چرا پیشنهادهای بخش خصوصی در دولت نادیده گرفته میشود؟
دکتر مشایخی اعتقاد دارد که بخش خصوصی دارای اتاق فکر است اما برگزاری جلسات اتاق فکر، کافی نیست بلکه باید این جلسات با نتایج کارهای مطالعاتی و میدانی که توسط عدهای کارشناس مسلط به مسائل نظری و آشنا با مسائل عملی بخش خصوصی انجام شده تغذیه شوند. به گفته او بهبود این وضع مستلزم تخصیص بودجه بیشتر و ساماندهی بهتر به کارهای کارشناسی تصمیمساز و فعالیتهای معطوف به کمک به تدوین روشهای اجرایی مناسب حداقل برای تصمیمات مهم و کلیدی است.
گفت وگو از بمانجان ندیمی
بخش خصوصی تاکنون با توجه به مسائلی که در اقتصاد به وجود آمده، راهکارهایی را به دولت پیشنهاد داده، اما گاه این پیشنهادها از سوی دولت نادیده گرفته میشود. برخی اعتقاد دارند که راهکارهای بخش خصوصی، عملیاتی نیست. نظر شما در این مورد چیست؟ با توجه به اینکه بخش خصوصی کار عملیاتی انجام میدهد، ممکن است راهکار غیرعملیاتی ارائه کند؟
دولت بزرگترین سازمان اجرایی در کشور است. تصمیمگیری در دولت، مانند هر سازمان بزرگی، فرایندی دارد. افرادی در سازمانهای دولتی، در مورد موضوعاتی که مطرح میشود، تصمیمسازی میکنند. کارشناسانی در بدنه دولت این تصمیمات را اصلاح میکنند و به نقاط تصمیمگیر انتقال میدهند. نقاط تصمیمگیر در حوزه اقتصاد شورای اقتصاد، کمیسیونهای دولت و هیئت دولت است. البته برخی تصمیمات نیز در سطح وزارتخانهها اخذ میشود. ولی معمولا تصمیمات از یک بدنه کارشناسی بالا میآید و تبدیل به تصمیم میشود. البته وقتی بخش خصوصی در نقاط مناسبی از این فرایند ورود نکند، ممکن است توصیههای آن به تصمیم تبدیل نشود. مانند اینکه مدیران ردهبالا توصیهها و راهکارهای بخش خصوصی را میشنوند. در این شرایط بخش خصوصی جزئیات اجرایی را در خصوص آن پیشنهادها ارائه نمیکند و به ذکر موارد کلی مانند قیمت ارز، واگذاری طرحهای نیمهتمام و عدم دخالت دولت در امور اقتصادی میپردازد. ولی برای تبدیل این موارد به تصمیم و عملیاتی شدن نیاز به ارائه جزئیات است.
این جزئیات باید توسط دولت ارائه شود یا برعهده بخش خصوصی است؟
بخش خصوصی کلیات را بیان میکند. اما به اجرا درآمدن این کلیات مستلزم ارائه جزئیات عملیاتی است که کارشناسان ارائه میدهند. ممکن است جزئیات اجرایی ارتباطی به کلیات بیانشده نداشته باشد. حتی ممکن است کلیات گفته شده باشد، اما کسی جزئیات اجرایی آن را تعیین نکرده باشد. من فکر میکنم برای اینکه بخش خصوصی موثرتر باشد، باید نظرات خود را در فرآیند تصمیمگیری دولت تزریق کند. باید طوری عمل کند که این تصمیمات عملی شود. یک مثال از تاثیرگذاری بخش خصوصی، واگذاری طرحهای نیمهتمام به بخش خصوصی است. واگذاری طرحهای نیمهتمام را ابتدا بخش خصوصی مطرح کرد و دولت پذیرفت. اما دو یا سه سال طول کشید تا روشهای اجرایی آن که عملی باشد، تدوین شد. برای تدوین روشهای اجرایی عملی نیز بخش خصوصی بسیار زمان گذاشت و در کنار دستگاههای اجرایی قرار گرفت و جزئیات روش انجام کار را تنظیم کرد. البته ابتدا و بعد از طرح موضوع واگذاری طرحها به بخش خصوصی بدنه کارشناسی روش اجرایی را تدوین کرد؛ ولی عملی نبود. دو سال طول کشید تا با مشارکت جدی بخش خصوصی روش اجرایی که قابل اجرا و عملی بود تنظیم شد. اگر بخش خصوصی تنها به بیان کلیت بسنده میکردند، معلوم نبود روش اجرایی که تصمیمگیران تصویب میکردند، اجرایی میشد. بنابراین اگر بخش خصوصی در مسیر درست تصمیمسازی قرار نگیرد، توصیهها نیز عملیاتی نمیشود. لذا فکر میکنم زمانی توصیههای بخش خصوصی اجرایی میشود که در نقاط مناسب و لازم فرایند تصمیمگیری دولت برای عملیاتی شدن پیشنهادهایش ورود کند. ممکن است لازم باشد که بخش خصوصی حتی به کمک بدنه کارشناسی دولت توصیههای خود را اجرایی کند.
دولتها در کدام برهه تاریخی دولت توانستهاند توصیههای بخش خصوصی را عملیاتی کنند و موفقیت کسب کنند؟
به یاد ندارم دولتی توصیههای بخش خصوصی را عملیاتی کرده و موفق باشد. برای مثال کلیت خصوصیسازی و اصل 44 توسط بخش خصوصی مطرح شد و دولت پذیرفت و حتی سیاستهای کلی آن نیز ابلاغ شد. اما همه میدانیم که به درستی اجرا نشد. زیرا در چگونگی تدوین روشها و اجرا، بدنه دولت دخیل است. در موضوع واگذاری طرحهای نیمهتمام هم بررسی کنید و ببینید چه فرایندی داشت و چگونه عملیاتی شد. بخش خصوصی نیرو و وقت گذاشت و حتی در تعیین روشهای اجرایی به کمک دولت رفت و با حوصله آن را به تصویب رساند. این تجربیات درسهای خوبی به ما میدهد. ورود به نقاط مختلف فرایند تصمیمگیری دولت و کمک به تصمیمگیری و اجرا به خصوص با وضعیت ضعیف بدنه کارشناسی دولت در سالهای اخیر مهم است. دولت در یکی دو دهه اخیر از نظر کارشناسی ضعیف شده است. این ضعف کارشناسی در تصمیمسازی و تدوین روشهای اجرایی تصمیمات خود را نمایان میسازد. لذا بدون کمک بخش خصوصی به دولت در تصمیمسازیهای مهم و حتی تدوین روشهای اجرایی تصمیمات، کیفیت تصمیمات دولت و روش پیادهسازی تصمیمات ضعیف و ناکارآمد خواهد بود. نمونه این ضعف در تصمیمات مربوط به ارز در ماههای اخیر دیده شد.
شما فکر میکنید که نظرات بخش خصوصی از کدام اتاق فکر بیرون میآید؟ آیا بخش خصوصی اتاق فکر برای ارائه پیشنهادها دارد؟ آیا این اتاق فکر جمعی از افراد باتجربه و باسابقه بخش خصوصی است؟
بخش خصوصی اتاق فکر دارد؛ اما بیشتر به صورت جلساتی است که عدهای صاحبنظر از بین دانشگاهیان و مدیران بخش خصوصی در آن حضور دارند و نظرات خود را ارائه میدهند. حال آنکه این جلسات کفایت نمیکند. باید این جلسات با نتایج کارهای مطالعاتی و میدانی که توسط عدهای کارشناس مسلط به مسائل نظری و آشنا با مسائل عملی بخش خصوصی انجام شده، تغذیه شوند. این کار به اندازه کافی انجام نمیشود. بخش خصوصی باید بودجهای برای این کار تعیین کند که مطالعات کارشناسی دقیقی در مسائل خاصی انجام شود و توصیهای عملیاتی بادقت و قابل اجرا به دولت تزریق کند. اتاق تهران و اتاق ایران، جلسات اتاق فکری برگزار میکنند که از صاحبنظران بخش خصوصی دعوت میشود و در موضوع خاصی نظرات آنها دریافت میشود. گاهی نیز گروههای کارشناسی روی مسائل خاصی کار و سیاستهای خاصی را تنظیم و ارائه میکنند؛ ولی نه در حدی که لازم است و نه با هدفگیری برای تاثیرگذاری بر فرایند تصمیمگیری. لذا نظرات ارائهشده معمولا با تصمیمی که بتوان عملیاتی و اجرایی کرد، فاصله زیادی دارد. به عبارتی آن تصمیمات قابلیت اجرا شدن ندارد. بهبود این وضع مستلزم تخصیص بودجه بیشتر و ساماندهی بهتر به کارهای کارشناسی تصمیمساز و فعالیتهای معطوف به کمک به تدوین روشهای اجرایی مناسب حداقل برای تصمیمات مهم و کلیدی است.
موضوعی که مطرح میشود این است که در اتاق هم تضاد منافع وجود دارد. یعنی ممکن است یک تصمیم، برای تمام اعضای اتاق، ایجاد منفعت نکند. یکی از بارزترین آنها هم منافع صادرکننده و واردکننده در خصوص مسائل ارزی است. چطور میتوان از دل چنین جمعی یک تصمیم واحد و عملیاتی بیرون آورد؟
درست است. کارشناس خبره، باید حتیالامکان بدون درنظر گرفتن تامین منافع قشر خاصی از بخش خصوصی، مسائل را از دیدگاه منافع ملی بررسی و تصمیمسازی کند. فکر میکنم اگر روی پیشنهادهای بخش خصوصی گروهی از کارشناسان خبره کار کنند احتمال در نظر گرفتن منافع گروهی خاص نسبت به گروه دیگر کمتر میشود و منافع ملی اولویت مییابد. اگر پیشنهادهای بخش خصوصی منافع ملی را در نظر داشته باشد و نه منافع گروه خاصی از بخش خصوصی، در آن صورت است که اعتبار پیشنهادهای بخش خصوصی و احتمال به اجرا درآمدن آن افزایش مییابد. در این شرایط بخش خصوصی میتواند جایگاه مناسبی در تصمیمسازیهای دولت پیدا کند.
خیلی از افرادی که در بخش خصوصی فعالیت میکنند، اعتقاد دارند که دولت به دلیل نگاه نامناسبی که به بخش خصوصی دارد، پیشنهادهای آن را نادیده میگیرد. نظر شما در این مورد چیست؟
من فکر میکنم که این تفکر، برونفکنی است که توسط بخش خصوصی انجام میشود. ممکن است پیشنهادهایی که بخش خصوصی ارائه میدهد، جنبه اجرایی نداشته باشد و یا به اجرا درآوردن آن به کار زیادی نیاز داشته باشد. برای مثال در موضوع واگذاری طرحهای نیمهتمام، دولت در بالاترین سطح اجرایی کشور، آن را قبول داشت و بخش خصوصی نیز به اجرای آن علاقه داشت. اما دو یا سه سال زمان برد تا به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود. درنتیجه ممکن است برخی فکر کنند دولت نمیخواهد این اتفاق بیفتد. این سادهترین پاسخی است که میتوان یافت. اما ممکن است بخش خصوصی به علت عدم بررسی کافی، تمام جنبههای یک تصمیم را ندیده باشد. ممکن است پیشنهاد بخش خصوصی به پختگی لازم نرسیده باشد. نظر مدیران و نمایندگان بخش خصوصی، ولو درست باشد، باید مورد بررسی قرار گیرد. کارشناسان ورزیده و نخبه باید روی آن نظرات، کار کارشناسی انجام دهند و همه جوانب آن را بررسی کنند. همچنین باید جنبههای اجرایی پیشنهادها دیده شود. اگر بخش خصوصی پیشنهادهای پخته و قابل اجرایی ندهد، در آن صورت پیشنهادهایش نمیتواند در نظر گرفته شود و بخش خصوصی به جای آنکه دولت را به ندیده گرفتن پیشنهادهایش متهم کند باید ضعف پیشنهادهای خود را برطرف کند.
یعنی ممکن است هر پیشنهادی قابلیت اجرا نداشته باشد؟
بله، ممکن است برخی از پیشنهادها اجرایی نباشد یا بررسی همهجانبهای نشده باشد. باید نظرات به صورت پخته به دولت ارائه شود تا در جریان تصمیمسازی قرار بگیرد. بخش خصوصی میتواند تنها به ارائه نظریات کلی بسنده کند. برای مثال بگوید دولت باید خصوصیسازی کند تا بهرهوری بالا رود. اما اینکه چگونه باید اجرا شود و چه راهکارهایی دارد و مواردی اینچنینی، ریزهکاریهایی است که برای اجرایی شدن آن نیاز به کار کارشناسی است.
شما اعتقاد دارید ارائه جزئیات از بخش خصوصی خارج است و دولت باید این کار را انجام دهد؟
بخش خصوصی میتواند منابعی را برای انجام کارهای کارشناسی تخصیص دهد و مراحل مطالعاتی را تامین کند. اتاقهای فکر در سایر کشورهای دنیا با حمایت بخش خصوصی ایجاد شده است. دولت بودجه را به وزارتخانهها میدهد و آنها مطالعات کارشناسی خود را انجام میدهند. اما برای ورود بخش خصوصی به تصمیمسازی نیاز به مطالعات کارشناسی و منابع توسط این بخش است. بخش خصوصی باید منابع مالی تخصیص دهد و نیروهای ورزیده را به کار گیرد تا نظرات جامع و کاربردی ارائه دهند. این فرایند نیاز به بودجه و انتخاب افراد و کارشناسان درست دارد.
آیا روند فعلی اتاقهای بازرگانی در جریان ارائه تصمیمات را روند مناسبی میدانید یا اعتقاد دارید بخش خصوصی باید بهتر از این عمل کند؟
بخش خصوصی در این مدت قدمهایی برای ارائه تصمیمات به دولت برداشته که هنوز کامل نیست. جلساتی با حضور نخبگان و افراد خبره تشکیل میشود. ولی به اعتقاد من، اتاقهای فکر هنوز با ارائه کار کارشناسی فاصله دارد و در مراحل ابتدایی است. اگر تاکنون پیشنهادهایی دادند و مورد توجه قرار گرفته، نتیجه کارهای کارشناسی است که انجام شده است.
برخی از فعالان اقتصادی اعتقاد دارند که دولتها معمولا زمانی به سمت بخش خصوصی میآیند و از آنها کمک میگیرند که درآمدهای نفتیشان با مشکلاتی مواجه میشود. در غیر این صورت صدای بخش خصوصی را نمیشنوند. شما این صحبت را قبول دارید؟
معمولا این طور بوده که وقتی پول نفت در اختیار دولت بوده و توانسته از درآمدهای حاصل از فروش نفت، شرایط اقتصادی را مدیریت کند، توجه زیادی به بخش خصوصی نمیکند؛ اما زمانی که این درآمد به هر دلیلی با مشکل مواجه و متوقف یا کم میشود، دولت به سمت بخش خصوصی میآید و توقع دارد بخش خصوصی نقش پررنگتری در کمک به تصمیمگیری و اجرا ایفا کند
