آیا دولت ترامپ مانع فعالیت شرکتهای حوزه تکنولوژی چین در بازار امریکا میشود؟
جنگ در دنیای تکنولوژی
در دنیای امروز، اقتصاد مانند کلافی درهمتنیده است و اگر دولت امریکا تلاش میکند تا با قانون افزایش تعرفهها مانع از رشد اقتصادی در چین و تبدیل شدن این کشور به یک ابرقدرت اقتصادی در دنیا شود، شاهد آسیب دیدن اقتصاد خود نیز خواهد بود
آینده نگر/مونا مشهدیرجبی/ منبع: بیزینس مانیتور
جنگ تجاری امریکا و چین یکی از موضوعات اصلی رسانههای دنیا در ماههای اخیر است. امریکا اعلام کرد تعرفه واردات کالاهای مختلف از چین را افزایش میدهد و چین هم در مقابل به این سیاست پاسخ داده است. اما طرحی که بیش از دیگر طرحها، چینیها را نگران کرد مانعتراشی دولت امریکا در انتقال تکنولوژی به چین است. بیزینس مانیتور از شماری از کارشناسان مسائل اقتصادی کشورهای امریکا و چین سوال کرده این تنشهای دوجانبه میتواند باعث کمتر شدن حجم و ارزش تجارت تکنولوژیکی در دو کشور شود یا خیر و مهمتر اینکه با توجه به حجم در هم تنیدگی اقتصادی دو کشور به خصوص در حوزه تکنولوژی، آیا امریکا میتواند اقدام به افزایش تعرفه بکند؟ در پاسخ به این سوال سه سناریو مطرح شده است که در زیر میبینید.
۶۰ درصد از افراد پاسخ دهنده اعلام کردند امریکا در زمینه انتقال تکنولوژی تعرفههای زیادی برای چین اعمال نمیکند زیرا بخش تکنولوژی دو کشور به هم وابسته هستند و در بسیاری از حوزهها جدا کردن بخش تکنولوژی چین از امریکا غیر ممکن است.
آمارها نشان میدهد امریکا برای تولید محصولات مونتاژ به بخش تولید ارزانقیمت چین وابسته است. این وابستگی را میتوان در نوع وضع تعرفه توسط دولت امریکا هم مشاهده کرد زیرا دولت ترامپ تنها تعرفه روی کالاهای تمامشده وضع کرد و کالاهای میانی و کالاهایی که برای مونتاژ استفاده میشود در این عرصه جایی ندارد.
مطالعات ما نشان داد امریکا بررسیهای بیشتری در زمینه وضع تعرفه روی بخش تکنولوژی چین انجام میدهد زیرا میداند این بخش از اقتصاد دو کشور وابستگی زیادی به هم دارد و با وضع تعرفه بیش از اینکه بخش تکنولوژی در چین آسیب ببیند، بخش تکنولوژی در امریکا تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
۲۵ درصد از افراد مورد مطالعه تصور میکنند دولت امریکا اهدافش را انتخاب میکند به این معنا که تمامی شرکتهای فعال در حوزه تکنولوژی مشمول قانون افزایش تعرفه نمی شوند بلکه تنها شرکتهای خاصی که دولت امریکا تعامل زیادی با آنها ندارد یا این شرکتها همکاری گستردهای با شرکتهای امریکایی ندارند مشمول این قانون میشوند. این سیاست میتواند در نگاه اول زمینه را برای کاهش اثرپذیری اقتصادی امریکا از این سیاست خصمانه فراهم کند ولی در واقع پاسخی که دولت چین به این سیاست میدهد، عمق اثرگذاری آن را نشان میدهد. به عنوان مثال اگر دولت امریکا شرکت هواوی را از فروش گوشیهای هوشمند در بازار امریکا منع کند، بدون شک دولت چین هم در مسیر فروش گوشیهای اپل در بازار داخل مانعتراشی میکند. این مسئله میتواند برای اقتصاد امریکا و شرکت اپل بسیار مضر باشد زیرا بازاری بالغ بر یک میلیارد نفر را از دست داده است. به همین دلیل است که شمار زیادی از افراد فعال در بخش تکنولوژی در امریکا با این سیاست مخالف هستند و معتقدند اگر روابط چین و امریکا در این حوزه خدشهدار شود، بیش از اینکه کشور چین آسیب ببیند، اقتصاد امریکا متحمل ضرر میشود.
اما ۱۵ درصد از افراد مورد مطالعه معتقد بودند دولت ترامپ بدون توجه به عواقب بدی که اجرای سیاست افزایش تعرفهها برای اقتصاد کشورش به همراه دارد، سیاست را اجرا میکند. آنها با اشاره به خارج شدن امریکا از پیمانهای مختلف جهانی و درگیریهای لفظی ایجادشده در دوره ترامپ با رهبران کشورهای دیگر از جمله ایران اعلام کردند: دولت تازه امریکا یا مشاورانی کاملا همنظر رئیسجمهور دارد یا اینکه به نظر مشاوران اقتصادی و سیاسی اهمیتی نمیدهد. زیرا شمار زیادی از پژوهشگران محیط زیست در امریکا خواستار باقی ماندن او در پیمان پاریس بودند. شمار زیادی از ترامپ خواستند تا در توافق هستهای با ایران باقی بماند و تعداد زیادی هم از ترامپ خواستند که پیمانهای تجارت آزاد با کشورهای دیگر را بدون مذاکره مجدد یا ایجاد اختلاف با رهبران دیگر کشورها اجرا کند و او به اغلب این درخواستها پاسخ منفی داد زیرا خودش بر این باور بود که کار درستی است.
البته کمی دشوار است که بپذیریم ترامپ شخصا در این موارد تصمیمگیری کرده است و برخی معتقدند این تصمیمات عجولانه در دولت امریکا نشان از یک تغییر بزرگ درسیاستگذاری اقتصادی در این کشور دارد. تغییراتی که میتواند کشور را به سمت آیندهای مبهم هدایت کند. شاید این تصمیمات به دلیل تلاش امریکا برای قدرتنمایی در مقابل دنیا است برای اینکه نشان دهد هنوز قدرت برتر اقتصادی و سیاسی است و قدرت گرفتن کشورهای دیگر از جمله چین در عرصه اقتصادی نمیتواند به جایگاه امریکا آسیبی وارد کند.
این گروه از افراد بر این باورند حتی اگر ترامپ تصمیم به وضع تعرفه بر بخش تکنولوژی کشور چین بگیرد باز هم میزان این تعرفهها کمتر از ۲۵ درصد است و به همین دلیل نمیتواند آسیبی به تجارت دوجانبه وارد کند. ولی در صحنه جهانی وضع این تعرفهها میتواند کشور را به یک ابرقدرت بیسیاست تبدیل کند که برای بهبود روابط اقتصادی و تجاریاش با دنیا گامی برنمیدارد و همواره تلاش میکند تا به دنیا از موضع قدرت نگاه کند و خواستههایش را به جهانیان تحمیل کند. همین مسئله است که چین و امریکا را هر روز بیش از پیش از هم دور میکند و حتی باعث میشود تا چین در پاسخ به خواستههای امریکا بایستد. آخرین مقابله چین با امریکا را میتوان در مسئله ایران و خرید نفت از ایران مشاهده کرد. دولت چین حامی اصلی ایران و خریدار نفت ایران حتی بعد از وضع تحریمها خواهد بود و دولت امریکا این سیاست را نادرست میداند.
اما این سیاست دولت امریکا به دنیال دیگر سیاستهایی است که وضع شد و زمینهساز آغاز جنگ تجاری در دنیا شد. حال سوال اصلی این است که پاسخ چین به این جنگ تجاری چه میتواند باشد؟ آیا چین میتواند در مقابل امریکا ایستادگی کند و دوستانش را به یاری بگیرد یا خیر؟
پاسخ دولت چین به جنگ تجاری اخیر
دولت مرکزی چین در پاسخ به جنگ تجاری ایجادشده در اثر سیاستهای امریکا، اقدام به افزایش سرمایهگذاری در توسعه تکنولوژیکی در کشور کرد. این سیاست باعث میشود تا سال ۲۰۲۵ میلادی این کشور برنامهها و نرمافزارهای تازهای را ایجاد کند که زمینه را برای توسعه اقتصادی و صنعتی در کشور فراهم کند. دلیل این مسئله هم فشارهای اقتصادی امریکا روی چین برای دسترسی به تکنولوژیهای خارجی و مانعتراشی در مسیر رشد پروژههای تکنولوژیکی مشترک چین و امریکا است.
موانع تجاری ایجادشده توسط امریکا با هدف محدود کردن پیشرفتهای تکنولوژیکی در چین است که میتواند در میانمدت روند رشد اقتصادی و صنعتی و درآمدزایی چین را تحت تاثیر قرار دهد و قدرت چین را در صحنه بینالمللی کمتر کند. البته باید در نظر داشت که امریکا در تولید سمیکانداکتورها بسیار توسعهیافته است و چین تاکنون نتوانسته است در این حوزه تکنولوژیهای لازم را ایجاد کند.
با توجه به بحران ایجاد شده در رابطه بین امریکا و چین به خصوص بعد از بالا گرفتن جنگ تجاری بین این دو کشور، چین به جای عقبنشینی اقدام به چارهاندیشی کرد. این کشور برای مقابله با این سیاست سرمایهگذاری در ایجاد تکنولوژیهای تازه را در دستور کار قرار داد و انتظار میرود با این تغییر، اقتصاد کشور قدرتمندتر از قبل بشود. این سیاست درستی است که میتواند چین را به یک ابرقدرت بزرگ تبدیل کند و به خوبی میتوان ارزیابی کرد که چین این تهدید را به یک فرصت تبدیل کرده است.
دلیل اهمیت این طرح برای دولت چین چیست؟
با وجود اینکه تلاش چین برای سرعتبخشی به رشد تکنولوژیکی به دلیل بر هم خوردن روابط تجاری این کشور با امریکا و تیرهتر شدن روابط سیاسی دو کشور بوده است، ولی به نظر میرسد این طرح بیش از اینکه برای ایجاد خودکفایی تکنولوژیکی باشد، با دلایل و اهداف دیگری طراحی و پیگیری میشود. یکی از دلایل وجهه مثبتی است که این طرح میتواند برای دولت چین داشته باشد. در صورتی که چین بتواند با سرمایهگذاری در بخش توسعه تکنولوژی، زمینه را برای رشد تکنولوژیکی و خودکفایی در این زمینه فراهم کند یک گام بسیار مهم در تحقق اهداف کشور برداشته است. از طرف دیگر استفاده از این تکنولوژی برای افزایش نرخ رشد اقتصادی و ایجاد رفاه هم مسئله دیگری است که میتواند کشور را به سمت روزهای روشنتری هدایت کند. رشد اقتصادی باز هم میتواند وجهه این کشور را در جهان تغییر دهد و قدرتش را بیشتر کند. مسئله دیگر این است که آمارهای رسمی از کاهش نرخ بازگشت سرمایه و کاهش جمعیت در سن کار در چین خبر میدهد و اگر چین بخواهد رونق اقتصادی خود را تداوم بخشد باید از ابزار تکنولوژی بهرهمند شود. ابزاری که میتواند سرعت و کیفیت تولید را بیشتر کند و چین را به اقتصادی پیشگام تبدیل کند.
رشد تکنولوژی، کلید رشد اقتصادی آینده
طبق آمارهای رسمی در سال ۲۰۱۵، شمار دانشآموزان چینی که وارد تحصیلات تکمیلی شدهاند برابر با ۳۵.۱ میلیون نفر بود در حالی که در سال ۲۰۰۰ تنها ۵.۹ میلیون نفر وارد تحصیلات تکمیلی شده بودند. با افزایش شمار نیروی انسانی تحصیلکرده و توانمند در این کشور است که دولت بر ضرورت تلاش برای ایجاد فرصتهای شغلی متناسب با ظرفیتهای این افراد، فرصتهای شغلی ارزشمند و با راندمان بالا و فرصتهایی که این افراد را بتواند جذب و تامین کند تاکید دارد. تنها در این صورت است که چین میتواند از پتانسیلهای خود به بهترین شکل استفاده کند و نرخ بیکاری را پایین نگه دارد. طرح توسعه تکنولوژیکی در کشور چین، طرحی است که میتواند فرصتهای شغلی تازهای را در این کشور ایجاد کند و بستر رشد را برای اقتصاد و اجتماع چین فراهم کند.
تلاش دولت امریکا برای مانعتراشی در مسیر رشد اقتصادی چین
چین دومین اقتصاد بزرگ دنیا است و به دلیل دارا بودن جمعیت زیاد و نیروی کاری جوان، هرساله شاهد رشد بیش از ۶ درصدی اقتصادش است. اما از سال ۲۰۱۵، دولتهای امریکا تلاش کردند تا دسترسی شرکتهای چینی به تکنولوژیهای روز را کمتر کنند. این کار برای اولین در سال ۲۰۱۵ توسط دولت باراک اوباما در امریکا اجرا شد و دونالد ترامپ آن را با جدیت بیشتر دنبال کرد. این ممانعت در دسترسی چین به تکنولوژیهای تازه تا آنجا پیش رفت که دولت امریکا با مداخله در مذاکرات دوجانبه چین و آلمان هم مانع انتقال تکنولوژی از کشور چین به این کشور شد. این فضای خصمانه سیاسی که به دلیل تبدیل شدن چین به یک ابرقدرت اقتصادی ایجاد شده است و باعث شد تا امریکا از این وضعیت احساس تهدید و خطر کند، اصلیترین و مهمترین دلیل تصمیمگیری دولت چین برای سرمایهگذاری در بخش توسعه تکنولوژیکی است.
در پایان باید گفت در دنیای امروز، اقتصاد مانند کلافی درهمتنیده است و اگر دولت امریکا تلاش میکند تا با قانون افزایش تعرفهها مانع از رشد اقتصادی در چین و تبدیل شدن این کشور به یک ابرقدرت اقتصادی در دنیا شود، شاهد آسیب دیدن اقتصاد خود نیز خواهد بود.


