گزارش مجمع جهانی اقتصاد از مدیران شایسته برای دنیای جدید کسب و کار
یک سال پیش در نخستین گزارشی که از میزان آمادگی کسبوکارها برای ورود به دوره چهارم انقلاب صنعتی تهیه شد، 86 درصد از مدیرانی که از آنها سوال شده بود گفته بودند که سازمان آنها «تمام تلاش خودش را میکند» تا نیروی انسانی مورد نیاز برای ورود به چهارمین انقلاب صنعتی را خلق کند. امسال کمتر از نیمی از آنها این جمله را تکرار کردند.
آینده نگر
قرن 18 میلادی زمانی است که رفتهرفته جوامع روستایی شروع به تغییر شکل كردند و جوامع صنعتی جای آنها را گرفتند. نساجی و راهآهن و پیدایش ماشین بخار دست به دست هم دادند تا این دوران نام انقلاب صنعتی اول را به خود بگیرد. قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم عرصه تاخت و تاز صنعت نفت و فولاد بود و به میان آمدن صنعتی به نام برق. این دوران تبدیل شد به آغاز تولید انبوه و همراهش تلفن و ضبط صوت هم از راه رسید؛ انقلاب صنعتی دوم. پس از جنگ جهانی دوم زمینه برای رسیدن به انقلاب دیجیتال فراهم شد، انقلابی که از دهه 80 میلادی آغاز شد و کامپیوترها و اینترنت و تکنولوژی ارتباطات را بر دنیا حاکم کرد. حالا مدتی است که مجمع جهانی اقتصاد فرارسیدن انقلاب صنعتی چهارم را متذکر شده است. انقلابی به معنای سلطه جهان مجازی و از راه رسیدن فناوریهایی که نهتنها در دنیای تجارت که حتی در بدن انسان هم تغییراتی ایجاد میکنند. در این دوره قرار است تقسیم کار میان انسان و تکنولوژی بازتعریف شود و دنیایی از فرصتهای تازه و البته خطرات جدید را پیش رو بگذارد. مجمع جهانی اقتصاد به صورت مدام در مورد این عصر جدید مطلب منتشر میکند و آمادهباش میدهد. در آخرین مطلبی که این سازمان منتشر کرده است به ویژگیهای رهبران انقلاب صنعتی چهارم اشاره شده است، کسانی که قرار است مدیریت کسبوکار را برای گذر کمهزینهتر به دوره بعدی بر عهده داشته باشند. ترجمه این مطلب را در این بخش میخوانید.
یک سال پیش در نخستین گزارشی که از میزان آمادگی کسبوکارها برای ورود به دوره چهارم انقلاب صنعتی تهیه شد، 86 درصد از مدیرانی که از آنها سوال شده بود گفته بودند که سازمان آنها «تمام تلاش خودش را میکند» تا نیروی انسانی مورد نیاز برای ورود به چهارمین انقلاب صنعتی را خلق کند. امسال کمتر از نیمی از آنها این جمله را تکرار کردند.
این موضوع نشان میدهد که نهتنها تغییر قابل توجهی در رفتار آنها به وجود آمده است بلکه بیانگر برخورد بهتر آنها با این مفهوم است. این موضوع نشان میدهد که مدیران فهم بسیار عمیقتری از انقلاب چهارم صنعتی به دست آوردهاند و بهتر میدانند چه چالشی در پیش روی آنها قرار دارد. حالا این مدیران، کارها و تلاشهایی را که باید برای ورود به دوره چهارم انقلاب صنعتی در پیش بگیرند با دید واقعگرایانهتری میبینند.
گزارش دوم با نام «رهبری در انقلاب صنعتی چهارم؛ چهرههای پیشرفت» منتشر شده است. در این گزارش باز هم از مدیران پرسیده شده که چگونه قرار است سازمانشان را برای موفقیت در چهار حوزه جامعه، استراتژی، تکنولوژی و استعداد آماده کنند. علاوه بر تحقیق سالانه برای پی بردن به انگیزه و راهکارها، در پی این هم بودهایم که کشف کنیم رهبران چگونه پیش میروند و در چه نقاطی به بهترین نتیجه میرسند و چه عاملی موفقترین رهبران را از دیگران متمایز میکند.
در حالی که بسیاری از مدیران با سر درآوردن از پیچیدگیهای انقلاب چهارم کلنجار میروند، برخی از رهبران هستند که به نظر میرسد قضیه را درست متوجه شدهاند. ما چهار تیپ رهبر متمایز را یافتیم که به باور ما میتوانند برای مدیرانی که با چالشهای حاصل از انتقال به عصر دیجیتال دست به گریبان هستند، نقش الگو را بازی کنند. پیش از اینکه این چهار تیپ مدیریتی را مرور کنیم بد نیست نگاهی به دستاوردهای کلیدی گزارش مذکور بپردازیم.
مدیران تعهدی عمومی به پیشرفت جهان بیان کردهاند. رهبران در زمان امتیازدهی سالانه کارشان از تاثیرات اجتماعی به عنوان مهمترین عامل نام بردهاند. از دید آنان این عامل حتی پیش از عملکرد مالی و یا رضایت کارمندان و مشتریان قرار دارد. در سال گذشته نزدیک به سهچهارم از پاسخدهندگان گفتهاند که سازمانهایشان برای تولید یا تغییر محصولات یا خدمات بر مبنای تاثیر بر اجتماع قدمهایی برداشتهاند. بسیاری از آنها با انگیزه رشد و فروش بیشتر دست به این کار زدهاند.
مدیران در چالش برای طراحی استراتژیهای موثر مناسب با بازارِ به سرعت در حال تغییرِ امروز هستند. در این میان مسئله تکنولوژیهای جدید که حالا بیشتر از هر زمانی در حال افزایش است هم مطرح میشود. رهبران گفتهاند که در فهم کامل موقعیتهایی تجاری که ریشه در تکنولوژیهای جدید دارند به مشکل خوردهاند و در برخی موارد از دید استراتژیکی که بتواند آنها را راهنمایی کند برخوردار نیستند. بسیاری از رهبران گزارش دادهاند که شرکتهایشان از سازوکارهای آشکار تصمیمگیری تیعیت نمیکنند و محدودیتهای سازمانی دست و پای آنها را برای توسعه و بهاشتراکگذاری دانش برای تعریف یک استراتژی موثر میبندد.
رهبران همچنان به جای اینکه دست به سرمایهگذاریهای شجاعانه بر روی فکرهای تحوالآفرین بزنند، ترجیح میدهند از تکنولوژیهای پیشرفته تنها برای حفاظت از موقعیتشان استفاده کنند. بسیاری از مدیران در واقع دارند سود حاصل از سرمایهگذاریشان در حوزه فناوری را در جیب میگذارند اما دیگران حرکت رو به جلو را همچنان دشوار مییابند. چالشهای اساسی اینها هستند: تمرکز بیش از اندازه بر روی نتیجهگیری در کوتاهمدت، کامل درک نکردن تکنولوژیهای انقلاب چهارم و انتخابهای فراون در حوزه فناوری. رهبران به اصول اخلاقی و موضوعات ذاتی مربوط به تکنولوژیهای جدید باور دارند اما شرکتهای کمی هستند که خودشان را برای مقابله با خطرات احتمالی آماده کرده باشند.
