چگونه امید در جامعه تقویت می شود؟
برای رهایی از «هراس از آینده» چه باید کرد و راهحل کدام است؟ در این مقاله یکی از راهحلهای مهم گفتوگو کردن است. ادامه این مقاله را بخوانید.
هادی خانیکی/ استاد علوم ارتباطات/ آینده نگر
1- نامشخص بودن افقهای پیش رو و «هراس از آینده» از جمله نشانههای آشکار شکلگیری ذهنیت جمعی جدیدی در ایران است که آثار خود را بر همه ابعاد زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مردم ما نهاده است. چیرگی این دو وجه بر افکار عمومی امکان هرگونه گفتوگو و تلاش برای توصیف و تبیین وضع موجود را نیز دشوار میکند و فضای جدید تسلط رسانهای را به سوی خوانش و فهم نومیدانه نهتنها از فردا بلکه از امروز و دیروز کشور پیش میبرد. ذهن و زبان مایوس و نگران تاب و تمایل مدارا، خردورزی، مفاهمه و کنش مشترک برای خروج از تنگناها و بحرانها ندارد.
2- رسانهها در موقعیتهایی از این دست با خطر گرفتاری در گرداب عملیات روانی و اخبار جعلی روبهرو میشوند. زمینههای صنفی- اجتماعی معمولا میل به جعل خبر را به جای نقل آن بیشتر میکنند و معمولا راه را بر انفصال و سکوت صاحبنظران و سرآمدان جامعه به جای حضور فعال و موثر آنان میگشایند. آینده بیافق، آزادی جریان اطلاعات و سلامت دنیای رسانهای را به وضوح در معرض تخریب و تهدید قرار میدهد.
3- پیدایش این گونه وضعیت الزاما ناشی از واقعیتها نیست، بازنمایی واقعیتها گاه تاثیرگذارتر از خود واقعیتها میشود. مهمتر از مخاطرات موجود، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور، تصویر ذهنی آنها به ویژه در ابعاد جمعی است و روشن اینکه مخالفان در همین فضای ذهنی و رسانهای بیشتر سرمایهگذاری میکنند، تغییر افکار عمومی و آشفته کردن ذهنیتهای جمعی پیشران همه سیاستگذارها است.
4- در چنین شرایطی ضرورت و در عین حال دشواری تشخیص و تبیین روندها و افقهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی با وضوح بیشتری حس میشود. کار، دانش، تخصص و تجربه درک درست مسئلهها، چالشها و ابرچالشهاست. آینده را کشف نمیکنند، آینده را میسازند. راه ساختن آن، یافتن راهها و روندهای تحقق برپایه عوامل ذیربط و ذیمدخل است.
5- البته آیندهنگری و آیندهپژوهی در شرایط پیچیده کاری به غایت سخت است، وقتی عاملیت انسانی و اجتماعی به مجموعه عوامل قابل مشاهده عادی افزوده میشود تحلیل روندها و تبیین افقها پیچیده، چندوجهی و تخصصی میشود. بیان خاطرهای در این باب دشواری این کار را به درستی نشان میدهد. در بهمنماه سال 1382 به همت موسسه پژوهش و برنامهریزی سازمان مدیریت و تلاش دکتر علی پایا و دکتر حسین راغفر نشست عالمانهای پیرامون آیندهنگری علوم در ایران سامان گرفت. روانشاد دکتر محمدامین قانعیراد که به این موضوع از نظر علوم اجتماعی میپرداخت برای نشان دادن سختی آیندهنگری در علوم اجتماعی مثالی زد و گفت: شاید دشوار نباشد که از آینده علوم زیستی و مهندسی ژنتیک برای یک دهه بعد در ایران سخن درست بگوییم، اما آیا کسی میتواند نتیجه انتخابات مجلس هفتم را به درستی و یا تحولات قیمت مسکن را در بهار آینده پیشبینی کند؟ پاسخ گفتن به پرسش او به راحتی سخت بوده چون تغییرهای موثر در وقوع این رخدادهای اقتصادی و سیاسی بیشتر، پیچیدهتر و نامتعینتر بودند.
6- با وجود همه این واقعیتها میتوان و باید به سوی پیشبینیپذیر کردن سیاست و اقتصاد در ایران رفت، چنانکه جهان دانش و تخصصها نیز به این سو رفته است. گشودن باب گفتوگو در حوزههای آکادمیک، در جامعه مدنی و در میدانهای تجربی، امکان شناخت روندهای موجود و تحمل را فراهم میکند، رسانهها، به ویژه رسانههای تخصصی میتوانند عرصههایی برای انعکاس این گفتوگوهای واقعی باشند. ابهام و ایهام غالبا محصول دنیاهای بسته و فضاهای غیرگفتوگویی است که در آنها مسئولان در غیاب اندیشمندان و کارشناسان تکگویی میکنند و نخبگان نیز به جای حضور در متن واقعیتها در حاشیهها میمانند و امکان زمینه فهم مشترک میان حکومت، نخبگان و جامعه یا از میان میرود و یا در نهایت ضعیف و بیاثر باقی میماند. به جد باور کنیم که پیشبینیپذیر کردن سیاست و اقتصاد برای ایران یک ضرورت حیاتی است که میتواند هراس از آینده را کم کند و فرصتها و ظرفیتهای ناشناخته را در برابر تهدیدها و مخاطرات پیش رو به درستی نشان دهد.
