هرناندو دیسوتو پولار سعی دارد نشان بدهد چرا سرمایهداری در غرب موفق و در سایر نقاط جهان ناموفق است
پولار معتقد است چه در جوامع توسعهیافته و چه در کشورهای در حال توسعه، مسکن جزو اصلیترین داراییهای مردم است. به همین خاطر است که در جوامع توسعهیافته حتی وامهای نقدینه برای مسکن داده میشود.
آینده نگر
«سرمایه مُرده» یکی از اصطلاحاتی است که هرناندو دیسوتو پولار، اقتصاددان اهل پرو به آن اشاره میکند. این سرمایه در حقیقت نوعی از دارایی است که نمیتوان آن را به راحتی خرید یا فروخت، حتی نمیتوان به راحتی آن را ارزشگذاری کرد و برای سرمایهگذاری در مورد آن تصمیم گرفت. او اثبات میکند که حتی افراد زاغهنشین هم برای خود اندک سرمایه و داراییهایی دارند اما کسی به راحتی متوجه آنها نمیشود. در واقع این داراییها به گونهای نیستند که هرکسی بتواند آنها را به راحتی دریابد یا آنها را بشناسد. به همین خاطر است که سرمایه مرده نمیتواند برای افراد فقیر، ارزش افزودهای داشتهباشد و در قالب همان سرمایه مرده باقی خواهد ماند. این تنها یکی از چندین ایدهای است که پولار 77ساله مطرح کردهاست. اما او دیگر چه حرفهایی برای گفتن دارد؟
مسئله مالکیت مهمترین مسئلهای است که پولار دست روی آن میگذارد و در هر موردی آن را مطرح میکند. او معتقد است جهان توسعهیافته راهی برای مالکیت رسمی پیدا کرده و نظامی هم برای ثبت آن دارد. کسانی که در غرب زندگی میکنند این نظام را نادیده میگیرند چرا که این نظام تقریباً نامرئی است؛ کسانی که در شرق هستند هم اصلاً به فکر چنین نظامی برای خود نیستد. وقتی نظامی در زمینه مالکیت وجود داشتهباشد که افراد از آن تابعیت کنند، میتوان گفت که افراد قدمی فرای داراییهای خود برمیدارند. همه اینها نکات تازهای هستند که در تاریخ بشر مطرح میشوند و تاکنون به درستی به آنها پرداخته نشدهاست. پولار یکی از معدود کسانی است که موفق شده به درستی دست روی این نقطه قوت برای غربیها و ضعف برای توسعهنیافتهها، بگذارد.
*انقلاب نامرئی
وقتی خانهای خرید و فروش میشود، تنها یک خانه خرید و فروش نشده بلکه ارزش املاک آن ناحیه نیز تا حدودی معین شدهاست؛ این یکی از همان نظمهایی است که دیده نمیشود؛ چرا؟ چون نامرئی است. در واقع قیمتگذاری به صورت رقابتی و مقایسهای انجام میشود. اگر خریدار و فروشنده در این زمینه دیدگاه روشنی نداشتهباشند، در حقیقت باید گفت خرید و فروشی هم صورت نخواهد گرفت. این نظام تا جایی پیش میرود که روی بانکها هم تأثیر میگذارد. در واقع آنها هم نظام رهن خود را از روی همین سیستم مشخص میکنند. به این ترتیب میتوان گفت انقلابی نامرئی به پا میشود؛ قیمتها تعیین میشود بدون اینکه چیزی در عمل دیده شود؛ این امر به ظاهر ترسناک است اما اگر به خوبی شناخته شود، میتوان گفت که بسیار اثربخش و مفید خواهد بود.
پولار معتقد است چه در جوامع توسعهیافته و چه در کشورهای در حال توسعه، مسکن جزو اصلیترین داراییهای مردم است. به همین خاطر است که در جوامع توسعهیافته حتی وامهای نقدینه برای مسکن داده میشود. البته نباید چندین و چند فاکتور یا عامل تأثیرگذار دیگر را در این زمینه نادیده گرفت. برای مثال در امریکا، کسبوکارهای کوچکی وجود دارند که دادنِ وامهای خرد را به نوعی توجیه میکنند. این مسئله در مورد اقتصادهای در حال توسعه صدق نمیکند. وام مسکن در این کشورها خیلی به ندرت دیده میشود. در واقع میتوان گفت بسیاری از ساختمانهایی که روی زمین بنا میشوند هیچگاه موفق به دریافت وام برای کمک نخواهند شد. اما به هر حال این خانهها، اصلیترین داراییِ مالکان خود هستند. اما این داراییها برای فرد اغلب کار نمیکنند. از آنجا که فرد از این دارایی استفاده میکند خیلی دشوار است که این دارایی برایش کاری انجام بدهد. آنها خانه دارند؛ زمین دارند؛ اما نمیتوانند با هیچیک از اینها کاری کنند و این همان سرمایه مُرده است که باید به تحرک دربیاید. اینجاست که مشخص میشود افراد فقیر آنقدر هم که تصور میکنند فقیر نیستند، آنها هم میتوانند سرمایههای مرده داشته باشند اما فقط باید یاد بگیرند چطور این سرمایه مرده را به گردش دربیاورند تا به کار بیاید.
هرناندو دیسوتو پولار
نامش نیز تا حدودی نشان میدهد که اهل امریکا نیست، این اقتصاددان متولد دوم ژوئن 1941 در شهر لیما در پرو است. هرناندو دیسوتو پولار به خاطر آنچه درباره اقتصاد رسمی نوشته به شهرت رسیدهاست. بهعلاوه او چیزهایی نیز درباره حقوق مالکیت نوشته که همین نوشتهها منتهی به اثرگذاریاش در دنیای اقتصاد و در نهایت شهرتش شدهاست. او کتابی نوشته که تام سول، اقتصاددانی دیگر به نقد آن پرداختهاست. پولار بر این باور است که اقتصادهای سرمایهدارانهای نظیر امریکا به این خاطر در دنیای اقتصاد توسعه یافتهاند که نظام مشخص و موجهی در زمینه مالکیت دارند. به این ترتیب او عمده تمرکزش را روی وضعیت مالکیت قرار دادهاست و در نهایت نیز به همین خاطر به شهرت رسیدهاست.
راز سرمایهداری
سال: 2003
«چرا سرمایهگذاری در غرب پیروز میشود و در هرجای دیگری شکست میخورد؟»؛ این پرسشی است که هرناندو دیسوتو پولار در کتاب «راز سرمایهداری» تلاش کرده به آن پاسخ بدهد. این مهمترین اثر این اقتصاددان معاصر است. پولار میگوید: «آن زمان که سرمایهداری برای عدهای پیروزی محسوب میشود برای عدهای دیگر که تعداد قابل توجهی نیز هستند، یک بحران بزرگ تلقی میشود.» او سعی دارد به پرسشی پاسخ بدهد که این روزها خیلی از اقتصاددانها مطرح میکنند: چرا سرمایهداری در برخی از کشورها با موفقیت همراه میشود در حالیکه در برخی از دیگر کشورها با شکست قطعی مواجه میشود؟ یکی از نکات مهمی که پولار در کتاب خود به آن اشاره میکند تفاوت فرهنگهای مختلف در تعریف واژه «موفقیت» است. در واقع ما انسانها این حق را نداریم که هر اتفاقی را شکست یا پیروزی و یا موفقیت و عدم موفقیت تلقی کنیم.
