هاسو پلاتنر، میلیاردر آلمانی از دلایل حمایتش از شیوه نوین مدیریت میگوید
فكر طراحي روز به روز پرهوادارتر ميشود، برخيها همين حالا هم از آن به عنوان يك پارادايم جديد مديريتي ياد ميكنند. بيشتر از 10 سال پيش هاسو پلاتنر، از موسسان شركت اسايپي جزو اولين نفراتي بود كه به صورت همهجانبه از اين ايده حمايت كرد.
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
در دنيايي كه رقابت در بازار كسبوكار شكل جديدي پيدا كرده، مديريت بيشتر از هر زمان ديگري به چالش كشيده ميشود. قبل از اين شايد ميشد با تكيه بر همان مديريت سنتي پيش رفت و كار را در حوزههاي مختلف صنعتي و اقتصادي پيش برد اما متكي شدن هرچه بيشتر به ابزارهاي جديد و تكنولوژي سبب شده تا در حوزههاي كاري مختلف نياز به نگاه جديدي به مفهوم كار پيدا شود، نگاهي كه پيش از هرچيز خودش را در مديريت هر شركت و فرهنگ كاري حاكم بر آن نشان ميدهد. تفكر طراحي (Design thinking) هم يكي از شيوههاي جديد مديريتي است، روشي براي حل مشكلات و با محور كاربران. هدف اصلي اين شيوه مديريتي انطباق دادن الزامات فني با نيازهاي مردم و مشتريان و همخواني اين مجموعه با استراتژي كسبوكار آن مجموعه است. در اين شيوه، توجه طراحان ميان فهم آنها از يك مسئله پيچيده و ايدههايشان براي حل مسئله در نوسان است. اين نگاه راهحلمحور به جاي اينكه بر تنها حل يك مسئله تمركز كند، ابهامات و پيچيدگيهاي آن را در نظر ميگيرد تا در وضعيتهاي مشابه از تكرار آنها جلوگيري كند و در اين مسير چهبسا كه اصل مسئله موجود هم دوباره تعريف شود.
تفكر طراحي روز به روز پرهوادارتر ميشود، برخيها همين حالا هم از آن به عنوان يك پارادايم جديد مديريتي ياد ميكنند. بيشتر از 10 سال پيش هاسو پلاتنر، از موسسان شركت اسايپي جزو اولين نفراتي بود كه به صورت همهجانبه از اين ايده حمايت كرد. با حمايتهاي مالي او بود كه مدرسه دي در شهر استنفورد كاليفرنيا از سال 2005 جاني تازه گرفت و به مرور زمان تبديل شد به يك فانوس راهنما در حوزه تفكر طراحي. چند سال بعدتر، پلاتنر موسسه خواهرخوانده ديگري براي مدرسه قبلي تاسيس كرد؛ موسسه تفكر طراحي اچپيآي در شهر پستدام آلمان. This is design thinking نام سايتي است كه براي معرفي بيشتر و بهتر همين نوع مديريت به وجود آمده است. سال 2015 اين وبسايت به سراغ هاسو پلاتنر رفت تا توضيحات او را در مورد دلايل حمايتش از اين شيوه مديريت در محيط كسبوكار بپرسد در اين گفتوگو او نگاهي داشت به يك دهه گذشته و سالهايي كه تفكر طراحي به مخاطبان وسيعتري دست پيدا كرد. ترجمه گفتوگوي اين سايت با پلاتنر را در اين قسمت ميخوانيد.
ده سال پيش شما يكي از اولين كساني بوديد كه قابليت موجود در تفكر طراحي را ديدند. شما در سرمايهگذاري مدرسه دي از اين ايده حمايت كرديد. از ميان تمامي حوزه ها و ايدههاي موجود چرا به سراغ اين موضوع رفتيد؟
اول از همه اينكه من تفكر طراحي را به عنوان شانسي براي شركت اسايپي ديدم. هم ما نياز فوري به تغيير فرهنگ به سوي رويكرد كاربرمحور داشتيم و هم در كل دنيا چنين نيازي احساس ميشد. طراحي تفكر مرا ياد روزهاي خوش قديم در اسايپي ميانداخت، زماني كه به مشتريان نزديكتر بوديم. زماني كه ما در هركاري كه ميكريدم روحيه كارآفريني وجود داشت و احساس ميكردم كه اين روحيه را از دست دادهايم.
مدرسه دي در اين حوزه چه نقشي ايفا كرد؟
اين مدرسه از ابتدا بر اساس تفكر كارآفرينانه و كاربرمحور شكل گرفته بود. آدم هاي درستي در آنجا مشغول به كار بودند اما به نظر ميرسيد كه در حوزه برنامه آموزش حرفهاي كمبود دارند. گمانم كمك مالي من سبب شد اين بخش هم فعال شود.
دو سال بعد از استنفورد نسخه آلماني مدرسه دي را در پست دام بنيان گذاشتيد.
بله. ما به خصوص در آلمان ميتوانيم شيوههاي كار و تفكر را از مدل اجراشده در سيليكون ولي كپي كنيم. ما در آلمان بهترين مهندسها را داريم اما اغلب اوقات ايدهها و نوآوريهايمان به جاي اينكه شكوفا و تبديل به مدلهای خلاقانه شوند سر از درون كشوها درميآورند. براي همين دغدغهام اين است كه نسل بعدي را براي اين كار آماده كنم. من كليت ايده مدرسه دي را در نسخه آلماني آن يعني مدرسه اچپيآي در پستدام متمركز كردم، جايي كه مهندسان آيتي در آن آموزش ميبينند. چرا كه شعار «كيفيت ساخت آلمان» هيچ مصرفي ندارد مگر اينكه آدمها بتوانند آن را به چشم ببينند. امريكاييها ماجراجوتر هستند، آنها چيزهايي را ميسازند كه ممكن است از ابتدا كامل نباشد، براي مثال محصولي مثل آيفون، اما بعد كيفيت به صورت كامل و به مرور زمان سوار بر محصول ميشود.
آيا تاثير آموزش تفكر طراحي در اچپيآي را احساس ميكنيد؟
طراحي و توليد برنامه هانا (برنامهاي كه حجم كاري هزاران كاربر در حال كار را در پايگاههاي دادهاي مختلف تقسيم ميكند و توانايي نظارت و گزارش عملكرد هريك از اين قسمتها را دارد) برگرفته از همين طراحي تفكر بود. در مدرسه اين اطمينان حاصل ميشود كه فرهنگ دانشجويان مبتني بر روحيه استارتآپي شكل بگيرد و آموزششان ابعاد وسيعتري داشته باشد. اين دانشجويان نهتنها مهندسان آيتي بسيار توانمندي هستند بلكه توانايي كارآفريني دارند. يكي از دختران دانشجوي ما كه از برترينهاي كلاسش بود تمامي پروژههايش را با استفاده از طراحي تفكر پيش برد و حالا شركت استارتآپي خودش را دارد.
پس داستانهاي موفقيتتان زياد است.
البته همه اينها چندان هم ساده نيستند. تفكر طراحي برنامه تغيير فرهنگ است و شركتها بايد توانايي انطباق خودشان با آن را داشته باشند. تفكر طراحي نوعي از عدم يقين را با خود به همراه ميآورد و براي همين است كه بسياري از كاركنان و مديران در برابر آن مقاومت ميكنند.
آرزويتان براي آينده تفكر طراحي چيست و فكر ميكنيد در يك دهه آينده به كجا ميرسد؟
از زاويه ديد جهاني، آرزو ميكنم كه اين شيوه بتواند براي از ميان بردن مشكلات بومشناختي به كار گرفته و يا از آن براي حل مسائل موجود در رابطه با افزايش جمعيت استفاده شود. فكر ميكنم كه با تفكر طراحي ميتوانيم ياد بگيريم كه تمامي مسائلمان را با هم در ميان بگذاريم و آنها را همراه هم حل كنيم، ياد بگيريم كه خودمان را با مرزبندي رشتهها از هم جدا نكنيم.
