این موارد ممکن است ریسک جدی به نظر برسند اما در سال ۲۰۱۹ نباید نگرانشان بود
انتخاب ژايير بولسونارو، سیاستمدار راست افراطی در برزیل، اولین شکست حزب چپگرای کارگران طی بیست سال گذشته است.
کاوه شجاعی/ آینده نگر
۱. ایران
ایران در سال ۲۰۱۹ هم دردسرهایی خواهد داشت. کشور با تحریمهای سنگین آمریکا روبهروست: اقتصاد منقبض خواهد شد، تورم افزایش خواهد داشت و نرخ بیکاری بالا خواهد رفت. اما اردوکشی واشنگتن علیه تهران امسال باعث بحران جدی در ایران نمیشود. در موضوع هستهای امسال شاهد تنش جدیدی نخواهیم بود.
ایران به احتمال زیاد از برجام خارج نخواهد شد و به محدودیتهای آن تن میدهد تا رابطه اقتصادی با اروپا و فروش نفت در آسیا را حفظ کند، با این امید که دوران ترامپ هرچه سریعتر به پایان برسد. حتی اگر ایران از برجام خارج شود برنامه اتمیاش را به شکل تند و تیزی گسترش نخواهد داد. ممکن است سانتریفیوژهای تازه یا افزایش حداقلی ذخایر اورانیوم با غنای پایین در دستور کار قرار بگیرند اما ایران به سیاست محتاطانه اتمیاش ادامه میدهد. ایران البته در منطقه سیاست سرسختانهاش را پیش خواهد برد، اما اینجا هم پراگماتیسم حرف اول را میزند.
از اینها مهمتر، جان بولتون و حامیانش منتظر تغییر رژیم در ایران نباید باشند. اکثر ایرانیان اگرچه نقصهای موجود را انکار نمیکنند اما حکومت را مشروع میدانند. به علاوه حکومت در حوزه دور زدن تحریمها کارش را بلد است…
۲.عربستان
محمد بن سلمان این روزها محبوبترین مرد جهان نیست، اما سال ۲۰۱۹ برخلاف آنچه که به نظر میرسد سال بهتری برای او خواهد بود. فشارهای بینالمللی باعث نخواهد شد که ولیعهد جوان از تلاش برای رسیدن به پادشاهی دست بردارد. رسوایی قتل جمال خاشقجی، ملک سلمان پادشاه عربستان را به این نتیجه میرساند که به پسرش افسار بزند و دوباره اعضای بلندپایه خاندان را در روند تصمیمگیریها دخیل کند. اما این روند عاملی برای باثبات کردن کشور خواهد بود نه تهدیدی مستقیم علیه حکمرانی پسرش.
واشنگتن و ریاض تلاش خواهند کرد که تنشها در روابط دوطرف را مهار کنند چرا که برای دفاع از منافع استراتژیکشان به هم نیاز دارند. دولت ترامپ به ضرر بن سلمان عمل نخواهد کرد. در منطقه، ایران و عربستان به مشاجره ادامه خواهند داد اما تلاش میکنند جلوی پرتنش شدن رقابتشان را بگیرند چون هردو طرف مجبورند روی سیاست داخلیشان تمرکز کنند. عربستان برای دلجویی از شرکای غربیاش از دخالتش در اوضاع یمن خواهد کاست و تنش با قطر را کاهش خواهد داد.
سیاستهای داخلی و اقتصادی بن سلمان در سال ۲۰۱۹ با دستاندازهایی روبهرو خواهد شد چرا که سرمایهگذاران بینالمللی هنوز از شوک قتل خاشقجی بیرون نیامدهاند و علاقهای ندارند که به سرعت با سران عربستان دمخور شوند. دولت بیشتر از گذشته در کشور خرج خواهد کرد تا مطمئن شود فشار داخلی علیه حکومت تحت کنترل باقی میماند. به هر حال جیب پرپول به عربستان کمک میکند چالشهای ۲۰۱۹ را پشت سر بگذارد.
۳.ائتلاف روسیه- چین
سردی فزاینده رابطه پکن و مسکو با واشنگتن باعث شده گروهی از تحلیلگران به این نتیجه برسند که چین و روسیه وارد ائتلافی خواهند شد. احتمال چنین شراکتی در سال ۲۰۱۹ بسیار پایین است.
البته نمیتوان کتمان کرد که همکاری میان مسکو و پکن در طول سالهای اخیر افزایش قابل توجهی داشته است. به لحاظ سیاسی هردو کشور این انگیزه را دارند که برای عقب راندن آمریکا با هم متحد شوند. به لحاظ اقتصادی هم هرکدام شریک جذابی برای یکدیگر به نظر میرسند: روسیه میتواند نیاز چین به منابع انرژی را تامین کند و چین هم میتواند نیاز روسیه به پول خارجی را برطرف کند. روسیه تبدیل به بزرگترین دریافتکننده بودجه پروژه جاده ابریشم جدید چین شده و سال گذشته چین برای اولین بار در مانور نظامی بزرگ روسیه شرکت کرد.
اما رابطه عاشقانه پکن- مسکو همینجا متوقف میشود. دو طرف سوءظن فرهنگی عمیقی به یکدیگر دارند. چین انگیزهای برای کمک به اقتصاد رو به کساد روسیه ندارد. روسیه هم قصد ندارد به صف تامینکنندگان مواد خام چین ملحق شود.
۴.بازگشت دیکتاتوری به برزیل
انتخاب ژايير بولسونارو، سیاستمدار راست افراطی در برزیل، اولین شکست حزب چپگرای کارگران طی بیست سال گذشته است. این اولین بار پس از دوران حاکمیت نظامی برزیل طی سالهای ۱۹۸۵-۱۹۶۴ است که یک نظامی بازنشسته در این کشور به قدرت میرسد. اما با وجود دفاع بولسونارو از روشهای مستبدانه و سخنرانیهای تند و تیزش علیه مخالفان، این پایان دموکراسی جوان برزیل نیست.
رئیسجمهور جدید برزیل از حمایت مردمی لازم برای قبضه کردن قدرت برخوردار نیست. او بیشتر از هر رئیسجمهور منتخب دیگری در تاریخ مدرن برزیل، رأی منفی مردم را به خود جلب کرده و مجبور است به لیست طویل وعدههایش به حامیانش پایبند باشد. به علاوه او در کنگره قدرتی ندارد و برای تغییر قانون اساسی این یکی از پیششرطهای مهم به حساب میآید.
نهادهای برزیلی از پنج دهه پیش قدرتمندتر شدهاند و فاصله بیشتری از دولت مرکزی گرفتهاند. (وضعیت برزیل در این حوزه بهتر از دیگر بازارهای نوظهور است.) دیوان عالی برزیل کاملا مستقل رفتار میکند. دادگاهها و دادستانها خودمختار هستند و فرمانداران در هر ایالت نیروی پلیس را تحت کنترل دارند. رسانهها هم آزادانه بدون نظارت قدرتمند دولت به کار خود ادامه میدهند. برزیل نه ونزوئلاست و نه حتی ترکیه.
و شاید مهمتر از همه، در میان نیروهای نظامی کسی به دنبال گرفتن قدرت از نهادهای سیاسی نیست. ما در دهه ۱۹۶۰ زندگی نمیکنیم و خبری از «تهدید کمونیسم» نیست و اکثر سران ارتش میدانند که راندن کشور گرفتاریای است که به دردسرش نمیارزد.
