دموكراسي محصول ماليات است

پاسخ فرزین وحدت، استاد سابق دانشگاه هاروارد و ییل، درباره رابطه دولت- ملت

شهروندان همان‌طور که حقوق شهروندی دارند دارای تکالیف شهروندی نیز هستند.

لیلا ابراهیمیان/ آینده نگر

 فرزین وحدت، استاد سابق دانشگاه هاروارد و ییل معتقد است: ایران یکی از معدود کشورهای کهن دنیا است كه ایده آن، با فرهنگ خاص خود، زبان خود و موقعیت جغرافیایی نسبتاً خاص خود، از زمان باستان تا اکنون کم و بیش استمرار داشته است. همه این موارد ار ارکان دولت- ملت‌سازی است. به گفته وحدت فرآیند دولت- ملت‌سازی فرآیندی طولانی است و یک‌شبه نمی‌توان به آن دست یافت. او فساد را مهم‌ترین آسیب‌ رابطه دولت- ملت می‌داند.

*دولت در معنایstate   و government چه تفاوتی باهم دارند؟

نظرهای متعددی از تفاوت‌های بین state و government موجود است. از یک نقطه نظر state چهارچوب کلی یک نظام را دربر می‌گیرد و government به عنوان بازوی اجرایی یکی از عناصر مهم آن است. به عبارتی می‌توان state را «نظام سیاسی- اجتماعی» نامید و government را «دولت».

*دولت به معنای نهاد چه مشخصه‌ای دارد؛ در دوره مدن دولت‌ها چگونه باید باشند و چه الگویی برای دولت‌ها قابل دفاع است؟

به گمان من نظام سیاسی- اجتماعی در دوران مدرن می‌بایست از مشخصات خاصی برخوردار باشد. یک نظام سیاسی- اجتماعی مدرن در یک کشور رابطه ارگانیک با تک‌تک شهروندان دارد. به این معنی که شهروندان خودبنیاد و آزاد خود نظامی را به وجود می‌آورند که اصل خودبنیادی و آزادی آنها را تضمین کند. برای تحقق این امر یک قانون اساسی لازم است که در آن، این اصول شهروندی نهادینه شده باشد. در چنین نظامی دولت قیم شهروندان نیست، هرچند می‌بایست شرایطی را فراهم آورد که تمام شهروندان بتوانند خودبنیادی و آزادی خویش را متحقق کنند. برای مثال نظام‌ها و دولت‌های کشورهای اسکاندیناوی شرایط تحصیل، بهداشت و کسب مهارت‌های شغلی را برای تمام شهروندان خود فراهم می‌آورند بدون آنکه برای آنها تعیین تکلیف کنند.

* پروژه دولت- ملت‌سازی در ایران به چه سرنوشتی دچار شده است؟

در واقع ایران یکی از معدود کشورهای کهن دنیا است كه ایده آن، با فرهنگ خاص خود، زبان خود و موقعیت جغرافیایی نسبتاً خاص خود، از زمان باستان تا اکنون کم و بیش استمرار داشته است. هرچند ایران از اقوام مختلف، ادیان متفاوت و زبان‌های گوناگون تشکیل شده است. پروژه دولت- ملت‌سازی مدرن در ایران تا مقدار زیادی بر اساس این عناصر تشکیل‌دهنده کشور ایران بنا شده است، و از نظر کار دولت- ملت‌سازی می‌بایست با سهولت بیشتری نسبت به بسیاری از مناطق نزدیک ما انجام شود. اما این فرآیند طولانی است و یک‌شبه نمی‌توان به آن دست یافت.

*وظایف دولت و جامعه در برابر هم کدام است؟

شهروندان همان‌طور که حقوق شهروندی دارند دارای تکالیف شهروندی نیز هستند. مهم‌ترین تکلیف رعایت قانونی است که خودشان مقرر کرده‌اند. از طرف دیگر، شهروندان نه‌تنها حق دارند در امور سیاسی – اجتماعی کشورشان مشارکت کنند، بلکه این وظیفه آنها نیز هست. هیچ جامعه‌اي دموکراتیک نمی‌شود مگر با فعالیت سیاسی و اجتماعی مردمانش. و هیچ جامعه‌ای دموکراتیک نمی‌ماند مگر با مشارکت جامعه در امور سیاسی و اجتماعی آن. یک سیستم مالیاتی افزاینده که در آن هرچه درآمد و ثروت شهروندان بیشتر باشد، تکلیف مالیاتی آنها نیز افزون می‌شود یکی از مهم‌ترین ارکان نظام سیاسی- اجتماعی مدرن و دموکراتیک است. کسی که مالیات پرداخت می‌کند، حقوق شهروندی خویش را نیز مطالبه می‌کند و به دولت اجازه استبدادِ مبتنی بر رانت‌خواری را نمی‌دهد.

دولت‌ها اگر حقوق شهروندی افراد جامعه را نقض کنند، یا درگیر فساد شوند، با شکاف‌های جدی مواجه خواهند بود. دولتی که به قول‌های خود نمی‌تواند یا نمی‌خواهد عمل کند، ملت را از خود بیگانه می‌کند. دموکراسی و حس شهروندی ابتدا در افراد ایجاد و در ذهن آنها نهادینه می‌شود و آن‌گاه به تدریج و با کوشش و بعضاً مبارزه این افراد و سازمان‌های سیاسی آنها مانند احزاب و تشکلات جامعه مدنی تبدیل به نهادهاي دموکراتیک مانند قانون اساسی دموکراتیک، سه قوه مجزا و دموکراتیک و مطبوعات آزاد و نقاد می‌شود.

*در شکاف میان دولت- ملت پروژه‌های توسعه‌ای چه سرانجامی پیدا می‌کند؟

ببینید مثلاً در ایران یارانه متفاوت از سوئیس است یا نظام مالیاتی با کشورهای اسکاندیناوی تفاوت دارد. چون در ایران رفاه اجتماعی من‌جمله یارانه‌ها هدفشان کاستن نارضایتی‌های اقشار آسیب‌پذیر و به قول معروف بستن دهان آنها است. اما در واقع کارکرد رفاه اجتماعی می‌بایست این باشد كه به افراد و اقشار آسیب‌پذیر کمک کند خودبنیاد بشوند و رأسا بر دو پای خود بايستند. دانشی یا صنعتی یاد بگیرند، گلیم خود را از آب بکشند و در امور سیاسی و اجتماعی جامعه شرکت کنند. از طرف دیگر، با درآمد نفت، دولت‌ها در ایران عملاً تا حد زیادی از نیروهای اجتماعی مستقل هستند و نیازی چندان به مالیات ندارند و به همين دلیل نیز مردم را ولی‌نعمت خود به حساب نمی‌آورند. به دلیل درآمد نفتی و ناچیز بودن تأمین بودجه دولت از مالیات، دولت‌ها در ایران خود را از شهروندان مستقل می‌پندارند و رابطه ارگانیکی که می‌بایست بین آنها وجود داشته باشد تشکیل نمی‌شود.