دومین دوره اهدا جوایز امین الضرب از سوی اتاق تهران برگزار می شود
امینالضرب در جریان اعتراض به دولتیها نقش اصلی را بر عهده داشت و نامهنگاری با حکومت از طریق او انجام میشد. اعتراض تجار نسبت به نحوه اداره امور اقتصادی در کشور طی نامهای از طریق حاج محمدحسن امینالضرب به ناصرالدینشاه اعلام شد و خواهان اصلاح امور شدند. شاه طی فرمانی در سال 1263 شمسی، فرمان تشکیل مجلس وکلای تجار را صادر کرد.
اتاق تهران امسال همزمان با سالگرد 134 امین سال تاسیس، قصد دارد تا دومین مراسم تجلیل از کارآفرينان برتر کشور را که سال گذشته کلید زد روز 18 دی ماه در تالار وحدت تهران و با حضور مقامات عالی کشور؛ برگزار کند. جایزه ای که به پاسداشت تلاش های محمدحسن و محمدحسین امینالضرب، دو نسل از فعالان اقتصادی ایران در 150 سال گذشته و نقش آن ها در تاسیس و شکل گیری اتاق بازرگانی تهران، جایزه امین الضرب نامیده شده است و در جریان آن به تعدادی از کارآفرینان برتر کشور تندیس و نشان امین الضرب اهدا می شود. همچنین در این مراسم از تعدادی از پیشکسوتان عرصه کارآفرینی کشور تجلیل می شود.
به بهانه نزدیک شدن به برگزاری دومین سالگرد اهدا جایزه امین الضرب نگاهی به زندگی محمدحسن و محمدحسین امینالضرب ( پدر وپسر) انداخته ایم، خانواده کارآفرینی که در دوران قاجار و اوایل پهلوی نقش بسیار مهمی در توسعه تجارت و صنعت کشور داشتند.
حاج محمدحسن امینالضرب که به عنوان شیخ التجار شناخته می شد و از بزرگان اقتصادی در دوران قاجار بود با شکستن انحصار دولتی و تشکیل مجلس وکلای تجار، اولین تشکل رسمی بازارگانان بخش خصوصی را در ایران تاسیس کنند. تشکلی که بعدها به اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران تغییر نام داد. در دهه 1250 شمسی که تقابل دولت با تجار به اوج خود میرسید، بازرگانان با هدایت امینالضرب مقابل تصمیمات مدیران دولتی ایستادگی کردند و نامههای اعتراضی را به دست شاه میرساندند. در آن دوران به غیر از زمان صدارت امیرکبیر، سیاست حمایت از اجناس داخلی در کار نبود. دولت نهتنها در امور تجاری، مالی و گمرکی نقش فعال، مثبت و به سود سرمایههای ملی نداشت بلکه مصادره اموال تجار توسط حکام ایالات و ضبط املاک و عدم امنیت مالی سرمایهداران خود مانعی در جهت رشد سرمایه داخلی محسوب میشد و اعتراض تجار را برمیانگیخت (از مجلس وکلای تجار تا اتاق بازرگانی، ص 42).
امینالضرب در جریان اعتراض به دولتیها نقش اصلی را بر عهده داشت و نامهنگاری با حکومت از طریق او انجام میشد. اعتراض تجار نسبت به نحوه اداره امور اقتصادی در کشور طی نامهای از طریق حاج محمدحسن امینالضرب به ناصرالدینشاه اعلام شد و خواهان اصلاح امور شدند. شاه طی فرمانی در سال 1263 شمسی، فرمان تشکیل مجلس وکلای تجار را صادر کرد. بر این اساس مجلس وکلای تجار با حضور افراد صاحبنام در امر تجارت که مورد اعتماد فعالان اقتصادی آن دوران بودند شکل گرفت. اساسنامه مجلس وکلای تجار در شش فصل تنظیم شد و ریاست آن به محمدحسن امینالضرب که مشهورترین و شاید ثروتمندترین فعال اقتصادی آن دوران بود، سپرده شد. برخی منابع ثروت امینالضرب در آن دوران را 25 میلیون تومان تخمین زدهاند.
از کودکی تا نقش آفرینی
زندگي محمدحسن امینالضرب با سلطنت سه پادشاه قاجار مقارن بود. در دوران پادشاهي محمّدشاه زاده شد، در سلطنت ناصرالدينشاه به تهران آمد و به اوج شهرت رسيد و در عصر پادشاهي مظفرالدّينشاه قاجار درگذشت. حاج محمّدحسن امينالضرب در خانوادهاي صرّاف به دنيا آمد. صرّافان، در روزگار پيش از بانک و بانکداري در ايران کار نقل و انتقال پول را برعهده داشتند. اهميت و اعتبار هر صرّاف بيشتر بسته به شهر محل اقامت او و به مقدار نقدينهاي بود که در اختيارش قرار داشت.
براساس زندگينامه امينالضرب که به قلم پسر او حاج محمدحسين امينالضرب نوشته شده، پدر حاج محمدحسن، اصفهان را به قصد انجام کاري در کرمان ترک کرد و مدّتها خانواده خويش را بيخبر از خود گذاشت. هنگامي که خانوادهاش از بيماري او در کرمان آگاه شدند گرفتار تنگناي مالي سخت بودند، آنچنان که مادر محمّدحسن، براي تهيه هزينه سفر او به کرمان، ناچار به فروش برخي از اثاث خانه شد. وقتي محمدحسن جوان پس از تحمل سختيهاي بسيار به کرمان رسيد نهتنها از خبر مرگ پدر، بلکه از ورشکستگي و بدهيهاي سنگين او آگاه شد. اما گروهي از بازرگانان اصفهاني در کرمان او را ياري دادند که با دادن سفته بدهيهاي پدر را به طلبکاران تأديه کند و نيز هزينه بازگشت او به اصفهان را نيز برعهده گرفتند. پس از بازگشت محمدحسن به اصفهان همه اعضاي خانواده براي امرار معاش به کار مشغول شدند. محمدحسن خود در حجره يکي از بازرگانان اصفهان که در کرمان از در دوستي با او درآمده بود استخدام شد. دو برادر او به استنساخ و فروش قرآن مشغول شدند و مادرش به کار قلابدوزي و ساختن و فروش اشيای دستي پرداخت. سرانجام پس از چندي محمدحسن با چند معامله سودآور در حجرهایي که در آن کار ميکرد سرمايه مختصري پسانداز کرد، بدهيهاي خود و هزينه زندگي خانوادهاش را پرداخت و راهي تهران شد.
آنچه از اسناد تاریخی برمیآید هنگام ورود به تهران بهره محمدحسن جوان از مال دنيا يک عبا، يک ترازو و يکصد ريال بود. در زندگينامهاش آمده است که به محض ورود به تهران، محمدحسن دکاني را اجاره کرد و به کسب مشغول شد. اما با توجه به سرمايه ناچيزش بعيد به نظر ميرسد که بهسرعت به اجاره محل کسب موفق شده باشد زيرا به هرحال به احتمالي ناچار بوده از سرمايه خود براي خريد کالا استفاده کند. از سوي ديگر، از آنجا که، طبق روال سنّتي، صرافان و بازرگانان هر شهر در کاروانسراي مخصوص به خود در تهران به کار و کسب ميپرداختند، محمدحسن نيز احتمالا در کاروانسراي حاج حسن که محل تجمع بازرگانان اصفهاني، و از آن جمله برخي از بستگان او، بود به کار مشغول بوده است. طبق روايت يک منبع موّثق، محمدحسن در ماههاي نخستين اقامتش در تهران به کار صرّافي پرداخت، به کاري که در آن تبحّر داشت و از خویشانش آموخته بود. پياده در بازارهاي تهران به راه ميافتاد و از کسبه و بازرگانان سفارش خريد طلا و سکههاي خارجي ميپذيرفت و آنچه را بر اين اساس از حجرههاي گوناگون ميخريد به سودي به مشتريانش ميفروخت. محمدحسن به احتمالي در کنار صرّافي به خريد و فروش کالاهاي ديگر نيز اشتغال داشته، چه در زندگينامهاش آمده است که: «از خريد و فروش هر رقم اجناس خودداري نداشتم.»
سرنوشت محمدحسن هنگامي دگرگون شد که براي بازرگاني به نام پانايوتّي (Panayotti) که نماينده يک شرکت يوناني در تهران بود به کار مشغول شد. مقرّ اصلي کار اين شرکت بزرگ يوناني (Ralli & Angelasto)، که منسوجات ساخت منچستر انگليس را به ايران وارد ميکرد، تبريز بود. اين شرکت طرحهاي طرّاحان ايراني را به کارخانهجات نسّاجي انگلستان ميفرستاد و محصولات آنها را به ايران ميآورد و در مقابل ابريشم و ابريشم خام صادر ميکرد.
براساس زندگينامه حاج امينالضرب و برخي اسناد ديگر، محمّدحسن فوت و فنّ بازرگاني داخلي و خارجي را از پانايوتي آموخت امّا اينکه چگونه و در چه اوضاع و احوالي به کار با او پرداخت روشن نيست. اندک زماني پس از ورود به تهران، محمّدحسن به آن اندازه ثروت اندوخته بود که بتواند نهتنها هزينه آوردن مادر و برادران خود را به تهران برعهده گيرد، بلکه 400 مثقال طلا بخرد و آن را، با کمک پانايوتي، در کار صادرات پشم به اروپا به کار اندازد. موفقيّتي که او از اين راه به دست آورد سبب شد که مستقل شود و خود شرکتي با همکاري يک بازرگان تبريزي، يک صرّاف اصفهاني، که اندکي بعد دخترش را به همسري گرفت، و برادرش حاج ابوالقاسم، تأسيس کند.
گرچه تا سال 1871 حاج محمّدحسن، بازرگاني معتبر شده بود، در دهه پس از اين تاريخ بود که به اوج موفقيت رسيد. در اين دهه او نهتنها دامنه فعاليتهاي بازرگاني خود را گسترش داد بلکه به دريافت القاب و نشانهاي گوناگون از سوي شاه موفق شد، به کار ضرب سکّه پرداخت و مقام دولتي و عنوان صراّف رسمي يافت. حاج محمّدحسن امينالضرب نهتنها سوداگر و کارآفريني لايق و هوشمند بود بلکه نسبت به تحوّلات شتاباني که در عصر او اروپا را دگرگون کرده بود و نزدیک بود که ايران را نيز فراگيرد بصيرتي کمنظير داشت و سخت کوشيد تا همميهنان خود را نيز با دستاوردهاي اروپاي صنعتي آشنا کند.
نقش در مشروطیت
پیروزی در جنبش تنباکو سرآغاز پیوند نزدیکتر و همراهی تجار با روحانیون و روشنفکران برای دستیابی به اهداف معین بود و زمینه مشارکت تجار در جنبش مشروطه را فراهم کرد. جنبش مشروطه با نقشآفرینی چشمگیر تجار همراه شد. این گروه از جامعه در پرداخت هزینهها برای تحصنها و پیروزی جنبش نقش موثری ایفا کردند. تا اینکه سران تجار مذاکراتی با شاه و صدراعظم انجام دادند و حکومت آنها را واسطه مذاکره با متحصنان کرد. آنها در ملاقات با عینالدوله عنوان میکنند که متحصنین «مجلس مبعوثان ملی» میخواهند و آنها نیز با مقاصدشان موافقاند. صدراعظم نیز متقبل شد تا مقاصد «آقایان، تجار و کسبه» را برآورده کند. سرانجام دستخط شاه مبنی بر اجازه تشکیل مجلس شورای ملی از منتخبین گروههای مختلف اجتماعی در سال 1285 صادر شد. عکسی که از آن دوران به یادگار مانده به خوبی نقش تجار و شخص امینالضرب را نشان میدهد. در این عکس مشهور فرمان مشروطیت در دستان امینالضرب قرار دارد و سایر تجار مشهور نیز اطراف او را گرفتهاند. این عکس در خانه امینالضرب گرفته شده است.
همراهی پسر با پدر
محمدحسن امینالضرب در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود یک همراه همیشگی داشت. محمدحسین امینالضرب فرزند او بود که در تمامی مراحل نامش در کنار پدر ثبت شده است. محمدحسین امینالضرب نیز از مشهورترین فعالان اقتصادی عصر خود به شمار میرفت. او نیز در دوران زندگی خود فعالیتهای خود را تا حدی پیش برد که نام خود را در تاریخ جاودانه سازد. یکی از خدمات او وارد کردن دستگاه تولید برق و راه اندازی کارخانه برق در ایران و تهران بود. او در دوره زمام داری مظفرالدینشاه از روسیه ژنراتور را خریداری کرد.
آغاز راه پسر
محمدحسين امينالضرب تنها فرزند حاج محمدحسن امينالضرب اصفهاني در محرم سال 1289 قمري در تهران متولد شد. پدرش حاج محمدحسن امينالضرب از تاجران درجه اول تهران و مسئول ضرب سكههاي ناصرالدينشاهي بود و خانوادهاش داراي نفوذ سياسي فراواني بود و هميشه مصدر امور عامالمنفعه بودند. هميشه به خاطر شغل آنها و نفوذشان دشمنان بسياري داشتند كه سعي ميكردند به آنها اتهام بزنند.
حاج محمدحسين امينالضرب در نهضت مشروطه ايران فعالانه وارد شد و كمكهاي مالي او پشتوانه اقتصادي مشروطهخواهان بود. در دور اول مجلس شوراي ملي نماينده شد و به سمت نايبرئيس رسيد. بعد از كودتاي 1299 بازداشت و بعد از مدتي آزاد شد و در دورههاي هفتم و هشتم و نهم مجلس نيز به نمايندگي برگزيده شد. پدرش حاج محمدحسن تاجر اصفهاني و مادرش ماهبيگم خانم، دختر مرحوم آقا محمدجعفر صراف اصفهاني بود. آقا محمدحسين جد حاج محمدحسين امينالضرب از عيال خود بيبيماه خانم چهار اولاد پسر داشت كه بزرگترينش به اسم عبدالوهاب دنيا را زود وداع گفت و سه فرزند ديگر به نامهاي حاج محمدحسن امينالضرب، حاج ابوالقاسم ملكالتجار خراسان و حاج محمدرحيم آقا بودند. آقا محمدحسين پدربزرگ حاج محمدحسين امينالضرب از اصفهان به كرمان ميرود براي تجارت ولي بعد با شكست مواجه ميشود و درآن ديار وضعيت مناسبي نداشته و با همان وضعيت جان ميسپارد. محمدحسین بعد از تولد به دايهاي از طایفه «نجبا» سپرده شد و به مکتب رفت. بعد از تحصيل به امر پدر به تهران آمد. پدرش حاج محمدحسن خان وي را هميشه به زهد و تقوي و خداپرستي و خواندن قرآن و ادعيه امر ميكرد. حاج محمدحسين امينالضرب خود حكايت ميكند كه از دوازدهسالگي سحرخيز و نماز شبخوان بوده است. امينالضرب به تشويق سيد عربي، يادگرفتن زبان عربي را آغاز و درآن پيشرفت چشمگيري كرد.
محمدحسين امينالضرب در حدود 17، 18 سالگي بود كه وارد حرفه تجارت و بازرگاني به همراه پدر شد. در آن دوره يك بحران براي خانوادهاش روي داد و آن زنداني شدن پدرش، حاج محمدحسن امينالضرب بود كه براثر يك توطئه رخ داد. محمدحسين با پرداخت 800 هزار تومان پدر را آزاد كرد. حاج محمدحسين امينالضرب به فعاليت خود در امور تجارت و صنايع ادامه داد تا اينكه در سال 1323 قمری ماشينهاي يك كارخانه برق به همت او وارد ايران شد و در سال 1325 قمری شروع به كار كرد. اين نخستين كارخانه برق تهران و دومين كارخانه برق كشور بود. چون اولين كارخانه برق در مشهد در سال 1320 قمری توسط حاج محمدباقر ميلاني به كار افتاده بود.
حاج محمدحسين امينالضرب پس از فوت پدر به مديريت مجلس انتظام نرخ انتخاب شد ولي چندان در آن پست باقي نماند و چند ماهي بعد در سال 1327 قمری استعفا داد و به نظم امور و زندگي خود پرداخت. يكي از اقدامات وي اين بود كه در زمان كمبود گندم وي به همراه پدر محتكران را مجبور كرد كه گندمها را از انبارها بيرون بياورند و دراختيار نانوايان قرار دهند. او در ثابت نگه داشتن برنج و قند و شكر در ايران نقش بسيار عمدهاي بازی كرد و با پدر خويش مسئول انتظام قيمت اشيا بود و خدمات اجتماعي بسياري انجام داد.
فعالیتهای اقتصادی
خاندان امينالضرب (پدر و پسر) خدمات زيادي به اقتصاد كشور كردند و پيشرفت صنايع ايران تا حدودي مرهون خدمات ايندو شخص است. ازجمله سرمايهگذاريهاي حاج محمدحسين امينالضرب كارخانه چينيسازي تهران بود كه به خاطر دسيسه روسها به هم خورد. او بار ديگر به تاسيس كارخانه بلورسازي اقدام كرد و ماشينها را از اروپا وارد كرد ولي اينبار نيز كارش نافرجام بود و كارخانه تعطيل شد. از ديگر اقدامات وي در راه ايحاد صنايع در ايران سرمايهگذاري براي تاسيس راهآهن محمودآباد – آمل بود كه براي مقدمات آن به بلژيك سفر كرد و وسايل مورد نياز را از آنجا خريداري كرد و دو مهندس بلژيكي را براي نقشهبرداري و انجام امور ديگر استخدام كرد. با تمام اين تلاشها احداث راهآهن توسط حاج محمدحسين امينالضرب در اثر كارشكنيهاي درباريان ناكام ماند. اسناد نشان ميدهد كه امينالضربها منشأ تاسيس مجالس تجارت در دوران قاجاريه و ايجاد رابطه اداري و حقوقي با دولت بودند. آنها به خاطر فعاليتهاي مختلف اقتصادي جزو دولتمردان اقتصادي كشور و به خاطر سرمايهگذاري و عدم كمك دولت در زمره اربابان صنايع بخش خصوصي بودند. محمدحسین امینالضرب از سال ۱۳۰۶ الی ۱۳۱۱ ریاست اتاق تجارت تهران را بر عهده داشت.
فعالیت در صنعت و تاسیس کارخانه برق
محمدحسین امینالضرب با وارد کردن ماشینهای ابریشمکشی از فرانسه به ایران برای کارخانه ابریشم، پا به رقابت صنعتی گذاشت اما در صنعت ابریشم، زیاد موفق نبود، چون در همان آغاز کار، نوعی انگل به مزارع شمال حمله کرد و محصولات آنجا را از بین برد و این امر، خسارات زیادی به صنعت ابریشم ایران وارد کرد. همچنین در صنعت ریلی و تاسیس راهآهن ایران نیز، فعالیتهای زیادی از او به چشم میخورد. اما یکی از مهمترین و زیباترین فعالیتهای اقتصادی – صنعتی محمدحسین امینالضرب، آوردن کارخانه برق از روسیه به ایران بود. خرید کارخانه برق توسط امینالضرب به این صورت اتفاق افتاد که در سال ۱۲۸۴ خورشیدی، او با مظفرالدینشاه که برای سفر سوم، عازم روسیه شده بود، همراه بود. روزی که در خیابان قدم میزد، چشمش به کارخانه برق افتاد که در حال کار کردن بود و متوجه شد که روشنایی شب توسط این کارخانه تامین میشود. او که تا آن زمان، چنین چیزی را ندیده بود به تماشای آن ادامه داد. چون مدتی طولانی جلوی کارخانه ایستاده بود، نگهبان در ورودی کارخانه برای جویا شدن از موضوع، بیرون آمد و به او گفت: مگر خیال خریدش را داری؟ امینالضرب پاسخ داد: اگر ارزان بدهند، میخرم. در همین میان صاحب کارخانه رسید و از جریان باخبر شد و چون امینالضرب را با وضع لباسی نامناسب داد، برای تمسخر به او گفت: قیمتش پانصدهزار تومان است. امینالضرب نیز از او خواست تا قولنامهاش را بنویسد و پولش را هم حواله یکی از تجار معتبر آنجا کرد. به این صورت کارخانه را تصاحب کرد و با این احوال برای اولین بار برق توسط حاجحسین آقا امینالضرب اصفهانی، وارد ایران شد. هنوز مدت زیادی از بازگشت امینالضرب و مظفرالدینشاه از روسیه به ایران نگذشته بود که کارخانه برق حاج امینالضرب در ایران ساخته شد و به راه افتاد و خیابانهای لالهزار، سعدی، شاهآباد و چراغبرق را روشن کرد. مردم زیادی برای تماشای روشنایی به این خیابانها آمدند اما در بین آنها عدهای معتقد بودند که این روشنایی قسمتی از قدرت شیطان است. بنابراین شروع به قطع سیمها و شکستن لامپها کردند و اندک رغبتی برای استفاده از آن نشان نمیدادند. همچنین اکثر رجال و وزرا به برق حاج امینالضرب روی خوش نشان ندادند و معتقد بودند که به صنعت فرنگ نمیتوان اعتماد کرد و احتمال این را میدادند که ناگهان خاموش شود، به همین خاطر تا مدتها نیز از چراغهای زنبوری خود برای روشنایی شب استفاده میکردند. پس از مدتی، امینالضرب با شیوهای زیبا، شروع به مبارزه با این عقاید کرد. او به مناسبت جشن میلاد امام زمان (عج) تمام خیابانهای امیریه را مزین به لامپهای رنگارنگ کرد و با این کار، مردم را بار دیگر شگفتزده کرد و این آغاز تغییر دیدگاه مردم و رجال و وزرا بود. از این پس آنها این ابتکار امینالضرب را به خانههای خود بردند و بهتدریج برق، جای چراغهای زنبوری و وسایل روشنایی اولیه را گرفت. کارخانه برق از عصر، شروع به کار میکرد تا آخر شب. البته این صنعت نیز مانند سایر صنایع وارداتی به ایران، ابتدا مختص دربار، رجال و سرمایهداران بود ولی کمکم به صورت عمومی درآمد و خانهها و خیابانها را روشن کرد. این کارخانه در زمان خود، تبدیل به کارخانهای معتبر شد. موتور این کارخانه، به وسیله نفت کار میکرد و برق ۱۱۰ ولت، تولید میکرد. موتور تکسیلندری داشت که برای خنک کردن آن، آب در اطرافش گردش داشت. این کارخانه، فاقد دستگاه تقویتی بود که برق را به طور یکنواخت و یکسان توزیع و تنظیم کند، بنابراین برق اطراف کارخانه، تا حدی قوی بود که با چشم نمیشد به آن خیره شد ولی هرچه به فاصله آن از کارخانه اضافه میشد، نور آن نیز ضعیفتر میشد. حاج محمدحسين امينالضرب در اواخر عمر به مرض قند مبتلا شد و مدتي نيز جهت معالجه و مداوا به پاريس رفت. پس از كسب بهبود نسبي به تهران بازگشت . او هنگامي كه در شب 25 آذرماه سال 1311 در مجلس ضيافت حاج شريعتمداري رشتي ميهمان بود، اظهار كسالت کرد و به منزل بازگشت و در ساعت 11 همان شب با سكته قلبي دارفاني را وداع گفت.
