فاصله بین دستمزد مدیران عامل و کارکنان معمولی شرکتهای بزرگ به بیشترین حد رسیده است
شکاف درآمدی در همه کشورهای جهان، بهخصوص کشورهای درحالتوسعه به چشم میخورد. این روزها که شرکتهای خصوصی ایرانی با دستمزدهای کلان مدیران خود را تشویق میکنند میتوانند از تجربههای جهانی نیز درس بگیرند.
جولیا هورُویتز/ ترجمه:آینده نگر
مدیران عامل همیشه خیلی بیشتر از میانگین کارگران دستمزد میگرفتند اما یک گزارش جدید در اینباره نشان داده است که شکاف دستمزدی بین کارگران و مدیران چقدر زیاد شده است و در آینده نیز بیشتر خواهد شد. سال جاری میلادی اولین سال است که پس از اصلاحات مالی موسوم به «دود – فرانک» که در کابینه اوباما تصویب شد، در امریکا کسبوکارها ملزم شدند که نرخ درآمد متوسط مدیران عامل به میانگین درآمد کارگران را طی دورههای یکساله محاسبه و اعلام کنند.
دادههای مورد نیازی که کسبوکارها باید برای سال 2018 اعلام میکردند در هفتههای اخیر منتشر شد. این اطلاعات را پایگاه دادههای «دیدهبان پرداخت به مدیران اجرایی» گرفته و روی آنها محاسبات مکملی انجام داده و نشان داده است که در بسیاری موارد، دستمزد پرداختی به مدیران ردهبالا صدها – یا حتی هزارها – برابر بیشتر از میزان دستمزد میانگین همان شرکتها به کارگران خود است.
مدیر بخش خزانهداری شرکت دیدهبان پرداخت، لیز شولر، در یک بیانیه اعلام کرده است: «گزارش امسال ادله بیشتری فراهم کرده است در اثبات وجود بحران نابرابری دستمزدها در امریکا. افراد کارگر بسیار زیادی با گذران زندگی خود مشکل دارند و برای به دست آوردن پول نیازهای پایه خود یا پسانداز برای تحصیل در دانشگاه یا زندگی شرافتمندانه در دوران بازنشستگی با گرفتاری مواجهاند، درصورتیکه مدیرعاملها به خودشان بیشتر و بیشتر دستمزد میدهند.»
طبق اعلام این شرکت که دادههای دستمزدها را تحلیل کرده، بیشترین شکاف درآمدی در دوره زمانی منتهی به سال 2018 در میان شرکتهای بزرگی که در فهرست شاخص بازار سهام «استاندارد اند پیور 500» قرار دارند، متعلق است به شرکت «ماتِل».
اما شرکتها تا مدتی دیگر به ارائه نسبتهای دستمزدی خود در فرمهای قانونی مورد نیاز ادامه خواهند داد، بنابراین این امکان وجود دارد که در ماههای آتی، اسامی شرکتهایی که بیشترین شکاف درآمدی را بین مدیران و کارکنان خود دارند تغییر کند. مدیران موسسه دیدهبان پرداخت اعلام کردهاند که مدام اطلاعات درآمدهای شرکتها را بهروز و آنها را بهطور مرتب اعلام خواهند کرد.
طبق دادههایی که به دست نهادهای مربوطه رسیده، مدیر شرکت «ماتل»، مارگو گئورگیادیس، تقریبا 31.3 میلیون دلار در سال 2017 دستمزد گرفته است. در این بین، یک کارگر متوسط در این شرکت 6 هزار و 271 دلار درآمد داشته است. این نرخ میشود 4987 به 1.
شرکت «ماتل» به سیانان گفته است که سهم عمده حقوق و مزایایی که به گئورگیادیس پرداخت شده، هدیه سهام شرکت است که از وقتی که او در فوریه سال 2017 به این شرکت وارد شده، فقط یک بار به او تعلق گرفته است. و همچنین این شرکت اعلام کرده است که چون او در آوریل سال 2018 از مدیرعامل این شرکت تنها بعد از 14 ماه استعفا داده است، گئورگیادیس در نهایت برای یک سال 10.8 میلیون دلار به خانه برده است. مدارک قانونی باری اعلام نسبت درآمدی از شرکتها میخواهد که از روشهای محاسبه دستمزد مدیران به طریقهای که موسسه دیدهبان پرداخت میگوید استفاده کنند. این روش محاسبه بر مبنای پرداخت هدفگرفتهشده است و برای تعیین نرخ شکاف دستمزدی، فقط به میزان پولی که یک مدیر ارشد به خانه میبرد نگاه نمیکند.
یکی از سخنگویان شرکت دیدهبان پرداخت میگوید: «مهم است که توجه کنید بیش از نیمی از کارگران شرکت ماتل در سرتاسر جهان مربوط به کارگرانی هستند که در کارخانههای تولیدی در آسیا و جاهای دیگر کار میکنند و دستمزد کمی که آنها میگیرند بهطور چشمگیری روی متوسط نرخ دستمزد کارکنان این شرکت تاثیر میگذارد.»
بعد از شرکت «ماتل» که بیشترین شکاف درآمدی را بین مدیران و کارکنانش دارد، شرکت «مکدونالد» قرار گرفته است. استیو ایستربروک، مدیرعامل این شرکت که سال گذشته تقریبا 21.8 میلیون دلار درآمد داشته است، 3 هزار و 101 برابر بیشتر از میزان متوسط دستمزد کارکنان این شرکت پول درآورده است. وقتی از شرکت «مکدونالد» پرسیده شد که درباره این شکاف بالای درآمدی توضیح بدهد، این شرکت اعلام کرد که ایستربروک ارزش این شرکت را تا 36 میلیارد دلار در سال 2017 افزایش داده است.
اما همه کسبوکارها اینچنین شکافهای درآمدی بالایی ندارند. مثلا در شرکت «برکشایر هاتاوی» نرخ پرداختها 2 به 1 است. وارن بافت، مدیرعامل این شرکت، 100 هزار دلار دستمزد گرفته است درصورتیکه دستمزد متوسط کارمندان در این شرکت 53 هزار و 510 دلار بوده است. البته باید گفت که وارن بافت سومین فرد ثروتمند جهان است که ثروتش طبق اعلام فهرست میلیاردرهای «فوربز»، 84 میلیارد دلار است. بنابراین خیلی دشوار میتوان او را یک نمونه برای برابری دستمزدها در نظر گرفت.
مسئله دیگر این است که نرخهای شکاف درآمدی روشن میکند کارگران و کارکنان شرکتهای برتر جهان بهطور متوسط چقدر دستمزد میگیرند. مثلا در شرکت آمازون، میانگین دستمزدها 28 هزار و 446 دلار است که بسیار کمتر از چیزی است که تصور میشود این شرکت به کارکنانش پرداخت کند و خیلی کمتر از دستمزد میانگین 135 هزار و 165 دلاریای است که شرکت «گلدمن ساکس» میپردازد. مسئله اینجاست که هیچ شواهدی در دست نیست که در سالهای آینده این شکاف دستمزدی کمتر یا متوقف شود و کارشناسان بر این اعتقادند که شکاف دستمزدی در آینده افزایش خواهد داشت و یکی از بحرانهای اجتماعی اصلی خواهد بود.
