تحریم از سوی آمریکا، سازوکار اتحادیه اروپا
بعد از خروج آمریکا از برجام در شانزدهم اردیبهشتماه و اجرایی شدن مرحله اول تحریمها علیه ایران، پرسشی که مطرح است این است که چقدر اتحادیه اروپا در برابر این تحریمها از ایران حمایت میکند و باید و نبایدهای ایران کدام است؟ در این مقاله سعی شده به این دو پرسش راهبردی پاسخ داده شود.
فریدون مجلسی دیپلمات سابق تحلیلگر مسائل بینالملل
با اینکه درباره تحریم آمریکا و نقش اروپا و مواضع ایران بسیار نوشته و گفتهاند، اما با توجه به جدی بودن بحران و شرایطی که در آن قرار داریم باز هم میتوان و باید گفت و نوشت. درواقع باید قدری به عمق مسئله رفت تا ببینیم تمایلی به حل مسئله در دو طرف وجود دارد، یا هر دو طرف به راهحل نهایی میاندیشند؟ راهحل نهایی جنگ سرنوشتساز بر سر بودن یا نبودن است. تیم جدید حاکم بر آمریکا از زمان مبارزه انتخاباتی تبلیغات خود را بر پایه راهحل نهایی یعنی تغییر نظام قرار داده بود. تبلیغات شدید لابیهای اسرائیلی با کمک مالی عربستان، با زمینهسازیهای ایرانهراسانه، به بهانههای گوناگون ایران را بهصورت منفورترین دشمن در آمریکا معرفی کرده بود. درواقع پس از امضای برجام و تصویب قطعنامه تعلیق قطعنامههای مربوط به تحریم بینالمللی ایران، هجوم سرمایهگذاران غربی به ایران آغاز شد. هواپیماها و هتلها جا نداشتند. قرارداد فروش صد هواپیمای اروپایی-آمریکایی ایرباس و صد هواپیمای آمریکایی بوئینگ و دهها هواپیمای ایتالیایی-آمریکایی توربو جت منعقد شد، شرکت نفتی توتال به ایران بازگشت و قراردادهای پژو و رنو با ایران تجدید و قراردادهای نفتی و پتروشیمی بسته شد. در این میان آلمانها که سوابق همکاریهای صنعتی و بازرگانی آنها با ایران از همه قدیمیتر و بیشتر بوده است از دیگران محتاطتر بودند و خانم مرکل در همان زمان هشدار داد «تا زمانی که تهدید ایران نسبت به موجودیت اسرائیل وجود داشته باشد، نمیتواند روی روابط جدی اقتصادی با آلمان حساب کند». با سرعت تحولات و امضای قرارداد ظاهراً برخی نهادهای ایرانی که از آغاز هم با روند مذاکرات و امضای برجام و محدودیتها و نظارتهای برقرارشده نسبت به برنامه هستهای مخالف بودند با نگرانی از اینکه توسعه همکاریها موجب کاهش شرایط بحرانی و فرونشستن حال و هوای انقلابی و توسعه نفوذ فرهنگ غربی در ایران شود، توانستند شرایط را دگرگون سازند. آزمایشهای موشکی ایران و تولید انواع موشک در شمار محدودیتهای برجامی نبود، بهجز تولید موشکهای بالستیک دوربرد دارای قابلیت حمل کلاهک اتمی، که البته در برنامه ایران هم قرار نداشت. اما برخی از اصولگرایان که حمایت از مردم مظلوم فلسطین و مبارزه با توسعهطلبی اسرائیل همواره برایشان جنبه راهبردی داشته است، با نوشتن آرمان خود بر بدنه موشکِ تدافعیِ آزمایشی درواقع رنگ تدافعی آن را کاهش دادند و بهانهای به اسرائیل داده شد که بر تبلیغات ایرانهراسانه بیفزاید. جالب اینکه در همان دوران سفارت و کنسولگری سعودی متحد اصلی اسرائیل در منطقه، در تهران و مشهد، از سوی نیروهای اصولگرا اشغال و به آتش کشیده شد. عربستان نیز در دو نوبت در حج سال 1395 با حوادث مشکوک سقوط تاور کرِین در مدینه، و ایجاد راهبندان در مکه موجب قتل دهها نفر از زائران ایرانی شد. این تحولات موجب شد در دولت اوباما تسهیلاتی برای نقل و انتقالات بانکی با ایران انجام نشود و بهزودی بانکهای اروپایی نیز روابط گشودهنشده خود را مسدود کردند. روی کار آمدن ترامپ و موفقیت دستراستیترین فعالان سیاسی در انتخابات میاندورهای پارلمان آمریکا به بحرانی شدن وضعیت کمک کرد. بدینترتیب ترامپ از نخستین روز بر تخت نشستن، برای نشان دادن ایفای به عهد خود با برنامهای نمایشی فرمان ممنوعیت صدور روادید سفر ایرانیان و چند کشور اسلامی دیگر را امضا کرد، و سپس با تشدید تبلیغات اسرائیل و همچنین عربستان که اکنون در جنگی نیابتی با ایران در عربستان و سوریه و حتی عراق نیز درگیر بود، درصدد تجدید تحریمهای به گفته خودشان «فلجکننده» برآمد، که اکنون در مراحل اجرایی آن قرار داریم و یادآور تهدیدهای دوجانبه در روزهای پیش از آغاز جنگ آمریکا با عراق و صربستان است.
سازوکار اروپا نسبت به برجام
اروپا در برخورد با برجام و ایران ملاحظات متناقضی دارد. از طرفی اتحادیه اروپا سامانه سیاسی و اقتصادی و حقوقی منسجمی است که حتی در صورت مخالفت با برخی از عملکردهای جمهوری اسلامی و برخلاف بیمسئولیتی ترامپ، نمیپذیرد خودسرانه از قراردادی تعهدآور خارج شود. از طرف دیگر، اروپا نیز مانند آمریکا بهشدت حامی اسرائیل است و به همین دلیل با تجدید تهدیدهای جمهوری اسلامی ایران نسبت به موجودیت اسرائیل، علناً و بدون اعلام خروج از برجام، ضمن توصیه به شرکتها و بانکها به انجام معامله با ایران، عملاً خود را حامی بدون مسئولیت برجام اعلام کرده است و میگوید نمیتواند بانکها و شرکتها را وادار به انجام معامله با ایران کند. بانکها و شرکتهای اروپایی هم از این ترس دارند که معامله آنها با ایران موجب خشم و تلافیجویی آمریکا شود، و چون اغلب منافع بسیار بیشتری در آمریکا دارند، حفظ روابط با آن کشور را ترجیح میدهند. برخی سیاستهای اعلامشده مانند جبران خسارت شرکتهایی که با ایران معامله کنند نیز اولاً نشاندهنده برآورد درگیری ناچیز شرکتهای اروپا در معامله با ایران است، ثانیاً ابهامهایی در برآورد خسارات و نحوه جبران دارد که نشان از جدی نبودن آن دارد. از طرف دیگر شرکتها معتقدند که سرمایهگذاری نیاز به اطمینان از آرامش و مصون بودن سرمایه آنها از خطرات جنگ و انهدام دارد، درحالیکه نهادهای مختلف ایرانی بهطور روزمره هدف نهایی خود را جنگ و جهاد و انهدام اسرائیل اعلام میکنند و عربستان و متحدانش نیز از مقابله با ایران و مشارکت در راهحل نهایی دم میزنند، یعنی شرایطی که امیدبخش و مشوق سرمایهگذاری و رابطه نیست. اروپا امیدوار بوده است که سیاست میانهروی در ایران بتواند مسئولان حاکمیت کشور را توجیه کند که رفاه و توسعه اقتصادی را بهعنوان زیربنای اصلی قدرت، به ستیزهجویی ترجیح دهند و شرایط برای توسعه همکاری صنعتی و بازرگانی اروپا با ایران فراهم شود. آنها ایران را طرف سنتی روابط اقتصادی و صنعتی خود میدانند و در جهانی که رقابت در آن شدید شده است، به رفع بحران و بهبود شرایط چشم امید دوختهاند.
باید و نبایدهای ایران
آنچه بهاختصار در بالا گفته شد، تکلیف باید و نبایدهای ایران را روشن میکند. تکلیفی که تصمیمگیری درباره آن بر عهده نهادها و مقامات تصمیمگیرنده و مبانی ایدئولوژیک و سیاسی و اقتصادی ایران و از دیدگاه آنان است. بهعبارتدیگر اگر هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی و رفاه عمومی و حضور هرچه بیشتر در عرصه بینالمللی، و بهرهمندی هرچه بیشتر از استقلال در ایجاد روابط مالی و خریدوفروش و همکاری در عرصه بینالمللی باشد، لازم است بهانههای مغایر و خلاف آن از میان برداشته شود. از این دیدگاه نکته اصلی رفع تهدید موجودیت اسرائیل، متحد اصلی آمریکا و اروپا و روسیه در منطقه است. البته رفع تهدید مستلزم شناسایی و برقراری روابط نیست، بلکه واگذاری مسئله دفاع از حقوق ملت فلسطین و راهحلهای آن به خود آنها و کشورهای عربی و اعلام حمایت از برنامهها و اهداف و عملکردهای آنان در این زمینه است.
اگر هدف ترجیح اهداف آرمانی، مبانی ایمانی و ارزشی به بهای ستیز و نیل به توفیق دنیوی یا جهاد و شهادت باشد، راه آن نیز روشن است. بقا یا عدم بقای برجام بستگی به تمایل ایران دارد. خروج ایران از برجام با بستن دوربینهای پایشی در چند ثانیه عملی است و بلافاصله به تحریمهای تحمیلی رنگ بینالمللی و مشروع میدهد. در این صورت حتی اگر منظور ازسرگیری فعالیتهای هستهای خاص باشد، نیازی نخواهد بود موضوع از پیش علنی و اعلام و موجب جلب توجه و اقدام پیشدستانه و جلوگیری زودهنگام از سوی مدعیان شود.
*آینده نگر
