موکش آمبانی از عشق به تکنولوژی می گوید:
باور من هميشه اين بوده كه تكنولوژي محرك تلاش و پيشرفت تمدن بشري است. بنابراين اگر ميپرسيد كه علاقه وسواسگونه من به چيست بايد بگويم تكنولوژي.
آینده نگر
حالا 10 سال از تاسيس شركت جيو ميگذرد، اپراتور شبكههاي موبايلي وابسته به شركت ريلاينس. نام ريلاينس براي هنديهاي زيادي شناختهشده است. اين شركت محور مركزي كسبوكار ثروتمندترين خانواده هندي است، خانواده آمباني. موكش آمباني كه حالا با 48.4 ميليارد دلار در رده دوازدهم فهرست ثروتمندان جهان قرار گرفته است به عنوان چهره اصلي اين امپراتوري شناخته ميشود. او از 24 سالگي در شركت ريلاينس و زير نظر پدرش مشغول به كار شد و او بود كه باعث شد شركت پايش را از حوزه نساجي فراتر بگذارد به سمت فرآوردههاي تكميلي و پتروشيمي حركت كند. موكش آمباني در سال 2016 در مصاحبهاي با روزنامه تايمز آو اينديا گفت كه همانطور كه زماني به دنبال تكنولوژي در صنايع شيميايي بوده است حالا به نظرش آينده در دست تكنولوژي مخابرات و اينترنت همراه است و براي همين است كه شركت جيو را تاسيس كرده است. او به تكنولوژي ايمان دارد و بر روي اين ايمان سرمايهگذاري كرده است. به نظر آمباني حالا اينترنت همراه است كه دارد تاريخ بشريت را تغيير ميدهد. آنچه در اين بخش ميخوانيد ترجمه بخشي از گفتوگوي او با روزنامه معروف هند است.
از سال 2005 كه مجبور شديد در تقسيمهاي خانوادگي دست از حوزه مخابرات بكشيد انگار حسي به ما ميگفت كه روزي به اين حوزه برميگرديد، با شركتي بهتر و بزرگتر. به نظر خودتان شركت جيو نشاندهنده همين علاقه وسواسگونه شما است؟ هرچه باشد ميتوانستيد در هر حوزه ديگري وارد شويد، چرا مخابرات؟
من به شدت باور دارم آنچه گذشته است بايد در گذشته بماند. بايد تنها از آن درس بگيريد و نگاهتان به حال و آينده باشد. اين فلسفهاي است كه پدرم داشت و من هم آن را دنبال ميكنم.
باور من هميشه اين بوده كه تكنولوژي محرك تلاش و پيشرفت تمدن بشري است. بنابراين اگر ميپرسيد كه علاقه وسواسگونه من به چيست بايد بگويم تكنولوژي. در دهه 70 اين علاقه در پي تكنولوژي در حوزه مهندسي شيمي بود و خودش را در قالب تبديل شركت ريلاينس از يك كارخانه نساجي به يك شركت بزرگ انرژي نشان داد. در دهه 70 هند بزرگترين صنعت نساجي را داشت. همه از من انتظار داشتند در همين حوزه تحصيل كنم اما من به دنبال مهندسي شيمي رفتم چون فكر ميكردم اين صنعت آينده ما است. فكر كردن به آينده است كه من را به پيش ميراند. علاقه من به تكنولوژي است و فكر كردن به اينكه تكنولوژي چطور ميتواند زندگي انسان را بهبود ببخشد. از ديد من آنچه ما در 300 سال گذشته شاهدش بودهايم تنها حكم تيزر را داشته است. 20 سال آينده ما سايهاش را بر كل 300 سال گذشتهمان مياندازد و تا جايي پيش ميرود كه امروز قادر به ديدن آن نيستيم. دلم ميخواست امروز 30 ساله بودم چون فرصتهايي كه در برابر ما قرار دارند بسيار عظيماند.
اما ترسناك هم هستند.
بله هست. اما از ديد من نكته مهم داشتن هدف است. من هميشه اعتقاد داشتم كه هدف كسبوكار بايد چيزي بيشتر از كسب ثروت باشد. هدف شركت ريلاينس اول از هر چيز به وجود آوردن ارزش اجتماعي است، بعد خلق ارزش مشتري، بعد كاركنان و در آخر كسب ارزش سهام پايدار. ريلاينس هرگز تنها به دنبال منفعت مالي كوركورانه نبوده است، اين هدف نه از ابتداي اين شركت برايش به عنوان اولويت تعريف شده بود و نه زماني كه من به آن پيوستم و نه حالا. در همان زمان هدف اوليه اين بود كه چگونه به آدمهاي بيشتري لباس بپوشانيم و چگونه ميتوانيم بهرهوري انرژي را در هند بالا ببريم.
به نظرم 50 سال ديگر وقتي كه داريم تاريخ را مينويسيم ميبينيم كه يكي از تكنولوژيهايي كه تمدن بشري را تغيير داده است، اينترنت همراه است. سال 2011 اين موضوع هنوز مبهم بود و سال 2002 مبهمتر. اما امروز ديگر شكي ندارم، دنيا هم شكي ندارد كه اينترنت همراه يك تكنولوژي متحولكننده زندگي و دنيا در اين قرن است. درست است كه اين تكنولوژي تكامل پيدا ميكند اما به عنوان يك تكنولوژي مركز فرصت بزرگي است و تنها كساني كه دست به ريسك ميزنند ميتوانند از مزاياي آن بهرهمند شوند.
پس براي شما كاملا واضح بود كه وارد اين حوزه ميشويد؟
در كسبوكار هميشه شرط بستن روي اسب برنده جواب ميدهد اما چالش اصلي اين است كه بدانيد كدام يك از اسبها برنده ميشود. ما پيش از هر كسي فهميديم كه اينترنت همراه همان اسب برنده است. اينترنت همراه در كل دنيا به برتري رسيده است و در يك دهه گذشته شركتهايي كه روي اين حوزه كار كردند به بيشترين سود رسيدند. بنابراين شركت جيو فقط يك شركت مخابراتي نيست، يك شركت حوزه تكنولوژي است.
وقتي در سال 2002 كار شركت اينفوكام را شروع كرديد گفته بوديد كه عوامل متمايزكننده اين شركت داده و ديجيتال خواهد بود. حالا بيش از 13 سال ميگذرد و اين دو ويژگي قرار است نقطه اتكاي شركت جيو باشد. آيا در بيش از يك دهه گذشته هند فرصتهاي مخابراتياش را از دست داده است؟
اسناد و مدارك خودشان زبان گويايي هستند. ما هنديها نميتوانيم و نبايد بپذيريم كه از ميان 230 كشور در رتبه 155 پهناي باند و اينترنت همراه قرار داريم. بايد اين وضعيت را تغيير دهيم همانطور كه نبايد قبول كنيم كه به عنوان كشوري با 1.2 ميليارد نفر فقط دو مدال المپيك داشته باشيم. براي ما و نسل آينده اين امر غير قابل قبول است. نكته مهم اين است كه چه ميتوانيم بكنيم تا اين وضعيت اصلاح شود. تا چند سال آينده جيو به هند كمك ميكند تا جزو 10 كشور برتر در حوزه پهناي باند و دسترسي به اينترنت باشد.
شما اعلام كردهايد كه امكان مكالمه رايگان تا آخر عمر جزو سرويسهايتان خواهد بود در صورتي كه حالا 70 درصد از درآمد اين صنعت از تماس صوتي است. چطور به چنين ايدهاي رسيديد؟
اگر به گفتههاي من در مجامع عمومي (كه چندان هم پيش نميآيد) دقت كرده باشيد ميدانيد كه من در گذشته بيشتر از يك بار به موضوع تماس صوتي رايگان اشاره كردهام. من در دانشگاه براون دهلي در حضور مدير اين دانشگاه و رسانهها گفتم كه با مديرعامل شركت وريزون ديدار داشتهام و او از من پرسيد: «شما در كشورتان هنوز بابت تماس صوتي پول ميگيريد؟ ما خيلي وقت است كه چنين كاري نميكنيم.» اين موضوع مربوط به سال 2014 بود، در دنيا همه دارند همين كار را ميكنند و من هم بارها در مورد آن صحبت كردهام اما كسي حرفم را باور نميكند.
شما بر روي شركت جيو سرمايهگذاري سنگيني كرديد، عنوان استارتآپ به آن داديد و البته اغلب استارتآپها در ابتداي كار فقط هزينهبر هستند اما دست آخر بايد پول درآوريد. چقدر زمان ميبرد تا شروع به پول درآوردن كنيد و جيو را به كسبوكاري بامنفعت تبديل كنيد؟
به عقيده من اگر شما ارزش اجتماعي خلق كنيد، اگر سرمايهاي از مشتريان و كاركنانتان گرد آوريد و بر روي آنها تمركز كنيد، یكي از دستاوردهايش سود سهام و سود اقتصادي است. اين يكي از درسهاي بزرگي بود كه پدرم در شركت ريلاينس به ما آموخت و من يكي از معتقدان جدي اين شيوه نگاه هستم. من به خاطر منفعت به دنبال كسبوكار نميروم، من به دنبال سرمايه هستم و براي همين است كه به دنبال تكنولوژي ميروم. به دنبال اينكه تكنولوژي چگونه ميتواند بيشترين ارزش را به وجود آورد و شما چطور ميتوانيد به بالاترين بهرهوري برسيد.
من نميخواهم بر اساس حدس و گمان در مورد درآمد و سود شركت حرف بزنم. آنچه ميتوانيم در مورد درآمدها بگوييم در گزارشهاي مالي فصلي شركت درج ميشود اما ميتوانم در مورد يك قانون صحبت كنم. نخستين قانون ما اين است كه باور داريم كه شركت سود قابل قبول و منطقي براي ما خواهد داشت و اين براي ما كفايت ميكند چون به دنبال رقمهاي عجيب و غريب نيستيم.
محور اصلي كار جيو خدمات مشتريان است. وقتي كسي ميگويد يك هلدينگ قديمي هندي مانند هلدينگ خانواده آمباني نميتواند از پس خدمات مشتريان با كيفيت خوب برآيد واكنشتان چيست؟
به ما برنميخورد. ما ميگذاريم كه عملكردمان به جاي خودمان سخن بگويد و از اين طريق دل مردم را به دست خواهيم آورد. اين موضوع محدود به يك نفر از خانواده آمباني يا كل يك هلدينگ نيست، اين چالشي است كه بر سر راه 60 هزار كارمند قرار دارد. همه اين آدمها حرفهاي هستند، از مهندسان نرمافزار گرفته تا بازاريابان، هنديهاي جواني با ميانگين سن 30 سال، و وظيفه ما اين است كه آنها را تشويق كنيم، بهشان بگوييم كه ما ميتوانيم بهتر از هركسي در دنيا باشيم.
