آیا طبقه متوسط اروپا دارد محو میشود؟
برای اولین بار، نسلی از جوانان اروپایی نمیتوانند حتی تصورش را هم بکنند که به سطح زندگی والدین خودشان در طبقه متوسط برسند
منبع: نیویورک تایمز/ آینده نگر
کشورهای اروپایی در سالهای اخیر با پدیده جدیدی مواجه شدهاند: تحلیلرفتن طبقه متوسط. اروپاییهایی که دهههای زیادی از عمرشان را جزو طبقه متوسط رو به بالا بودهاند حالا شاهد تغییر شدید وضع خود هستند. اسپانیا یکی از مثالهای مناسب برای بررسی این وضع است. اقتصاد اسپانیا مثل بقیه اروپا دارد سریعتر از دوران پیش از وقوع بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی پیش میرود و فرصتهای شغلی هم در آن بیشتر شده. اما مشاغلی که امروز در اقتصاد اروپا وجود دارند شباهتی به قبل ندارند و درآمد خانوارهای طبقه متوسط به همین ترتیب کم شده. این را میلیونها اروپایی احساس میکنند.
از زمان رکود اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی تاکنون، طبقه متوسط اروپایی در دوسوم از کشورهای اتحادیه اروپا تحلیل رفته و این همزمان بوده با کوچکشدن طبقه متوسط در آمریکا. البته طبقه متوسط اروپا هنوز هم وسیعتر از آمریکاست. شصت درصد از جمعیت اروپا و پنجاه درصد از جمعیت آمریکا جزو طبقه متوسط به شمار میآیند. اما طبقه متوسط اروپایی حالا به شکل غیرمنتظرهای آسیبپذیر شده است.
برای جمعیت حاضر در این گروه که طبق تعریف اقتصاددانان بین دوسوم تا دو برابر درآمد متوسط کشور متبوعشان را به دست میآورند ، ریسک سقوط از نردبان اقتصادی بالاتر از شانس بالا رفتن از آن است.
دانیل وان وایتهد اقتصاددان ارشد سازمان بینالمللی کار در ژنو در این خصوص میگوید: «پیشرفت طبقه متوسط در اکثر کشورهای اروپایی متوقف شده. موقعیت آنها بیثباتتر از گذشته شده و احتمال بدتر شدن وضع و ماندن در همان وضع هم بالا رفته است.»
موانع حفظ موقعیت سابق برای طبقه متوسط یا حرکت دوباره به سمت بالا در نردبان اقتصادی بعد از رکود اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی به خصوص در بازار کار بیشتر شده است. از دسترفتن مشاغل با درآمد متوسط، تضعیف حمایتهای اجتماعی و عدم تطابق مهارت با کار باعث کاهش تحرک اقتصادی شده و نابرابری درآمدی را بالا برده است. اتوماسیون و جهانیشدن هم دارند این شکافها را بیشتر میکنند.
سیستمهای اجتماعی اروپا به صورت سنتی نقش حمایتی زیادی را در شرایط مشابه بازی کردهاند اما حالا نقش آنها کم شده چون سیاستهای اتحادیه اروپا که کشورهای عضو را ملزم به کاهش کسری بودجهشان میکند، گریبان این سیستمها را هم گرفته. در کل شاید بتوان این وضعیت را توضیحی برای نارضایتی فعلی در اروپا دانست. مردم حس میکنند که سیاستگذاران اروپایی دیگر به مردم طبقه متوسط کاری ندارند. انگار که آنها دیده نمیشوند. اما نکته جالب این است که در کشوری مثل اسپانیا اصلا قرار نبود چنین وضعی پیش بیاید.
سیاستگذاران اروپایی از اسپانیا به عنوان الگویی برای احیای اقتصادی یاد میکردند، کشوری که در میانه رکود توانسته بود از سیاست سفتبستن کمربندها به شیوه مطلوب اتحادیه اروپا استقبال کند. همچنین تغییراتی در قانون کار اسپانیا در سال ۲۰۱۲ رخ داد که به کارفرمایان اجازه داد با راحتی بیشتری قادر به اخراج یا جذب نیرو باشند. هدف از این قانون جدید، احیای اقتصاد اسپانیا بود. اقتصاد اسپانیا عملا هم شرایط خوبی را تجربه کرد: سال گذشته رشد آن سالانه سه درصد بود، یعنی بالاتر از رشد فرانسه و آلمان. اخیرا نرخ بیکاری هم کاهش پیدا کرد و به ۱۴٫۴ درصد رسید که کمترین نرخ بیکاری اسپانیا در یک دهه اخیر بوده. اما به هرحال نیروی کار در اسپانیا احساس نمیکنند که وضعشان بهتر شده یا قرار است به مشاغل بهتری دست پیدا کنند. تغییر در قانون کار اصولا به نفع آنها نبوده چون میلیونها نفر دنبال کار میگردند و این باعث میشود که کارفرمایان بتوانند حقوق کمتری به کارکنان بدهند و این سطح استاندارد زندگی آنها را پایین میآورد. این مسئله به خصوص در میان افراد تحصیلکردهای که در کسب و کارهای مرتبط با طبقه متوسط رو به بالا کار میکردند بیشتر دیده میشود. هرچه آن طبقه کمتر خرج کند، خدماتدهندگان به آنها هم بیشتر از کار بیکار میشوند.
اوضاع اقتصادی حتی برای جوانان اروپایی سختتر هم هست. برای اولین بار است که نسلی از جوانان اروپایی نمیتوانند تصور کنند که به سطح زندگی طبقه متوسط والدین خودشان برسند. آنها در مشاغل ثابت مشغول به کار نیستند بلکه در شغلهای پارهوقتی که وقت بیشتری را در روزها و هفتههای آنها اشغال میکند کار میکنند. فقط در اسپانیا ۹۰ درصد از مشاغل جدید در سال ۲۰۱۷ از همین نوع بود و یکسوم از این شغلها حتی زمانی کمتر از یک هفته دوام داشتند.
با این اوصاف، طبقه متوسط اروپایی امیدی به تغییر این وضعیت در آینده نزدیک ندارد، اما تداوم آن را هم نمیتواند برتابد. باید دید در چنین شرایطی چه آیندهای برای این طبقه در راه خواهد بود.
