مهندسی تغییرات اجتماعی با طبقه متوسط انجام میشود
فیلسوفانی مانند افلاطون و ارسطو بر میانەروی کە ویژگی اصلی طبقە متوسط است تاکید داشتە و آن را برای جامعە مفید دانستەاند.
خالد توکلی/جامعهشناس/آینده نگر
طبقە متوسط هموارە و در تمامی جوامع بە دلایل مختلف مورد توجە و دارای اهمیت بودە است. از دیرباز فیلسوفانی مانند افلاطون و ارسطو بر میانەروی کە ویژگی اصلی طبقە متوسط است تاکید داشتە و آن را برای جامعە مفید دانستەاند. در دنیای جدید و بەویژە در نظامهای سیاسی دموکراتیک نقش و اهمیت این طبقە بیشازپیش آشکار میشود و جامعەشناسان و دانشمندان علوم سیاسی یکی از مهمترین ویژگیهای طبقە متوسط جدید را باور این طبقە بە ارزشهای دموکراتیک میدانند و ازاینجهت وجود آن را برای تأسیس و تداوم نظام سیاسی دموکراتیک حائز اهمیت تلقی میکنند. همچنین سبک زندگی طبقه متوسط و نگاهی کە بە تغییرات اجتماعی دارند در افزایش اهمیت و اعتبار آن تأثیر داشتە است. بدیهی است آنچە برای جوامع مهم و درعینحال حیاتی است تغییر مستمر و مداوم جنبەهای گوناگون زندگی اجتماعی است. طبقە متوسط جدید این توانایی را دارد کە هم در ایجاد تغییرات تدریجی و گام بە گام نقش داشتە و هم در پذیرش تغییرات پیشقدم باشد.
البتە نباید از این نکتە غافل بود کە عقلانیت رایج در طبقە متوسط نە آنقدر انقلابی است کە بە سوی دگرگونیهای بنیادی و ناکجاآبادی متمایل شود و نە آنقدر محافظەکار است کە برای تغییرات تدریجی مانع ایجاد کند.
این امر نقش منحصر بەفردی بە این طبقە در برنامەریزیها و مهندسی تغییرات اجتماعی بخشیدە است. در نبود یا در صورت تضعیف طبقە متوسط، دیگر طبقات اجتماعی، میداندار میشوند. با توجە بە اینکە طبقات بالا و پایین جامعە بەشدت محافظەکارند و در مقابل تغییرات از خود مقاومت نشان میدهند، گریز از تغییرات ممکن است در شرایطی خاص منجر بە گریز از آزادی شود و نتیجە آن بازتولید و تداوم استبداد و خودکامگی شود و زمینە برای رواج و فعال شدن نوعی پوپولیسم در فضای سیاسی فراهم شود. این امر بیش از هرچیز نشان از آن دارد کە یکی از خصائص اصلی این طبقە تقویت دموکراسی در جامعه است و در صورت فقدان آن آنچە بیش از هر چیز رو بە افول میرود ارزشها و سازوکارهای دموکراتیک جامعە و نظام سیاسی است.
علاوە بر نقش انکارناپذیر طبقە متوسط در گسترش دموکراسی و مهندسی تغییرات اجتماعی باید بە یکی دیگر از خصوصیات ممتاز آن اشارە شود: جامعەشناسان و در صدر آنها بوردیو بە سە نوع سرمایە (مادی، اجتماعی و فرهنگی) اشارە کردەاند. بدیهی است وجود هرکدام از این سرمایەها فایدەها و فرسایش آنها آسیبهایی برای جامعە دربر دارد. طبقه متوسط برخلاف دیگر طبقات موجود در جامعە حامل و مولد اصلی سرمایەهای فرهنگی و اجتماعی است. حال اگر این طبقە بە نحوی از انحا تضعیف شود این بدان معناست کە میزان و موجودی در گردش این سرمایەها کاهش خواهد داشت. اولین اتفاقی کە با فرسایش این سرمایەها خواهد افتاد علاوە بر رواج پولپرستی و پیامدهای منفی آن این است کە احساس بیعدالتی و تضاد طبقاتی در جامعه گسترش مییابد. طبقە متوسط با مالکیت سرمایەهای فرهنگی و اجتماعی خود را از داشتن مقدار هنگفتی از سرمایە مادی بینیاز میداند و این استغنا مانع از آن میشود که خود را فقیر بداند و احساس بیعدالتی در درونش ایجاد شود. فقدان اعتماد، همکاری و مشارکت از یکسو و عدم تولید آثار فرهنگی و هنری هم بە طور محسوسی امکان فعالیت جمعی را کم میکند و هم لطافت، فرهیختگی و امکان برآوردەشدن نیازهای عاطفی آحاد جامعە کاهش مییابد. درواقع وجود و حضور طبقە متوسط بە معنای پرورش و تقویت سرمایە اجتماعی و فرهنگی است کە حداقل فایدەای کە دارد این است کە جامعە را از دوقطبی شدن در امان نگە میدارد و ناخواستە بە گسترش احساس عدالت در میان شهروندان مدد میرساند. درواقع ایجاد تعادل در موجودی سرمایەها و حفظ تنوع سرمایەها با حضور فعال طبقە متوسط ممکن و میسر است و با این تنوع است کە احساس عدالت در میان شهروندان بەوجود میآید.
