چهل سال پس از اصلاحات چین، اصلاحطلبان گوشه رینگ افتادهاند
بسیاری از مدافعان بازار آزاد از دخالتهای دولت چین در اقتصاد این کشور به ستوه آمدهاند و حالا امید به قهرمانی در آن سوی مرزهای کشورشان بستهاند که با نحوه مقابلهاش با دولت چین، اصلاحات اساسی اقتصادی در این کشور را دامن بزند. وضعیت چین چطور است؟ این قهرمان کیست؟ با هم میخوانیم.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
گرچه کمونیستها باوری به وجود قدیسان ندارند، در سال 2004 چیزی نمانده بود که حزب کمونیست کشور چین چنین شمایلی از رهبر پیشین خود، دنگ شیائوپينگ بسازد. شیائوپينگ که اصلاحات اقتصادی کلانی را در این کشور رقم زدهبود در سال 97 از دنیا رفت و چینیها کمکم به او لقب معمار ابدی اصلاحات اقتصادی چین را میدادند.
دنگ با ترفندهای خاص خود و عملگرایی منحصر به فردش توانسته بود اصلاحاتی را در اقتصادی ورشکسته پدید آورد که از دوران مائو به جا مانده بود. چینیها راهی پیدا کردند که باز هم درودی نثار این نابغه اقتصادی و سیاسی خود بکنند که مسیرشان به سرمایهداری را باز کرده بود، اما باز هم به روشی خاص که فقط خودشان از آن سر درمیآورند، نامش را سوسیالیسم گذاشتند که البته «ویژگیهای خاص چینی» را دارد. از 18 دسامبر سال 1978 تا سالگرد همان روز در سال 2004 اقتصاد چین 44 برابر بزرگتر شدهبود. البته این محاسبات بر اساس یوان انجام میشود و این مسئله به طور کل روشی است که دولت چین محاسبات این سالگرد را با آن انجام میدهد. همانطور که در نمودار میبینیم، وقتی که همین محاسبات با دلار ثابت 2010 انجام شد، متوجه شدیم که این تغییر نه 44 برابر، بلکه 11 برابر بودهاست.
گرچه رشد اقتصادی چین طی سالهای پس از 2004 ، کُند شده، اما هنوز هم فوقالعاده است. سال 2018 که این محاسبات مجددا بر اساس یوان انجام شد، اقتصاد چین نسبت به سال 2004، پنج برابر بزرگتر شدهبود، که البته این رشد بر اساس دلار ثابت، اندکی بیشتر از سه برابر بود.
دنگ هم مانند هر کس دیگری که دوران مائو را تحمل کردهبود، نوعی شهید به حساب میآید. اگر سری به موزه او در چین بزنید متوجه خواهید شد که فضاسازی و توضیحات راهنما به گونهای است که حاکی از تصفیه چندباره دنگ در دوران مائو و سپس «بال گشودن او به سوی بهشت» است. شاید کسی باورش نشود که در سال 2018 باز هم دنگ «تصفیه» شود و حالا از اصلاحطلبانی که رویه او را دنبال میکردند و همراه او بودند، در سالگرد اصلاحات تعداد بسیار کمی حضور دارند.
پس چه شد؟
طی این سالها سیاستمدارانی در چین بودند که نظرشان به بستن فضای اقتصادی نزدیک بود و خیلی دل خوشی از ادامه دادن اصلاحات گشایشی دنگ نداشتند. مشکل این گروه این بود که تا این لحظه، اصلاحات اقتصادی برای چین ثروت به همراه آوردهبود و توجیهی برای کنار گذاشتنش وجود نداشت.
با جنگ تجاری که توسط ترامپ به راه افتاد و تعرفههایی که او بر صادرات چین اعمال کرد، توجیهی جدید برای دخالت روزافزون چین در اقتصاد پدید آمد. البته این مسئله میتواند از سوی دیگر هم مایه امید موافقان گشایش بازار آزاد باشد، اما این را که چطور چنین چیزی میسر است در انتها خواهیم گفت.
دنگ به هیچوجه آدم لیبرالی نبود و بیشتر تکیهاش بر توسعه تکنوکراتیک بود و حتی اگر پایش میافتاد به تکنوکراتها هم اختیارات بسیار زیادی میداد. او انگیزههای مادی را به عنوان قدرتی درک کرد که میتوانست عامل کارآمدی و پیشرفت شود. در کنار تمام این مسائل دنگ قائل به رویکرد علمی و مدرن به دولت هم بود و از این حیث اشتراک نظری با رهبران ببرهای آسیایی نظیر کره جنوبی و سنگاپور داشت.
جدای از همه اینها مهمترین نکته در مورد دنگ این است که اصلاحات اقتصادی را همزمان با گشودن فضای سیاسی پیش نبرد. این نظر مائو یوشی است، که اقتصاددانی مدافع بازار آزاد و یکی از جدیترین منتقدان تاثیرهای تاریخی مائو بر جامعه چین است.
در این شرایط که همهچیز مبهم به نظر میرسد، بسیاری از لیبرالهای چینی امید به قهرمانی عجیب بستهاند: دونالد ترامپ. آنها امیدوارند که فشارهای اخیر ترامپ به رئیس جمهور چین باعث شود که او به وعدههایش برای گشودن بازارها عمل و با رعایت مالکیت معنوی و فکری، به رقابت عادلانه هم کمک کند. تکیهگاه این گروه هم ورود چین به سازمان تجارت جهانی است، زیرا همان مسئله هم با فشارهای خارجی میسر شد. البته در این مسئله شکی نیست که همه لیبرالهای چینی این عقیده را ندارند و هیچکدامشان از ستایشگران ترامپ نیستند، اما این گره خوردن اساسی مسائل به یکدیگر باعث شده که احتمال وقوع هر نوع حادثه و داشتن هر شکل توقعی منطقی به نظر برسد.
