فرصتها و تهدیدهای پیش رو در اقتصاد ایران
ظرفیتهای داخلی اقتصادی ایران در حدی است که فشارهای خارجی و تحریمها، قادر نیست تورم و کمبود وحشتناک مانند ونزوئلا را بر ایران تحمیل کند
مسعود سپهر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیراز/آینده نگر
شروع سال جدید بازار فالگیران و رمالان را گرم میکند و هم تحلیلگران سیاسی و اقتصادی را به میدان میکشاند. در حوزه علوم اجتماعی و انسانی، پیشبینی علمی بر چند بنیاد استوار است.
اول: بررسی روندهای گذشته و انتظار ادامه یافتن آن روندها که به ویژه در شرایط عادی معمولترین و کارآمدترین روش پیشبینی است. در این روش مهمترین عامل مخل، حوادث غیرمنتظره و تغییر ناگهانی مسیر وقایع معمول است.
دوم: تعیین مهمترین متغیرهای تاثیرگذار بر شرایط آینده و سعی در فهم عمیق شرایط و نوسانات این متغیرها و پیشبینی تاثیر آنها بر جریان امور. به عنوان مثال امنیت یک متغیر تعیینکننده در حوزه اقتصادی و سیاسی است. مطالعه عوامل موثر بر امنیت و داشتن برآورد واقعبینانه از تهدیدهای امنیتی در کشور، منطقه و جهان، میتواند پیشبینی واقعبینانهتری از آینده را بهویژه در شرایط پرتنش به دست دهد.
سوم: بهرهگیری از چهارچوبهای نظری و گزینش یکی از این قالبها و انجام پیشبینی با استفاده از دادههای مورد نیاز آن چهارچوب. این روش اصولا دارای سوگیری ایدئولوژیک و براساس باورهای پیشبینی یک مکتب یا مرام است. هرچند در اولین نگاه این روش پیشبینی خارج از بیطرفی علمی و همراه با پیشداوری است اما باید اذعان کرد که بیطرفی تحلیلگر هرگز صددرصد نیست و در عمیقترین لایههای ذهنی هر تحلیلگر، کنشی به سمت یک گرایش نظری یا ایدئولوژیک خاص وجود دارد.
با این مقدمه ابتدا باید اذعان کنم که اصلا دلم نمیخواهد به احتمالات وحشتناک برای سال آینده فکر کنم. بدترین وضعیت برای ایران حمله آمریکا و متحدانش و جنگ داخلی متعاقب آن در ایران است. همه اطلاعات انباشتهشده از گذشته میگوید که آمریکا پس از ناکامیهایش در افغانستان و عراق، ابدا آمادگی شروع جنگ دیگر و بیثباتسازی بیشتر منطقه را ندارد.
تنها متغیر نگرانکننده، ترامپ دیوانه و همدستان دیوانهترش یعنی نتانیاهو و بنسلمان هستند. علیرغم همه اینها و البته متحدان جنگطلب افراطی داخلی آنها، با اطمینان میگویم که قدرت عقلا بر آنان فائق میآید و سال آینده از تحمیل جنگی دیگر بر ایران خبری نیست. اما افزایش حملات تروریستی یا سایبری و یا حتی مزاحمت های دریایی و هوایی و همچنین تداوم حملات اسرائیل به پایگاههای نزدیک به ایران در سوریه و لبنان شدت و وسعت بیشتری مییابد و همین بر ناامنی روانی جامعه میافزاید.
علت چنین امری فقدان امکانات و عوامل بازدارنده در ایران از یک سو و تمایل جنگسالاران به نمایش قدرت خود به طرفدارانشان از سوی دیگر است.
در حوزه اقتصادی، رکورد تورمی فعلی با شدت کمتر ادامه ميیابد. از آنجا که چشماندازی برای سرمایهگذاری خارجی و حتی داخلی وجود ندارد. رشد اقتصادی مثبت دور از ذهن است اما با افزایش رکود، تورم نیز کم و بیش مهار میشود. ظرفیتهای داخلی اقتصادی ایران در حدی است که فشارهای خارجی و تحریمها، قادر نیست تورم و کمبود وحشتناک مانند ونزوئلا را بر ایران تحمیل کند؛ اما مهاجرت سرمایه و ارز و خروج نیروی انسانی ماهر و نخبه با شدت بیشتر ادامه خواهد یافت.
باتوجه به قیمت بالا و غیرواقعی ارز آزاد و کاهش تقاضای داخلی، فرصتی طلایی برای صادرات همهچیز همچنان ادامه مییابد. این فرصت میتواند ذائقه و سلیقه مصرفکنندگان کشورهای هدف را به محصولات و برندهای ایرانی متمایل کند و در درازمدت پس از رفع تحریم، با حفظ این بازارها، زمینه گسترش چشمگیر صادرات غیرنفتی را ایجاد كند.
از آنجا که بحران اعتماد عمومی ابعاد عظیمی یافته است، انتظار آنکه اصلاح ساختاری در حوزه بودجه یا اقتصاد، دستاوردهای ملموس و تعیینکنندهای داشته باشد واقعبینانه نیست.
واقعیت آن است که حاکمیت میتوانست مشارکت عمومی همراه با ایثارگریهایی مشابه آنچه در سالهای نخستین انقلاب شاهد بودیم، جلب کند، آنوقت اتفاقات شکوهمندی رقم میخورد. مثلا گفته میشود بیست تا سی میلیارد دلار ارز خانگی در دست مردم است که حتی ورود یکسوم آن به چرخه اقتصاد، قیمت ارز را قادر و توانمند میکند یا آنکه صرفهجویی داوطلبانه مردم در مواردی چون سوخت یا آب یا برق به راحتی مشکلات بزرگی در این حوزهها را کم میکند و همینطور کمکهای داوطلبانه اقشار برخوردار، فشارها را در شرایط بحران کاهش میدهد. اما همه اینها مستلزم بازگشت اعتماد عمومی است که چشماندازی در سال آینده برای آن متصور نیست. همینطور افزایش فشار اقتصادی و تورم، به گسترش فساد و رانت کمک میکند و کاهش فساد به عنوان ویرانگر اعتماد مردم، دور از دسترس میشود.
با این چشمانداز تنها مفر فعالان اقتصادی، تلاش و گسترش صادرات غیرنفتی و رفتن به سوی بازارهای جدید برای بهرهگیری از قیمت بالای ارز از یک سو و بسترسازی برای آینده از سوی دیگر خواهد بود.
