از بیماران کاملاً مشخص است: «مریض شدهای؟ درد داری؟» سپس فشارخون بیمار را میگیرد و گلوی او را چک میکند. بیماری ممکن است هر چیزی باشد، تب مالت یا یک ویروسِ همهگیر. گاهی نمونهای از خون میگیرد و قرص یا آمپولی را برای بیمار تجویز میکند. گاهی هم به بیمار توصیه میکند دوباره خیلی سریع به مطب بیاید تا او را ببیند.
کلینیکی که دکتر چادری در آن کار میکند سال 2015 راهاندازی شدهاست. پیش از راهاندازی آن، بیماران دکتر چادری یا باید ساعتها در صف مینشستند تا پزشکی را ببینند یا اصلاً درمان نمیشدند. حالا که این کلینیک باز شده، آنها به دکتر دسترسی دارند و میتوانند درمان مورد نیاز خود را دریافت کنند. آنها به صورت رایگان زیر نظر نظام بهداشت و درمان قرار گرفتهاند.
بررسیهای بانک جهانی نشان میدهد درمان اولیه که با پزشک عمومی سروکار دارد میتواند 90 درصد از مشکلات بیماران را برطرف کند. 102 کشور در حال توسعه در سال 2015 مورد مطالعه قرار گرفتند؛ نتیجه این بود که اگر اطفال درمانِ ابتدایی را به خوبی دریافت کنند، طول عمری بیشتری خواهند داشت. کشورهایی مانند برزیل، روآندا، سریلانکا و تایلند توجه ویژهای به این مسئله نشان دادهاند.
سال 2015 بود که دولتها از کشورهای مختلف، اصرار کردند درمان ابتدایی جزو «اهداف توسعه پایدار» در سازمان ملل قرار بگیرد. این هدف باید در سال 2030 محقق شود. البته مشابه این مسئله در سال 1978 نیز در دستور کار دولتها و کشورها قرار گرفت. به نظر میرسد رویکرد جدیدی باید در زمینه بهداشت و درمان در میان کشورها در نظر گرفتهشود.
البته در دو دهه گذشته سیاستگذاران تمرکز خود را به صورت تخصصی روی بیماریهای خاصی قرار میدهند. برای مثال 86 درصد از کل کودکان در برابر بیماریِ دیفتری و سیاهسرفه ایمن شدهاند. صندوق جهانی نیز به دنبال ایمنسازی افراد در برابر بیماریهایی نظیر ایدز است. با وجود همه اینها، کارشناسان هنوز موفق نشدهاند راهی برای درمان ابتدایی ایجاد کنند. بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، حدود 400میلیون نفر از مردمِ جهان به درمان ابتدایی دسترسی ندارند.
پزشکهای خیلی عمومی!
اما مسئله قدری ریشهدارتر است. بیماریهای خاصی وجود دارد که گاهی پزشکها در مراحل ابتدایی قادر به تشخیص آن نیستند. برای مثال دیابت یکی از بیماریهای خطرناکی است که پیشبینی میشود تا سال 2020 مسئولِ 70 درصد از مرگها در دنیا باشد. این بیماری جزو مواردی است که در درمانهای ابتدایی به درستی تشخیص داده نمیشود. اما مسئله فقط بیماریهای غیرقابل تشخیص نیست. واقعیت این است که کیفیت درمان ابتدایی نیز بسیار اهمیت دارد. اما سازمان بهداشت جهانی کیفیت درمان ابتدایی را در نظر نمیگیرد.
هند یکی از نمونههای قابل توجه است. هر روستاییِ هندی سالانه شش مرتبه به مطب دکتر مراجعه میکند. افراد ساکن شهر در هند نیز سالانه پنج مرتبه به پزشک مراجعه میکنند. این رقم برای امریکاییها به طور متوسط سه مرتبه است. هندیها نیازی نیست به جای دوری بروند تا دکتر را ببینند. آنها به دکتر دسترسی دارند. چین نیز وضعیت مشابهی دارد. پزشکها در زمینه درآمدهایشان مشکلاتی دارند که در نسخهپیچیهای آنها تأثیر میگذارد.
اما نکته مهم این است که کیفیت ویزیت شدنشان مناسب نیست. در واقع هرچند وضعیت در حال بهبود به نظر میرسد و مردم در کشورهای در حال توسعه به پزشک دسترسی دارند اما باز هم این کار کیفیت لازم را ندارد و با دسترسی نداشتن تفاوتی ندارد. بخش مهمی از کیفیت در گرو پولی است که پزشکها دریافت میکنند. تا زمانی که این معضلها در کشورهای در حال توسعه برطرف نشود نمیتوان انتظار داشت درمان پزشکها کیفیت چندانی داشتهباشد.
