باری بر دوش

ترازنامه‌های سنگین بحران اقتصادی بعدی آمریکا را بدتر می‌کنند

تاريخ 1398/02/15 ساعت 12:36

یک دهه پیش بدهی خانوارهای آمریکایی به حدی رسید که کل نظام مالی این کشور را دچار فروپاشی کرد، اما پس از آن، این بدهی‌ها پایین آمد. به جای آن‌ها بدهی شرکت‌های آمریکایی بالاتر رفت و در سال 2018 به اوج خود رسید. گرچه وضعیت به بدی قبل نیست، اما هنوز هم نگرانی‌هایی وجود دارد.

ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست

 بدهی خانوارهای آمریکایی از بحران مالی جهانی سال 2007 به این سو آرام گرفته‌است. طی سال‌های بهبود پس از بحران اقتصاد آمریکا باز هم به سمت اعتبارها حرکت کرده‌است. خانوارهای آمریکایی ترازنامه‌های جدیدی ساخته‌اند و بنگاه‌های این کشور هم سودهایی جهشی کرده‌اند و دولت هم دارایی‌های امنی را که کل جهان خواهانش هستند ارائه می‌دهد. طی دهه اخیر اگر می‌خواستید به دنبال بدهی‌های پنهان در جهان بگردید نگاه خود را بر نقاطی دیگر متمرکز می‌کردید، مثلا اروپا که در آن بحران بسیار شدید بدهی‌ها ادامه پیدا کرد، یا به چین که دولت و بنگاه‌های دولتی‌اش خود را با اعتبارات خفه کرده‌اند و یا مثلا به بازارهای نوظهور نگاهی می‌انداختید که بدهی‌های ناشی از دلار یکی از منابع اصلی آسیب‌پذیری هستند.

آیا وقت آن رسیده که باز هم نگاهی به آمریکا بیندازیم؟ بدهی خانوار از زمانی که باعث شد سیستم مالی این کشور نابود شود، به صورت نسبی کاهش پیدا کرده‌است. از سال 2012 به این سو، بدهی شرکتی اما عملکردی عکس دارد. با توجه به نسبت بدهی کسب‌وکاری غیرمالی به تولید ناخالص داخلی، که توسط فدرال رزرو منتشر می‌شود، متوجه خواهیم شد که رشدی 8 درصدی طی 7 سال اخیر اتفاق افتاده و تقریبا به همین میزان بدهی خانوارها کاهش پیدا کرده‌است. با توجه به نمودار متوجه می‌شوید که نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی کسب و کارهای آمریکایی در حال حاضر در اوج خود به سر می‌برد.

این مسئله به خودی خود بد نیست. دهه اخیر زمانی پردردسرتر برای شرکت‌ها به نسبت خانوارها بوده‌است. شرکت‌ها می‌توانند از پس بدهی‌های بیشتری بربیایند و در جهانی که نرخ بهره پایین است، این مسئله جذاب‌تر هم می‌شود. نکته بسیار مهم دیگر این است که این شرکت‌ها به منظور سرمایه‌گذاری‌های خطرناک، این پول‌ها را قرض نکرده‌اند. این مسئله را باید با دهه 1870 مقایسه کنید که سرمایه‌گذاری‌های جنون‌آمیز در خط آهن آمریکا باعث شد که بدترین بحران بدهی شرکتی در تاریخ این کشور اتفاق بیفتد. در مجموع هم این شرکت‌ها پول را به سهام‌داران پس داده‌اند. در مجموعه‌ای از بازخریدها و ادغام‌ها، شرکت‌های غیرمالی توانستند چیزی در حدود 2،9 تریلیون دلار از حق سهام را به صورت خالص از سال 2012 مرخص کنند و تقریبا همین مقدار را هم به شکل بدهی جدید برای خود ایجاد کرده‌اند.

سرازیری

البته باید گفت که این حجم از بدهی، شرکت‌ها را شکننده و بازار را عصبی می‌کند. در سال 2018، نگرانی‌هایی که برای بدهی‌های بیش از حد پیش آمده‌بود، خود را در بازار مالی نشان داد. سرمایه‌گذارانی که به دنبال سهام‌های بی‌کیفیت رفتند، در انتهای سال به طور میانگین پول کمتری نسبت به آغاز سال داشتند. این اتفاق از زمان بحران مالی تنها یک بار دیگر رخ داده‌بود.

البته در حال حاضر، با توجه به نرخ بهره پایین و سودهای بسیار زیاد، شرکت‌های آمریکایی توانایی عملکرد مناسب در قبل بدهی‌های خود را دارند. اکونومیست ترازنامه‌های شرکت‌های غیرمالی آمریکایی را که به صورت عمومی تجارت کرده‌اند بررسی کرده‌است. این ترازنامه‌ها شامل دوسوم از کل بدهی شرکت غیرمالی ناخالص آمریکا است. مجموع کل آن بدهی برابر با عدد خیره‌کنند 9،6 تریلیون دلار است. مجموع درآمدهای این شرکت‌ها پیش از بهره و مالیات به حدی است که می‌توانند بهره این کوه بدهی را تا 6 برابر هم پرداخت کنند. این مسئله علی‌رغم این واقعیت رخ می‌دهد که نسبت بدهی آن‌ها، منهای دارایی‌های نقدی‌شان، به درآمدهای پیش از بهره، مالیات و کاهش ارزش، از سال 2012 به این سو تقریبا 2 برابر شده‌است.

در این میان، 1 تریلیون دلار از بدهی‌ها مربوط به شرکت‌هایی است که 4 برابر کل هزینه‌هایشان بدهی دارند و می‌توانند نیمی از درآمد پیش از مالیات خود را ببلعند. شاید این 1 تریلیون به خودی خود خیلی نگران‌کننده نباشد. مشکل اصلی این 1 تریلیون دلار، حجمش نیست، بلکه روشی است که طی آن تامین مالی شده. باز هم با داستانی مشابه به رهن خانه‌هایی روبه‌رو هستیم که از دو دهه تا یک دهه پیش تبدیل به اوراق بهاداری شدند که ناگهان بازار مالی آمریکا را متلاشی کرد. البته در حال حاضر این بدهی آن‌قدر ترسناک نیست، اما به هرحال باید مراقب آن بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.