چیران یا ایران بدون رشد؟

ایران می‌تواند با دنبال کردن مدل چینی به قدرت بزرگ اقتصادی در منطقه تبدیل بشود

این مطلب 5 ماه قبل در ماهنامه آینده نگر و به نقل از اکونومیست بازنشر شد. اکنون که یک فصل و نیم از سال 2017 باقی مانده و اقتصاد ایران هم انتخابات را پشت سرگذاشته می‌تواندی بامطالعه این مطلب میزان دقت پیش بینی‌های اکونومیست را دریابید.

 چین در سال 1990 یا همان ایران در سال 2017. ایران مدت‌ها بود از عرصه بین‌المللی دور شده بود اما اکنون ظهوری دوباره در جهان دارد. کسانی که پیشرفت اقتصادی در چین را دنبال کرده‌اند با فرمول پیشرفت این کشور آشنا هستند: سرمایه‌گذاری صنعتی موتور رشد اقتصادی این کشور بود. تنها خطری که در حال حاضر ایران را تهدید می‌کند ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است به این خاطر که او بارها توافق هسته‌ای با ایران را مورد نقد قرار داده‌است. او ممکن است تمام نقشه‌ها را نقش بر آب کند. البته ایرانی‌ها امید دارند که متحدان اروپایی مانع این رخداد بشوند.
اگر توافق همچنان پابرجا بماند، فرصت‌های دلچسبی در اختیار ایران خواهد بود. صنعت اتومبیل در این کشور رتبه هجدهم را در جهان دارد. ایران بیش از 50 تولیدکننده دارویی دارد و بسیاری از آنها در بازار سهام تهران هستند. صنعت توریسم نیز در این کشور به لطف آثاری که در میراث فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده، ظرفیت‌های بسیاری برای پیشرفت دارد. صنعت غذا و فرش که همین حالا هم در سطح جهان در حال رقابت هستند. این کشور در چند وقت اخیر تلاش کرده روابط خود را با تاجران و فعالان اقتصادی سرتاسر دنیا به‌ویژه اروپایی‌ها گسترش بدهد.
چین نیز با توزیع جمعیتی خود پیشرفت کرد. ایران در موقعیتی تقریباً مشابه این کشور قرار دارد: 60 درصد از جمعیت این کشور زیر 30 سال سن دارند. رفاه نیروی کار می‌تواند باعث بهبود فضای اقتصادی در این کشور بشود. اگر مشارکت زنان در کار با همین روند ادامه پیدا کند می‌توان بیشتر به بهبود اقتصاد در ایران امیدوار بود. فرار مغزها نیز در ایران روندی معکوس داشته- در حال حاضر از هر چهار تحصیل‌کرده ایرانی، یک نفر خارج از این کشور زندگی می‌کند- و می‌تواند به تولید بیشتر در این کشور کمک کند.
پیشرفت ناگهانی اژدهای سیلیکونی در چین به شرکت‌های داخلی مانند علی‌بابا فرصتی داد که بر بازار داخلی حکمرانی کنند و اکنون سلطان داخلی محسوب می‌شوند. جمعیت جوان و شهری تهران نیز در حال حاضر از استارت‌آپ‌هایی همانند حمایت می‌کنند و باعث پیشرفت آن می‌شوند. دیجی‌کالا نمونه ایرانی و داخلی آمازون است که مردم حمایت بسیاری از آن کرده‌اند و این استارت‌آپ پیشرفت بسیار خوبی داشته‌است. این شرکت در سال 2007 راه‌اندازی شده و تمرکز نخست خود را روی کالاهای برقی قرار داده‌است اما اکنون تنوع بسیاری به کالاهای خود بخشیده و هرچیزی که مصرف‌کننده نیاز داشته باشد در خود دارد.

*تولیدکنندگان داخلی به دنبال فرصت
چین سال 2001 به سازمان تجارت جهانی پیوست و از همان زمان تاکنون در زمینه بازار تولید و صادرات در سطح جهان بیشتر مطرح شده‌است. چینی‌ها موفق شده‌اند در میان صادرکنندگان آسیایی سهم بیشتری داشته باشند. البته در این بین آنها واردکنندگان اصلی قطعات کوچک از همسایه‌های خود بوده‌اند. یک امر برای ایران بسیار محتمل است: اگر این کشور فرصت کافی در اختیار تولیدکنندگان خود قرار بدهد می‌تواند به هاب خاورمیانه تبدیل شود. البته مقامات و مسئولان در این کشور باید در زمینه بهبود وضعیت زیرساخت‌ها تلاش کنند. دولت تلاش می‌کند قراردادهایی را در دستور کار خود قرار دهد که به همه فرصت پیشرفت بدهد و در عین‌حال برای همه جذاب باشد. برای مثال هندی‌ها ساخت 500میلیون دلاری در چابهار را پذیرفته‌اند که قدم بسیار بزرگی بوده‌است.
حزب کمونیست چین تلاش کرده راه را برای بخش خصوصی باز کند و به این ترتیب به آنها فرصت می‌دهد که به رشد اقتصادی کمک کنند. این فضا باعث می‌شود سرمایه‌گذاران خارجی بیشتر به داخل جذب شوند. حسن روحانی نیز در ایران به دنبال ایجاد همین فضاست و امیدوار است با انتخاب دوباره در سال 2017، تعادل را به بازار بازگرداند. او رویکرد خود را مایل به سرمایه‌گذاران داخلی قرار داده و سعی می‌کند رابطه دولت با آنها را دوستانه‌تر کند. البته هنوز بخش‌های حیاتی در قلمروی دولت قرار دارد و این به عنوان مانع عمل می‌کند.
تجربه‌ای که چین در سال‌های گذشته داشته نشان می‌دهد ایران نیز می‌تواند به موقعیت مشابه دست پیدا کند. حتی وضعیت شرکت‌ها در ایران نیز کاملاً مشابه چین است پس این کشور می‌تواند امید داشته باشد که به چینی نو در منطقه تبدیل شود.