چهره سوپرثروتمند در جوانی

چگونه نگاه طبقه بسیار ثروتمند جهان به آینده تغییر کرد؟

تاريخ 1398/01/12 ساعت 13:14

سوپرثروتمندان حالا به دنبال حل مشکلاتی که بشر قرن‌ها با آنها درگیر بوده نیستند، بلکه می‌خواهند ببینند در آینده بشر چه چیزی نهفته و می‌خواهند خودشان و فرزندانشان در آینده مترقی که پیش روست حضور گسترده داشته باشند.

منبع: بلومبرگ مارکتز/ آینده نگر

در گذشته وقتی افراد خیلی ثروتمند دور هم جمع می‌شدند همه همدیگر را می‌شناختند. این روزها اما اگر سوپرثروتمندان یک جا جمع بشوند اکثرا همدیگر را نخواهند شناخت. علت این است که تعداد سوپرثروتمندان جهان به شکل باورنکردنی در حال افزایش است. پیشرفت تکنولوژی و گسترش شدید سرمایه‌داری در دهه‌های اخیر به صورت طبیعی به افزایش شدید تعداد سوپرثروتمندان منجر شده. با این حساب، هنجارهای موجود در خود طبقه آنها هم مختل شده و آنها حالا دنبال قدرت جدیدی برای خودشان هستند تا موقعیت آینده‌محورتری برای خودشان بسازند. اما رقابت خیلی شدید است.

سوپرثروتمندان قدیم خود را متعلق به یک کلوپ خاص یا کشوری خاص می‌دیدند اما سوپرثروتمندان امروزی خود را متعلق به گروهی جهانی با اهداف جهانی می‌بینند. این مسئله در میان سوپرثروتمندان در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه مشاهده می‌شود.

در سال ۲۰۱۷ تعداد سوپرثروتمندان جهان – از قدیمی‌ها گرفته تا تازه‌واردها، از حوزه‌های تکنولوژیک پیشرفته گرفته تا حوزه‌های سنتی‌تر مثل نفت- به ۲۱۰۰ میلیاردر رسید. بیش از نیمی از میلیاردرهای جدید دنیا در سال ۲۰۱۷ نیز از منطقه آسیا و اقیانوسیه به خصوص چین بودند.

مسئله‌ای که در مورد سوپرثروتمندان امروز دنیا جلب توجه می‌کند و احتمالا در آینده شدیدتر هم خواهد شد این است که دنیای امروز خیلی پیچیده‌تر و پرچالش‌تر از گذشته است و ثروتمند معمولی بودن در آن اهمیت خاصی ندارد. سوپرثروتمندان امروز برای آن‌که شهرتی به دست بیاورند و نام‌شان در آینده بماند محبورند به مسائلی توجه نشان بدهند که قبلا ثروتمندان با بی‌تفاوتی از کنارشان می‌گذشتند؛ چالش‌هایی مثل تغییرات اقلیمی، بحران‌های مالی و جنبش‌های سیاسی پوپولیستی و ناسیونالیستی در جهان.

این واقعیت که یکی از هر ده نفر در جهان – یعنی ۷۳۶ میلیون نفر- با درآمد روزی زیر ۱٫۹۰ دلار زندگی می‌کنند سوپرثروتمندان را متوجه این کرده که شکاف طبقات بالا و پایین جامعه همچنان به شدت رو به افزایش خواهد بود و بنابراین ارزش‌های جدیدی برای آنها مطرح شده که از نظر منتقدان آنها تظاهر به نظر می‌رسد و از نظر موافقان آنها، راهی برای ثبت خود در آینده. مثلا درگذشته ثروتمندان با خرید گران‌قیمت‌ترین عتیقه یا نقاشی یا ملک در جهان در میان مردم شناخته می‌شدند اما حالا تعطیلات‌شان را در پناهگاه حیوانات در تانزانیا می‌گذرانند تا نشان بدهند ماموریت دیگری برای آینده خودشان تعریف کرده‌اند.

پیش‌تر، ثروتمندان حتی بچه‌هایشان را به مدرسه هم نمی‌فرستادند و برای آنها معلم خصوصی می‌گرفتند. اما حالا فرزندان آنها باید حتما وجهه اجتماعی در مدرسه داشته باشند و ساعات باقی‌مانده روزشان را هم به آموزش‌های سنگینی بگذرانند که قرار است آنها را برای برعهده‌گرفتن نقش کارآفرینی یا مدیرعاملی شرکت‌های بزرگ آماده کند.

امروزه سوپرثروتمندان دغدغه‌های محیط زیستی زیادی نیز دارند. مثلا لباس کشمیر تن آنها باید به شیوه سبز و بدون پایمال‌کردن حقوق بافندگان یا آسیب به حیوانات بافته شده باشد. البته دغدغه‌های مقابله با بیماری و فقر در جهان هم برای بسیاری از آنها اهمیت دارد. بیل گیتس شاید معروف‌ترین چهره‌ای باشد که در بنیادش پروژه‌های ریشه‌کن ‌کردن مالاریا یا مسائل مشابه را تامین هزینه می‌کند. اما حتی در کشوری مثل چین هم که عمر نهادهای خصوصی‌اش کم است، این مسئله زیاد دیده می‌شود و نمونه مهمش چارلز چن ییدان بود که شرکت تن‌سنت را ترک کرد تا روی گسترش آموزش و تحصیلات در چین متمرکز شود.

آیا با این اوصاف می‌توان گفت که هدف پولدارها از پول‌درآوردن برای آینده تغییر کرده است؟ واقعیت این است که سوپرثروتمندان جهان امروزه در نقطه جالبی از تاریخ قرار گرفته‌اند. آنها حالا لزوما به دنبال حل مشکلاتی که بشر قرن‌ها با آنها درگیر بوده نیستند، بلکه می‌خواهند ببینند در آینده بشر چه چیزی نهفته و می‌خواهند خودشان و فرزندان‌شان در آینده مترقی که پیش روست حضور گسترده داشته باشند. در مهمانی‌های آنها روبوت‌ها غذا سرو می‌کنند اما قرار است مشکل سوءتغذیه کودکان جهان هم در این مهمانی‌ها مورد بحث قرار بگیرد.

مخالفان این سبک از فرهنگ سوپرثروتمندی می‌گویند راحت‌ترین و دم‌دست‌ترین کاری که آنها می‌توانند انجام دهند ایجاد صندوق‌هایی برای مقابله سریع با فقر و گرسنگی در جهان است و مسائل آینده کمتر در اولویت قرار دارند. اما صداهای دیگری هم هست که می‌گوید سوپرثروتمندان در راهی قرار دارند که شاید به سود آینده بشر باشد، درست همان موضعی که پیش‌تر در مورد اهمیت کارآفرینان در دنیا مطرح می‌شد. هرچه که باشد، شکاف عظیم بین زندگی مردم عادی و سوپرثروتمندان قرار نیست از بین برود. فقط باید دید سهم‌آفرینی آنها از پیشرفت‌های آینده بشر چقدر این وضع را متحول خواهد کرد و سودش چقدر نصیب بقیه خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.