چرا شهرهای مختلف دنیا تردد خودرو را ممنوع میکنند؟
در کپنهاگ پایتخت دانمارک که به تدریج خیابانهای زیادی در آن به راه دوچرخهرو و پیادهرو تبدیل شدهاند، بیش از ۶۰ درصد مردم برای رفتن به سر کار از دوچرخه استفاده میکنند. این رقم در لندن تنها ۲ درصد است
آینده نگر/ منبع: نیوساینتیست
در مرکز شهر مادرید، حکمرانی خودروها بر خیابانها به پایان رسیده و راه به روی حرکت آنها بسته شده. اما مادرید در این راه تنها نیست و برخی پایتختهای دیگر جهان هم دارند خیابانها را به روی خودروها میبندند. اسلو پایتخت نروژ تمام مکانهای پارک در خیابان را حذف کرده و دارد خیابانها را به راههای دوچرخهرو و پیادهرو تبدیل میکند. اسلو همچنین شبکه ریلی خود را گسترش داده، واگنهای متروی زیر و روی زمین را بیشتر کرده و حمل و نقل عمومی را ارزانتر کرده است. پاریس و بروکسل بعضی روزها را روزهای بیخودرو اعلام میکنند تا فرهنگ عدم استفاده از خودرو ترویج شود. شهرهایی مثل آتن و مکزیکوسیتی برنامه دارند که تا سال ۲۰۲۵ میلادی تردد تمام خودروهای دیزلی در شهر را ممنوع کنند. آیا این پایان عمر خودروها در شهرهای بزرگ دنیاست؟
واقعیت این است که دلایل زیادی برای توجیه ممنوعیت تردد خودرو در شهرها وجود دارد. خودروها و زیرساخت مورد نیاز برای آنها شصت درصد از فضای شهرها را اشغال میکنند و آسیب فیزیکی و ذهنی زیادی به شهر و مردمش میزنند. مارک نیوونهایسن، از انستیتو بهداشت جهانی مادرید، در این خصوص میگوید: «انگار همه فراموش کردهایم که شهرها برای مردم ساخته میشوند نه برای خودروها.»
تازهترین آماری که درباره آلودگی خودروها وجود دارد نشان میدهد که این آلودگی سالانه حداقل باعث ۱۸۴ هزار مرگ در جهان میشود که اکثر آن بر اثر بیماریهای تنفسی و قلبی است. آلودگی ناشی از خودروها همچنین باعث فراموشی میشود؛ به طوری که یک تحقیق نشان داده افرادی که در خانههای نزدیک به بزرگراهها زندگی میکنند هفت درصد بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به فراموشی هستند. خودروها همچنین عامل آزادسازی گازهای گلخانهای هستند که یکی از علل اصلی گرمایش زمین است.
از همه بدتر اینکه خودروها باعث تصادفهای جادهای هستند که سالانه بیش از یک میلیون نفر را در جهان میکشد و ۷۸ میلیون نفر را زخمی میکند. آمار در شهر پونتودرای اسپانیا (که تردد خودرو در مرکز شهر را ممنوع کرده بود) حاکی از کاهش و نزدیک صفر شدن تصادفات است.
در عین حال، مدتزمانی طولانی که مردم در ترافیک درون خودروها صرف میکنند عملا بیحرکتی فیزیکی را به همراه دارد که خودش منشأ بیماریهای مختلف دیگری است. آلودگی صوتی ناشی از ترافیک نیز روی انسانهای بالغ و نیز کودکان تاثیر ذهنی بدی دارد و به افسردگی و استرس میانجامد. مجموعه این عوامل به درستی باعث شده که مقامات شهری در نقاط مختلف دنیا به فکر ممنوعیت تردد خودروها بیفتند و در آینده نزدیک، این روند سریعتر هم خواهد شد.
صاحبنظران طرفدار ممنوعیت تردد خودرو در شهرها میگویند این کار باعث میشود سبک زندگی مردم فعالتر شود. مثلا در کپنهاگ پایتخت دانمارک که از دهه ۱۹۶۰ به تدریج خیابانهایش به راه دوچرخهرو و پیادهرو تبدیل شدهاند، بیش از ۶۰ درصد مردم برای رفتن به سر کار از دوچرخه استفاده میکنند. این رقم در لندن تنها ۲ درصد است.
برای شهرهایی که محدودیت تردد خودرو را در نظر دارند، گزینههای مختلفی وجود دارد. یکی از آنها ممنوعیت تردد خودروهای بنزینی و دیزلی اما ارائه اجازه تردد به خودروهای الکتریک است. گزینه بعدی این است که امکانات شهری چنان گسترش پیدا کند که دوچرخهسواری و استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی آسانتر و جذابتر از خودروی شخصی تمام شود.
اما گروهی دیگر از صاحبنظران حتی معتقدند به خودروهای الکتریک هم نباید اجازه تردد داد چون قصد اصلی بر این است که مردم سبک زندگیشان در شهرها را عوض کنند و برای این منظور باید راه تردد آنها در شهر به صورت رادیکال عوض شود. این در حالی است که خودروهای الکتریک هم به هر حال به شارژ نیاز دارند، هرچند که آسیب آنها به طبیعت بسیار پایینتر از خودروهایی است که از سوخت فسیلی استفاده میکنند.
اما ممنوعیت یا محدودیت تردد خودرو در شهرها مخالفان زیادی هم دارد. مثلا در مادرید انجمنی برای حمایت از حقوق خودروداران تشکیل شده که میگوید ممنوعیت یا محدودیت تردد خودروها ناقض حقوق شهروندی است و برخی گروههای مردم را به دردسر میاندازد و حتی باعث میشود عده کمتری از مردم برای انجام کارهایشان به مرکز شهر بروند و این باعث ضرررسانی به کسب و کارها در آن منطقه است.
دورینا پوجانی از دانشکاه کوئینزلند در استرالیا در جواب به این انتقادات میگوید: «اوضاع جهان طوری پیش رفته که دیگر جایی برای اینکه به صورت شخصی دنبال حقوق خود باشیم وجود ندارد و باید فردگرایی افراطی به همین خاطر کنار گذاشته شود. حالا دیگر داشتن خودروی شخصی و خانه مستقل اهمیت کمتری دارد چون الگوهای مصرف و زندگی در شهرها از ظرفیت اصلی خود جلوتر رفتهاند و دارند باعث نابودی شهرها میشوند. آینده بیخودرو آیندهای گریزناپذیر در شهرهاست.»
