میکنم که ما باید ثابت میکردیم میتوانیم در هفته 5 هزار ماشین تسلای مدل 3 درست کنیم و البته 2 هزار تا ماشین مدل اس و مدل ایکس.
تام رندال/ تحلیلگر کسبوکار/آینده نگر
ایلان ماسک در ماههای اخیر خیلی زیاد توئیت میکند. محتوای این توئیتها همهچیز بوده است، مثلا یکی از مهمترین آنها این بوده که شرکت خودروسازی تسلا باید به جایی برسد که هر هفته 3 هزار خودروی سواری مدل 3 تسلا را بسازد. توئیتهای ماسک به همهجور مسائل میپردازد، از مدیران خود شرکت تسلا موتورز و خبرنگارها گرفته تا تحلیلگران روزنامه والاستریت ژورنال و نمایندههای اتحادیههای کارگری و بازرسان فدرال شرکتهای بیمه بدنه خودرو. خود ایلان ماسک هم میداند که باید این میزان توئیتکردن را متوقف کند. او در مصاحبه یکساعتهای که با هفتهنامه «بلومبرگ بیزینسویک» انجام داد، گفت که توئیتکردن بسیار برای او کار سختی بوده است. توئیتهای ظاهرا فیلترنشده او که در ماه ژوئن به اوج خود رسید، نشان از آشوب و بینظمی درون شرکت تسلا موتورز نیز دارد، شرکتی که یکی از مهمترین شرکتهای حوزه خودروسازی و در عین حال تکنولوژی جهان است و الگویی برای شرکتهای آینده به شمار میرود.
***
هفته پیش شما وعده ساخت 5 هزار خودروی مدل 3 تسلا در هفته را عملی کردید. برای ما تصویر کنید که روزهای آخر چطور بود؟
من در هفته آخر تقریبا تمام زمانم را توی کارخانه گذراندم. طی سه ماه گذشته، من فقط یک روز توی کارخانه نبودم. پنج روز یک لباس واحد را میپوشیدم. بله، واقعا کار فشردهای بود. و افراد دیگر هم واقعا فشرده کار کردند.
فکر میکنم یک احساس همبستگی خیلی خوب داشتیم. افراد کاملا از خودشان مایه میگذاشتند. شما میتوانید این قضیه را در عکسهایی که در صفحههای شبکههای اجتماعیشان گذاشتهاند ببینید. میتوانید از روی چهره آدمها این را ببینید. اما هرکسی نهایت تلاشش را کرد تا بتوانیم به این میزان تولید برسیم و مطمئن شویم که این کار از ما ساخته است. ما در این میان چالشهای زیادی هم داشتیم.
مثلا چه چالشهایی؟
شما نمیتوانید بفهمید که واقعا چقدر کار از شما برمیآید مگر اینکه سعی کنید آن را انجام بدهید. ما با موفقیت توانستیم محدودیتها را در مونتاژ کلی خودرو پشت سر بگذاریم، چه محدودیت در رنگآمیزی، چه بدنه، چه تولید مدل، چه تولید موتور، چه حملونقل، چه حتی جریان حمل قطعات از انبار به داخل کارخانه. ما قبلا این کار را با این حجم انجام نداده بودیم. هماهنگی همه اینها سخت بود چون مثلا باید 100 ماشین را مونتاژ میکردیم بدون اینکه لامپ جلو داشته باشند و بعد، لامپها از انبار میرسید.
چرا اینقدر شتابزده؟ چه اجباری بود که خودتان را به رکورد این میزان تولید خودرو برسانید؟
خب فکر میکنم که ما باید ثابت میکردیم میتوانیم در هفته 5 هزار ماشین تسلای مدل 3 درست کنیم و البته 2 هزار تا ماشین مدل اس و مدل ایکس. یعنی در هفته 7 هزار ماشین. باید خودمان را اثبات میکردیم. تعداد کسانی که فکر میکردند ما میتوانیم این کار را بکنیم خیلی کم بود و مدام هم تعدادشان کمتر میشد. این مسئله ناگهان به اعتبار شرکت تبدیل شد، به اعتبار من، میدانید، به اعتبار کل تیم ما. مثل این بود که از ما بپرسند «واقعا میتوانید این کار را بکنید یا نه؟» برای اینکه این کار را بکنیم، باید کارهای خیلی زیادی انجام میدادیم ازجمله اینکه ظرف یک ماه باید خط مونتاژ را عوض میکردیم و طی چهار هفته تولیدش را میرساندیم به هفتهای هزار ماشین و خط مونتاژ آلمان را جابهجا میکردیم و یک خط مونتاژ ربوتیک درست میکردیم و غیره. همه این کارها که من گفته بودم انجام شود غیرممکن بود.
برنامه بلندمدت شما در شرکت تسلا موتورز چیست؟ فکر میکنم برای بیشتر افراد، دو کار ظاهرا جدا از هم در تسلا خیلی سردرگمکننده است. یعنی از یک طرف این شرکت میخواهد خودروهایی درست کند شبیه همه خودروها اما انسانیتر و از سوی دیگر، خودروهای بدون راننده بسازد.
امیدواری بیش از حد به اتوماسیون کارخانه ماشینسازی یک کار غیرمولد و بدون بهرهوری بود. البته نمیخواهم بگویم که ما با علم به اینکه اتوماسیون کار اشتباهی است خودمان را به دردسر انداختیم. ما فقط نفهمیدیم که این کار اشتباه است. فکر میکردیم اتوماسیون کارخانهمان اتفاق خوبی است اما خوب نبود. البته ما از میزان زیادی اتوماسیون استفاده میکردیم ولی وقتی که رباتها خراب شوند، باید بهطور دستی کارها را انجام بدهیم. وقتی که رباتها خراب بشوند، شما باید سیستم را مجددا اجرا کنید و باید بهطور دستی قطعات را به هم وصل کنید. بنابراین وقتی که رباتها مشکل پیدا میکنند باید کل خط مونتاژ را بخوابانید. مثل این است که توی یک خیابان راهبندان درست شود و هیچ مسیر دیگری هم نباشد که شما از آن طریق بروید. بنابراین باید صبر کنید تا راه باز شود. وقتی که طرحی را اجرا میکنید روی اسلایدهای پاورپوینت همهچیز خوب است اما در عرصه عمل مشکلات خود را نشان میدهند. بنابراین در آینده، ما باید اینهمه روی اتوماسیون کارخانه سرمایهگذاری نکنیم و راههای جایگزین را هم داشته باشیم.
چطور این اتفاق میافتد؟
برای اینکه ما بلاهت زیادی به خرج دادیم و نمیدانستیم داریم چهکار میکنیم.
آن وقت چرا نفهمیدید؟ دیترویت (مرکز صنعت خودرو در امریکا) در حال فریاد زدن بود که «این روش (اتوماسیون کامل کارخانه) کار نمیکند.»
خب، کی آنها این را نگفتهاند؟ آخرین باری که آنها گفتهاند این روش کار میکند کی بوده است؟ آنها همیشه میگفتند که اتوماسیون کامل جواب نمیدهد. آیا میتواند یک بار را در تاریخچه تسلا به یاد بیاورید که آنها گفته باشید این روش جواب میدهد؟ این حرفشان هم از آن حرفهایی بود که من بهش اهمیت نمیدادم چون از زاویه نگاه من طی 15 سال گذشته، این حرفها را همیشه آنها میزدهاند.
قدم بعدی برای اینکه «ماشینها ماشین بسازند» چیست؟ شما حالا به «کشتی جنگی بیگانه» (اصطلاح ایلان ماسک برای یک کارخانه ابرخودکارشده) چطور فکر میکنید؟
بگذارید من فقط نمایی از کل این ماشین غولپیکر به شما نشان بدهم. آیا این تصویر هوش را از سر شما میپراند؟ نه، احمقانه است اگر اینطور باشد. به هر حال، بخشی از این ماشین کاملا خودکار است و هیچ آدمی اصلا در آن نیست. و در بخشهایی از آن، فقط آدمها هستند و کارهای دستی انجام میشوند و اصلا هیچ ماشینی در آن نیست. بخشهایی از آن هم تا حدی خودکار و تا حدی دستی است.
وقتی که شما قبلا از اتوماسیون صحبت میکردید، مثل این بود که میخواهید بگویید ماشینها از این کارخانههای خودکار سریعتر بیرون میآیند تا کارخانههایی که انسانها در آن کار میکنند. آن موقع شما میگفتید که انسانها نمیتوانند درگیر این فرایند شوند. اما الان میگویید که انسانها بهشدت درگیر این کارخانه خواهند بود.
شما فقط میتوانید با سرعت آهستهترین چیزها در این سیستم حرکت کنید. من نمیگفتم این تحولات فورا انجام خواهد شد. من فقط میگفتم که اینجا جایی است که ما نیاز داریم در آینده به آن برسیم. و قطعا در این کارخانههای جدید بخشهایی هستند که انسانها خیلی سریع میتوانند در آن حرکت کنند.
من هنوز عملا از شما نپرسیدهام که درباره ماشین تسلای مدل 3 چطور فکر میکنید. این مدل تماما همان مدلی است که میخواستید باشد؟
فکر میکنم که این مدل یک خودروی عالی است. و فکر میکنم اگر به بهروز کردن نرمافزارش ادامه بدهیم، بهتر هم خواهد شد. میدانید، من به تسلا بهعنوان آن نوع خودرویی نگاه میکنم که مثلا یک کامپیوتر روی چهار چرخ است. این ماشین بهشدت قابلیت بهروز شدن دارد. بنابراین ما باید به اضافه کردن قابلیت کارکردی بیشتر و بیشتر به مدل 3 ادامه بدهیم. بنابراین هرچه شما مدت بیشتری تسلای مدل 3 را داشته باشید، ماشین بهتری را خواهید داشت.
اینجا تفاوتهای ظریف کوچک وجود دارد که این ماشین را بهتر میکند. ما از فومهای کمی بهتری استفاده کردهایم تا صندلیهای ماشین کمی راحتتر شوند. سیستم راندن ماشین کمی بهتر شده است. سیستم ترمز ماشین هم کمی بهتر شده است. این مسائل کل ماشین را کمی بهتر میکند و البته ما برای بهروز کردن ماشین خیلی تلاش میکنیم. من نسبت به نیمه دوم سال خوشبین هستم. سال گذشته خیلی سخت بود اما گذشت و همچنان نسبت به آینده صنعت خودرو امیدوارم.
هنوز فکر میکنید توی مخمصه تعداد تولید ماشین گیر کردهاید؟
فکر میکنم یک پایمان توی این مخمصه گیر افتاده است.
فکر میکنید چه موقعی از این وضع بیرون بیایید؟ رسیدن به تولید 5 هزار خودرو در هفته باعث بیرون آمدن از این وضعیت میشود؟ یا 6 هزار خودرو؟
در اصل وقتی از این مخمصه بیرون میآییم که بدون تلاش زیاد بتوانیم هفتهای 5 هزار تسلای مدل 3 تولید کنیم. هنوز تولید این میزان خیلی برای ما دردناک است. اما فکر میکنیم تا چند ماه دیگر اینطور نباشد. ما برای تولید هفتهای 2 هزار تسلای مدل اس و ایکس هم خیلی گرفتاری داشتیم و حالا این کار برای ما عادی شده. فکر میکنم ظرف سه ماه، تولید 5 هزار تا هم برای ما عادی شود.
تویوتا همیشه میگفت که نسبت به سه رکن احساس تعهد میکند، یعنی جامعه، کارکنان تویوتا و خود شرکت تویوتا. در دورانی که خودروسازان به تغیییرات اقلیمی بیاعتنا هستند، تسلا با ساختن خودروهای الکتریکی این شکاف را پر میکند و همین برای شما مشتریان وفادار زیادی جذب کرده است. اما، درست یا غلط، به نظر میرسد که شما به دو رکن دیگر توجهی ندارید. یعنی به کارکنان تسلا با فشار زیادی که روی آنها میآورید و به خود شرکت تسلا با ایجاد بیثباتی مالی برای آن.
فکر میکنم این درک درستی از شرکت است. دو شرکت خودروسازی در امریکا به ورشکستگی نیفتادهاند، فورد و تسلا. برای اینکه ما بمانیم و بتوانیم به زندگی خودمان ادامه بدهیم باید خیلی سخت تلاش کنیم. اما اینکه ما با کارکنان خود در تسلا خوب رفتار نمیکنیم، درست نیست. به هرکدام از کارخانههای ما که میخواهید بروید. به هر گوشهاش که میخواهید سر بزنید. با افراد صحبت کنید. اگر ناراحتاند ببینید، اگر با آنها خوب رفتار نمیشود ببینید. ما 40 هزار نفر را در این شرکت داریم. اگر شما با 40 هزار نفر سروکار داشته باشید، همیشه مواردی از نارضایتی هست. مثل همین مجله شما، بلومبرگ بیزینسویک، که مطمئنم کسانی در آن هستند که از شخص مایکل بلومبرگ ناراحتاند. ما به افراد در تسلا خیلی عمیقتر اهمیت میدهیم. من مدیون کسانی در تسلا هستم که این کارخانه را موفق کردهاند. دلیل اینکه توی کارخانه روی زمین میخوابم، این نیست که نمیتوانم بروم در هتل بخوابم. دلیلش این است که میخواهم محیطم بدتر از محیط دیگران در این شرکت باشد. اگر کسی دردی احساس میکند، بدترین دردها باید مال من باشد. همین رفتار است که در آینده این شرکت را موفق خواهد کرد.
منبع: بلومبرگ بیزینسویک
