غول پلاسما

تعصب و درک اشتباه باعث شده بازار جهانی برای محصولات پلاسمایی- خونی به شکلی خطرناک به امریکا وابسته باشد

همیشه نمی‌توان به اهدای خون تکیه کرد؛ گاهی باید آن را خرید! اما همه کشورها اجازه تجارت خون را نمی‌دهند. در این بین امریکا به پیروز میدان بدل شده، این کشور صادرکننده بزرگ پلاسمای خونی در جهان است و این مسئله در نوع خود می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست

 برزین بهاردوست یک خریدار مشتاق در بازاری با فروشنده‌های مشتاق‌تر است و این روزها زندگی برایش دشوارتر شده‌است. او برای سال‌ها به کانادایی‌ها پول می‌داد تا از آنها پلاسمای خونی را خریداری کند، مایعی چسبناک در خون که خاصیت درمانی دارد. زمانی ‌که در سال 2014 تلاش می‌کرد شرکتش را در آنتاریوی کانادا با عنوان کلینیک منابع پلاسمای کانادا راه‌اندازی کند، عده‌ای از فعالان کارزاری به راه انداخته بودند تا خریداری مجموعه پلاسما را به کمک دولت ممنوع کنند. او تصمیم گرفت به ایالت دیگری کوچ کند و آلبرتا را انتخاب کرد که سال گذشته این ممنوعیت در این ایالت هم اجرایی شد. در 26 آوریل دولت اعلام کرد قوانینش را در این زمینه تغییر داده‌است. این مرکز تلاش کرد به دو ایالت دیگر برود و مراکز جدیدی را در ایالت‌ها راه‌اندازی کند اما هنوز هم مخالفانی برای آن وجود دارد.

تقاضای جهانی برای پلاسما در حال افزایش است. در این زمینه نمی‌توان تنها به کمک‌های بشردوستانه و دیگرخواهانه افراد تکیه کرد؛ در واقع این کمک‌ها به تنهایی پاسخ‌گوی نیاز در این زمینه نیستند. در سال 2016 ارزش صادرات جهانی پلاسما 126میلیارد دلار بوده‌است. این میزان حتی از ارزش صادرات هواپیما نیز بیشتر است. اما بحث خریداری پلاسما همراه با خود مسائل اخلاقی، اجتماعی و پزشکی به همراه دارد و نگرانی‌هایی را در این زمینه ایجاد می‌کند: برخی می‌گویند این مسئله می‌تواند به فاجعه انسانی تبدیل شود. مشابه این اتفاق در دهه 80 میلادی رخ داد و بیماری‌هایی نظیر اچ‌‌آی‌وی و همچنین هپاتیت را به همراه داشت. برخی نیز می‌گویند حقوق افراد فقیر در این زمینه نادیده گرفته می‌شود. عده‌ای از مخالفان هم معتقدند این کار عرضه کلیِ خون را کاهش می‌دهد و یعنی اهدای خون داوطلبانه را از بین می‌برد.

*خطر در کمین است

هیچ‌یک از نگرانی‌هایی که در زمینه خریداری پلاسما وجود دارند حقیقت خارجی ندارند و بر پایه استدلال‌های درستی بنا نشده‌اند. اما این مسئله در کانادا به معضل تبدیل شده‌است. امریکا، چین، بخش‌هایی از کانادا و برخی از کشورهایی اروپایی جزو معدود نقاطی در دنیا هستند که اجازه خریداری پلاسمای خونی را می‌دهند. این کشورها در زمینه عرضه بسیار موفق بوده‌اند: سه‌چهارم پلاسمای مورد نیاز تنها از امریکا تأمین می‌شود. 10درصد نیز متعلق به چین، آلمان، مجارستان و اتریش است. در این کشورها نیز پرداخت پول بابت پلاسما امری قانونی است. از میان یک‌هزار مرکز جمع‌آوری و خرید پلاسما که در جهان وجود دارند، 700مرکز در امریکا هستند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد تنها کشورهایی در زمینه پلاسما به خودکفایی رسیده‌اند که خرید پلاسما در آنها آزاد است. البته برخی از کشورها راهی به جز دریافت پول را انتخاب کرده‌اند برای مثال در ایتالیا افراد می‌توانند در ازای اهدای خون، مرخصی کاری دریافت کنند. نیمی از پلاسمایی که در امریکا خریداری می‌شود به اروپا فرستاده می‌شود و مورد استفاده بیش از 20میلیون نفر قرار می‌گیرد. کانادا 80درصد از پلاسمای مورد نیاز خود را از امریکا تأمین می‌کند. استرالیا نیز 40درصد از پلاسمای خونی مورد نیاز خود را از امریکا وارد می‌کند.

شرکت‌های دارویی که در این زمینه ممنوعیت‌ها و محدودیت‌هایی را ایجاد کرده‌اند برای تأمین نیاز خود کاملاً به امریکا متکی هستند و از امریکا پلاسمای خونی را وارد می‌کنند. سه شرکت بزرگی که به عنوان غول‌های جمع‌آوری پلاسما فعالیت می‌کنند اروپایی هستند. شرکت مادرِ آنها نیز استرالیایی است. اما جالب اینجاست که این شرکت‌ها نیاز خود را از طریق امریکا تأمین می‌کنند. یعنی این غول‌ها کاملاً به واردات از امریکا وابسته هستند و اگر یک روز امریکا نباشد، آنها به محصولات پلاسمایی مورد نیاز خود دسترسی پیدا نخواهند کرد.

پلاسمایی که صادر می‌شود موارد استفاده متنوعی دارد؛ شرکت‌های دارویی و پزشکی از آن بهره می‌گیرند. این پلاسماهای خونی جان هزاران نفر را نجات می‌دهد. بسیاری از این افراد نیاز به جراحی دارند و در حین جراحی به پلاسما و خون نیاز پیدا می‌کنند. این پلاسمای خونی را نمی‌شود همیشه از طریق داوطلب‌ها به دست آورد. البته سازمان بهداشت جهانی مدت‌هاست که توصیه کرده افراد به صورت داوطلبانه برای اهدای خون اقدام کنند. اما باز هم روند بازار نشان می‌دهد که نمی‌توان به این کمک‌های داوطلبانه تکیه کرد. در حال حاضر بازار پلاسمای خونی کاملاً متکی به امریکا است و این امری کاملاً خطرناک به شمار می‌آید.