آیا کشورهای بریکس میتوانند امریکا را در عرصه تجاری دور بزنند؟
مناسبات جنوب با جنوب
حتی اقتصادهایی مثل چین، روسیه یا هند نیز قادر نخواهند بود به تنهایی در برابر پروتکشنیسم تجاری امریکا بایستند
آینده نگر/ منبع: بیجینگ ریویو
«وقتی از یک تپه بزرگ بالا رفتی تازه میبینی تپههای زیاد دیگری هم هست که باید از آنها بالا بروی.» این یکی از جملات نلسون ماندلا رهبر فقید افریقای جنوبی است که این بار توسط شی جینپینگ رئیس جمهور چین در نشست کشورهای بریکس در ژوهانسبورگ بیان شد. امسال دهمین سال تشکیل مکانیسم کشورهای بریکس است و در این مدت، نمونههای زیادی از همکاری گروهی موفق پنج اقتصاد نوظهور جهان – یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و افریقای جنوبی- دیده شده که از جمله آنها میتوان به بانک جدید توسعه (اندیبی) اشاره کرد.
اوضاع جهان در سالهای اخیر به شدت تغییر کرده و مسائلی مثل پروتکشنیسم و یکجانبهگرایی که انتظار نمیرفت گریبان تجارت دنیا را بگیرند با ریاست جمهوری دونالد ترامپ در امریکا ناگهان دوباره پدیدار شدهاند. در چنین شرایطی احتمالا اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه به نفعشان است که در راه انقلاب صنعتی چهارم و به نام ارزشهای تجارت آزاد با یکدیگر همکاری گستردهای داشته باشند و به رشد اقتصادی جامعتر یکدیگر کمک کنند.
نشست اخیر کشورهای بریکس با عنوان «همکاری برای رشد جامع و رفاه مشترک در انقلاب صنعتی چهارم» در سایه تقابل امریکا با بقیه جهان و به خصوص چین در عرصه تجاری برگزار شد و طبعا این مسئله در نگاه آینده این کشورها به مناسبات خودشان تاثیر زیادی داشت. کشورهای عضو بریکس در بیانیه نهایی خودشان متعهد شدند که در نظام چندجانبه تجارت جهانی تمام تلاش خود را برای دفاع از اقتصاد باز جهانی به کار ببرند تا منافع جهانیشدن و تحقق توسعه پایدار و رفاه همچنان شامل حالشان شود.
چن فنگینگ پژوهشگر ارشد اقتصاد بینالملل در انستیتو روابط بینالملل چین با اشاره به همین موضوع میگوید کشورهای بریکس چارهای ندارند جز آ که در مقابل پروتکشنیسم تجاری بایستند. او معتقد است که جهان امروز بیتعادل شده و کشورهای در حال توسعه در نظام بینالمللی دچار خسران شدهاند. در چنین شرایطی هیچ کشوری – حتی اقتصادهایی مثل چین، روسیه یا هند- قادر نخواهند بود به تنهایی در برابر پروتکشنیسم تجاری امریکا بایستند اما وقتی بلوکی مثل بریکس وجود دارد، میتوان در این خصوص چارهاندیشی کرد. پنج انگشت میتوانند یک مشت بسازند و با مشکل مقابله کنند.
کشورهای بریکس نماینده حدود ۴۰ درصد از جمعیت جهان هستند و یکچهارم از اقتصاد جهانی را نیز به خود اختصاص دادهاند. این کشورها در سال ۲۰۱۷ بیش از 50 درصد رشد اقتصادی جهان را تشکیل دادند. دیدگاهی که کشورهای بریکس به آینده دارند، متمرکز بر تعامل گسترده با سایر کشورهای در حال توسعه دنیا است و این همان چیزی بود که آنها سال گذشته در نهمین نشست بریکس در شیامن در چین نیز بر سر الگویش توافق کردند. به گفته چن، بریکس نهتنها به سکویی برای همکاری در میان اعضای تشکیلدهندهاش بدل شده بلکه راهی برای همکاری کشورهای جنوب با جنوب هم هست؛ یعنی مثلا تعامل با کشورهایی در افریقا مثل روآندا، سنگال، گابن، اوگاندا، اتیوپی، توگو، بروندی، نامیبیا و آنگولا.
بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه در کنار هم تشکیلدهنده ۸۰ درصد از رشد اقتصاد جهانی هستند. بنا بر نرخ تبادل ارزی فعلی، این کشورها تقریبا 40 درصد از بازده اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند. اگر آنها با سرعت فعلی به رشد ادامه دهند، احتمالا در یک دهه آینده این رقم به نیمی از بازده اقتصاد جهانی خواهد رسید.
به گفته چن، اوجگیری جمعی کشورهای در حال توسعه قابل بازگشت نیست و بنابراین، کشورهای بریکس قدرت آن را خواهند داشت که نقش مهمی در شکلگیری نظام عادلانهتر جهانی برای حمایت از منافع بازارهای نوظهور ایفا کنند. بریکس در حال حاضر نیز تلاشهای موفقیتآمیزی برای اصلاح نظام اداره اقتصاد جهانی و افزایش حضور و نمایندگی بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه در صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی صورت داده است.
هو بیلیانگ رئیس انستیتو بازارهای نوظهور در دانشگاه نرمال پکن در این خصوص میگوید: «چین به وضوح اعلام کرده که به دنبال گشایش فضای کسب و کار است و میخواهد این رویه را در تطابق با روند عمومی توسعه جهانی انجام دهد؛ یعنی درست در نقطه مقابل پروتکشنیسم تجاری که دولت دونالد ترامپ در امریکا آن را دنبال میکند.»
به گفته هو، یکی از راههای تحقق این هدف این است که برنامههایی مثل پروژه جاده ابریشم جدید گسترش پیدا کنند و کشورهای در حال توسعه در چنین چارچوبی به اقدامات عملی برای تسهیل تجارت آزاد در جهان نزدیک و نزدیکتر شوند. این در شرایطی است که هماهنگیهای تجاری چندجانبهای که در حال حاضر در دنیا وجود دارد کاملا ایدهآل نیستند اما به هر حال مجموعهای از قواعد در این خصوص پذیرفته شدهاند و میتوان بر مبنای آنها به بهبود تجارت جهانی امید داشت.
اهمیت همکاری در مرحله اول صنعتیسازی
در حال حاضر بسیاری از کشورهای در حال توسعه از توسعه ناهمگون و ناکافی در برخی حوزهها رنج میبرند و در این راستا از اقتصادهای توسعهیافته جا ماندهاند. حالا این کشورها میدانند که رشد جامع و پایدار بیشترین اهمیت را در آیندهشان دارد.
یکی از راههای توسعه همکاری بیشتر میان کشورهای در حال توسعه را باید در گسترش مناسبات تجاری آنها با افریقا جستوجو کرد که جزو اولویتهای کشورهای بریکس هم بوده و میتواند به الگویی برای همکاری آینده کشورهای جنوب با جنوب تبدیل شود. بسیاری از کشورهای افریقایی در مراحل اولیه صنعتیسازی هستند و نیازی واقعی به جذب سرمایهگذاری، اکتساب تکنولوژی و تجربه در این کشورها وجود دارد. کشورهای بریکس در این راه میتوانند در عرصه کاهش فقر، امنیت غذایی، نوآوری، توسعه زیرساختها و صنعتیسازی سهم زیادی در افریقا داشته باشند. به گفته هو، این اهداف از طریق برنامه جاده ابریشم جدید نیز قابل انجاماند چون در این پروژه، سرمایهگذاریهای زیرساختی زیادی در کشورهای مختلف – از جمله کشورهای افریقایی- صورت میگیرد که از یک سو هدف چین را در توسعه مسیرهای تجارت جهانی برآورده میکند و از سوی دیگر، میتواند به ایجاد فرصتهای استثنایی در کشورهای کمتر توسعهیافته منجر شود و آینده آنها را متحول کند.
ایجاد منطقه آزاد صنعتی در اتیوپی توسط چین یکی از این نمونههاست. برنامههای توسعه ملی و کاهش فقر در اتیوپی در همین راستا نزدیکتر و در دسترستر به نظر میرسند چون ۲۰ کسب و کار مختلف در این ارتباط شروع شدهاند که دامنهای از کالاهای مختلف – از بتون گرفته تا کفش- را شامل میشوند و موقعیتهای شغلی زیادی را برای مردم در اتیوپی ایجاد میکنند و سطح معاش را در این کشور بالا میبرند.
البته چین آنقدر روی گسترش برنامه جاده ابریشم جدید متمرکز است که تلاش خواهد کرد همچنان کشورهای بیشتری را وارد این پروژه کند. این چیزی شبیه همان هدفی است که سازمان ملل متحد برای توسعه پایدار تا سال ۲۰۳۰ میلادی در نظر گرفته است.
تقاطع تاریخیِ جنگهای تجاری
در جهان امروز، موج جدیدی از تحولات در عرصه علم، تکنولوژی و صنعت بر پایه هوش مصنوعی، دیتاهای بزرگ، اطلاعات کوانتومی و بیوتکنولوژی در حال شکلگیری است. این یعنی راه برای صنایع جدید و فرمهای جدید کسب و کار هموار است و این مسئله میتواند به صورت اساسی روند توسعه جهانی و زندگی مردم را تغییر دهد. شی جینپینگ رئیسجمهور چین در نشست امسال بریکس به مسئله مشابهی اشاره کرد؛ اینکه حتما باید مسیر پرابداع توسعه را ادامه داد و شراکتهای مختلف را بر اساس انقلاب صنعتی جدید شکل داد تا راه تقویت همکاریها در عرصه سیاستهای اقتصاد کلان، استراتژیهای توسعه، تقویت و احیای نیروهای پیشبرنده اقتصادی و احیای ساختارهای اقتصادی هموار باشد.
به گفته هو، جنگهای تجاری باعث شدهاند که جهان در سال ۲۰۱۸ دوباره به یک تقاطع تاریخی برسد و به همین خاطر، باید سهم بیشتر و مهمتری را به اقتصاد دیجیتال و جبهههای جدید علمی اختصاص داد تا روند توسعه تجارت جهانی دچار مشکل نشود. انقلاب تکنولوژیکی جدید در عین حال باعث شده که برخی از کشورها فرصتهای بیشتر و بهتری را برای جهشهای توسعهای پیش روی خود ببینند. این مسئله آنها را قادر میسازد که تواناییهای موجود خود را تقویت هم بکنند. اما برخی کشورهای دیگر – به خصوص آنها که هنوز در راه توسعه قدم برمیدارند- در این خطر قرار دارند که به دلیل ضعف در زیرساختها و کمبود سرمایه و نیروی کار ماهر و سایر ملزومات، قادر به استفاده از پتانسیلهای پیشرفت در عرصه علم و تکنولوژی نباشند. بنابراین، همکاری در میان کشورهای عضو بریکس برای توسعه آینده آنها کاملا حیاتی است.
در حال حاضر، هریک از کشورهای عضو بریکس از امتیازاتی در حوزه علم و تکنولوژی بهره میبرد. به عنوان مثال، چین در عرصه تجارت الکترونیک، پرداخت موبایلی و اقتصاد مشارکتی پیشرفت زیادی کرده است. یا هند موفقیتهای زیادی در خصوص صادرات نرمافزارهای کامپیوتری و خدمات مرتبط با فناوری اطلاعات به دست آورده است. اگر نقاط قوت هریک از کشورهای عضو بریکس در کنار یکدیگر قرار بگیرد، این امیدواری وجود خواهد داشت که دستاوردهای بیشتری حاصل شود و شکافی که هنوز بین کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعهیافته باقی مانده است تا حدی کمتر شود.
شو شیوجون پژوهشگر مطالعات حوزه بریکس در آکادمی مطالعات اجتماعی چین در این خصوص میگوید اهمیت همکاری فزاینده اعضای بریکس باعث میشود فرصتهای بیشتری در راستای انقلاب صنعتی چهارم به دست بیاید و همه از آن استفاده کنند.
دنیا سه بار با تغییر پارادایمی در عرصه تکنولوژی مواجه شده است. دفعه اول انقلاب صنعتی بود که از قدرت بخار و آب نشئت گرفت و در انگلیس رخ داد. دفعه دوم معرفی برق بود که همزمان در کشورهایی مثل آلمان، فرانسه و امریکا انجام شد. دفعه سوم هم ظهور اینترنت و سایر اشکال تکنولوژی مخابراتی بود که توسط امریکا و بخشی نیز توسط اتحاد شوروی صورت گرفت. بسیاری از کشورهای در حال توسعه از این فرصتها جا ماندند و طی دههها و قرون، در اقتصاد جهان به حاشیه رانده شدند. در شرایط مهم فعلی، کشورهای در حال توسعه باید به همکاری با یکدیگر و استفاده از فرصتها روی بیاورند تا در آینده بلای مشابهی سرشان نیاید.
