سال دوم ترامپ بدتر است
مسئله اینجاست که اصلا نمیتوانیم بحران بعدیای را که ترامپ به وجود بیاورد پیشبینی کنیم. هر لحظه و هر فرصت و تهدیدی میتواند به سرعت تبدیل به بحرانی جدی شود
آینده نگر/ مگان مکآردل، مقالهنویس بلومبرگ
در چهارم آوریل ۱۸۴۱ ویلیام هنری هریسون، رئیسجمهور امریکا بعد از یک دوره ۹روزه بیماری که از سرماخوردگی به ظاهر سادهای شروع شده بود درگذشت. او فقط یک ماه بود که به قدرت رسیده بود و مورخان سال اول ریاستجمهوری او را بدترین و تلخترین سال اول در میان رؤسای جمهور امریکا میدانند. دونالد ترامپ البته نمیتواند با هریسون رقابت کند، اما نامزد خوبی برای رتبه دومی است. ترامپ برای دوم شدن سه رقیب دارد: رونالد ریگان که سال اول ریاستجمهوریاش ترور شد و زنده ماند، جیمز گارفیلد که ترور شد و مرد و بالاخره آبراهام لینکلن که در سال اول به قدرت رسیدنش امریکا وارد جنگ داخلی شد.
ترامپ در سال اول ریاستجمهوریاش نتوانست سیستم خدمات درمانی اوباما را لغو و سیستمی تازه جایگزینش کند، نتوانست افراد کافی برای سمتهای اجرایی در دولت معرفی کند (از ۶۱۵ سمت اجرایی کلیدی که نیازمند تایید سنا هستند ۲۰۳ نفر تایید شدهاند، ۱۵۰ نفر منتظر تایید هستند و نامزدهای ۲۵۰ پست اصلا معرفی نشدهاند)، افراد مهمی از دستیارانش استعفا دادند، تیم انتخاباتیاش متهم به همکاری با روسیه است و افراد نزدیک به ترامپ تحت بازپرسی قرار گرفتهاند. ترامپ برخلاف وعدههایش سیاستمداران درجهیکی را دور خود جمع نکرد، در مرز با مکزیک دیوار نساخت و هیچ طرح عظیم زیرساختیای را آغاز نکرد. البته ترامپ به بعضی وعدههایش عمل کرد: قاضی جدید دیوان عالی را منصوب و بعضی از مقررات دست و پاگیر برای والاستریت را لغو کرد. نتایج آخرین نظرسنجی موسسه گالوپ نشان میدهد که فقط یکسوم جمعیت کشور از آنچه که او انجام میدهد رضایت دارند. این آمار میتواند با آغاز دادگاه اعضای تیم انتخاباتیاش به اتهام ارتباط با روسیه بدتر شود.
ترامپ ناآماده انتخاب شد و سال اول ریاستجمهوریاش را هدر داد. اشتباهات سال اول گریبانش را در سال دوم خواهد گرفت. اگر حتی برنامه جامعی برای کشور داشته باشد، هنوز تیم اجرایی خود را برای اجرای آن جمع نکرده است. او متحدانش را در کنگره از دست داده است و آنها فقط به خاطر از دست ندادن رأی جمهوریخواهان تندرو است که با او مخالفت نمیکنند. با اینهمه باز هم شاهد استعفا و فاصلهگیری تعدادی از جمهوریخواهان کنگره از او بودهایم.
آنها که کنارِ ترامپ میمانند به او کمک خواهند کرد طرح اصلاح سیستم مالیات و معافیتهای مالیاتیاش را پیش ببرد – این یکی از معدود نکاتی است که ترامپ و جمهوریخواهان کنگره روی آن اتفاقنظر دارند. تصویب طرح کاهش مالیاتها همان دستاوردی است که جمهوریخواهان برای پیروزی در انتخابات میاندوره سال ۲۰۱۸ رویش حساب باز کردهاند. بعد از آن چه؟ شاید تیم تحقیق ماجرای ارتباط با روسیه نتواند نزدیکان ترامپ را به دردسر بیندازد. شاید جمهوریخواهان از موفقیت در طرح کاهش مالیات جانی دوباره بگیرند و تلاش کنند طرحهای جدی دیگری را هم پیش ببرند: مثل طرح سرمایهگذاری عظیم در زیرساختها یا اصلاح جدی قوانین مهاجرتی. حتی میشود سناریویی را طراحی کرد که در آن ترامپ از اشتباهاتش در سال اول درس خواهد گرفت و کشور را با برنامه اداره خواهد کرد. اما آیا واقعا میشود چنین سناریویی را باور کرد؟
سناریوی محتملتر این است که سال دوم ریاستجمهوری ترامپ شبیه سال اولش به نظر خواهد رسید: کاخ سفید با تنبلی و شلختگی به حرکت خود ادامه خواهد داد، هیچ سیاست متمرکزی را پیش نخواهد برد و بیشتر تصمیماتی واکنشی اتخاذ خواهد کرد. این در حوزه سیاست داخلی دردسرآفرین خواهد بود اما در حوزه سیاست خارجی عواقب ترسناکی خواهد داشت. اینجا نقاط ضعف شخصیتیِ ترامپ – ناگهانی تصمیمگرفتنش، آمادهنبودن پیش از مذاکرات و گوشندادنش به مشاوران – بزرگترین ریسک را در روابط بینالمللی به وجود میآورد. به همین خاطر اصلا نمیتوانیم بحران بعدیای را که ترامپ به وجود بیاورد پیشبینی کنیم. هر لحظه و هر فرصت و تهدیدی میتواند تبدیل به بحران شود: همه ما به خاطر ریاستجمهوری او شبهای بیخوابی فراوانی در پیش خواهیم داشت.
نیلز بور، فیزیکدان مشهور دانمارکی یک بار به شوخی گفته بود: «پیشبینی کردن سخت است به خصوص وقتی درباره آینده باشد.» حالا میتوانیم بگوییم پیشبینی کردن غیرممکن است به خصوص وقتی ترامپ رئیسجمهور باشد. کوتاهبینی او و ناآمادهبودنش کشور را در وضعیت دلهره دائم قرار داده است. تنها چیزی که مطمئنا میتوانیم از ۲۰۱۸ انتظار داشته باشیم مقادیر فراوانی بلاتکلیفی است، و البته شبهای بیخوابی.
